کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

 

 

پويشگران

خانه شکوه میرزادگی

Shokooh Mirzadegi 

يادداشت

بازگشت به خانه

آرشيو يادداشت ها

 

مسئوليت اخلاقی  در گرد آوری امضا

 

سال هاست که من بسياری از «خواست نامه» ها (پتی شن) و اعلاميه هایی را که در زمينه ی حقوق انسان ها بوده اند امضا کرده ام. برايم هم فرقی نداشته که اين «پتی شن» ها را کدام گروه يا حزب سياسی و  چه فرد يا افرادی نوشته و جهت نگاه و توجه شان به سوی مردمان کجای زمين بوده است؛ کافی بوده است که يک اعلاميه يا پتی شن برای نجات جان يک زندانی سياسی باشد، برای لغو اعدام باشد، برای رفع تبعيض های جنسيتی و قومی و مذهبی باشد، برای مخالفت با شکنجه و کشتار و جنگ باشد و، به طور کلی، برای خواستاری حقوق انسان امروز و متمدنی باشد که، بر اساس اعلاميه حقوق بشر، دارای حقوق مسلمی است که به دست اشخاص يا حکومت هايی از بين می روند.

البته خيلی ها معتقدند که اين پتی شن امضا کردن ها بیهوده است و حتی برخی اين امضا کردن ها را به تمسخر می گيرند. اما به باور من، و با توجه به تاريخ، می بينيم که جهان با همين اعتراض های به ظاهر ساده و کوچک است که تغيير کرده و به اکنون رسيده است. همين اعتراض های کوچک انسان های عدالت خواه  بوده که چشم ها و گوش های بسته ی جمعی  را بر کمبودهای بشری باز کرده و اعتراض های وسيع تری را بوجود آورده است که کارساز شده اند.

 

اما، با اين همه، سال هاست که هيچ وقت آگاهانه و دانسته اعلاميه هايي را که خطاب به حکومت های ناقض حقوق بشر هستند امضا نکرده ام. يعنی به نظرم بيهوده می آيد که مثلا به آقای خامنه ای نامه بنويسيم و خواستار  رفع تبعيض از زنان شويم. معنای اين کار آن است که از کسی که خودش و شورای نگهبانش رسما رفع تبعيض از زنان را گناهی کبيره می دانند و رسماً کنوانسيون رفع تبعيض از زنان را رد کرده اند بخواهيم که با رفع تبعيض از زنان موافقت کنند و، به کلام ديگر، به خاطر ما زنان مرتکب گناهی کبیره شوند! در عين حال فکر می کنم که ما، با نامه نوشتن به اين گونه افراد، به آن ها حقانيتی (و يا بقول خودشان، مشروعيتی) می بخشيم که حق شان نيست. يعنی، اين  افراد، حتی اگر با رای مردمان بر مسند حکومت نشسته باشند، از لحظه ای که حقوق مردمان را نقض کرده اند، يا قوانين انسانی را شکسته اند، ديگر صاحب حقانيت حکومت کردن نيستند. به همين دليل، هميشه هر «پتی شنی» را که خود در اين سال ها نوشته ام يا خطاب به سازمان های جهانی ناظر بر حقوق انسان ها بوده و يا خطاب به مردمان سرزمينم يا مردمان جهان.

البته بايد اضافه کنم که وقتی سازمان هايي مثل سازمان حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل، يا سازمان ملل متحد به اين نوع حکومت ها نامه می نويسند کارشان قابل درک و قبول است؛ چرا که اين سازمان ها در واقع به عنوان مدعی العموم عمل می کنند و، از جايگاهی بالاتر از حکومت ها، از آن ها می خواهند که به کارهای غيرانسانی خود خاتمه دهند. ولی اگر من، به عنوان يک نويسنده يا شهروند يک کشور، بخواهم مطالبه حقی کنم به طور قطع نمی توانم اين حق را از ناقض آن بخواهم و بايد به سازمان حقوق بشر يا سازمان ملل و سازمان های ديگری که حق طلب هستند بنويسم و از آن ها بخواهم که حق مرا، به عنوان انسانی که مورد تبعيض قرار گرفته، بگيرند. و يا آن را خطاب به مردمان سرزمينم يا مردمان جهان بنويسم و بگويم تا حقی از دست رفته يا تبعيضی غير انسانی را به اطلاع عموم رسانده باشم.

اما متاسفانه در طول مدت دو سال گذشته، دو مورد برايم پيش آمده، و متنی را امضا کرده ام که با آنچه بعدا منتشر شده متفاوت بوده است. يعنی، در ابتدای کار خواست نامه ای که برای من فرستاده شده بود، و به همان صورت هم منتشر شده و در دسترس ديگران هم بود، مخاطب خاصی نداشت اما پس از انتشاری وسيع تر متوجه شدم که مخاطبی پيدا کرده که اگر می دانستم هرگز آن را امضا نمی کردم.

به همين دليل هم هست که مدت هاست پتی شن هايي را که برايم می رسد علاو بر اين که به دقت می خوانم منتظر می شوم تا زمانی از انتشارش بگذرد و بعد آنها را امضا کنم.

با اين حال امروز، در ارتباط با نامه ای که از سوی برخی از افراد داخل ايران تهيه و برای جمع آوری امضا به گردش درآمده، اعلاميه ای به دستم رسيده که ادعا می کند متنی که روز اول برای امضا نوشته شده ضميمه ای پيدا کرده که کاملا متفاوت با متن اولی است. من اين اعلاميه را هم امضا کرده ام اما اکنون، در برابر اين اطلاع جديد، فکر می کنم اگر چنين ادعایی درست باشد، بايد گفت که اين نوع رفتارها کاملا غيراخلاقی  و کاملا در تضاد با تفکر ايستاده در پس حق طلبی های انسانی است.

ما نمی توانيم در جريان يک کار حق طلبانه حقوق ديگران را ضايع کنيم. وقتی شما نامه ای را به امضای حتی يک نفر رسانيده باشيد ديگر حق نداريد آن نامه را تغيير دهيد يا ضميمه ی تازه ای به آن سنجاق کنيد. چرا که با اين کار مسلماً حقوق همان يک فرد را ضايع کرده ايد. برای همين است که سايت های منتشر کننده اين گونه پتی شن ها (مثل سايت «پتی شن آن لاين دات کام») پس از شروع گردآوری امضا اجازه تغيير متن را به نويسندگان آن نمی دهند و آن ها نمی توانند کلمه ای از نامه را تغيير دهند حتی اگر برای تصحيح اشتباهی املايي باشد.

شايد خيلی ها بخواهند، چه به صورت فردی و چه به طور جمعی، و به هر دليل قابل قبول يا غير  قابل قبولی، نامه ای خطاب به مقامات ايران يا هر کجای دنيا بنويسند. اين حق آن هاست. اما اگر بخواهند اين نامه ها را به امضای ديگران برسانند بايد توجه داشته باشند که اين نامه ها را به صورت کامل، يعنی همانگونه که برای اشخاص مورد نظرشان می فرستند، يا خواهند فرستاد، منتشر کنند. آنها بايد بدانند که پس از گذاشته شدن اولين امضا زير آن نامه ديگر حق ندارند حتی کلمه ای را تغيير داده يا چيزی را از متن کاسته يا به آن اضافه کنند.

عمل نوشتن خواست نامه و اين نوع امضا جمع کردن از سنت های قابل احترام جوامع متمدن و سازمان های حقوق بشر است و، پس، سوء استفاده های  عمدی، يا  حتی غير عمدی، از آن و بی توجهی  و سهل انگاری در انجام اين نوع فعاليت ها می تواند لطمه های عميق و جبران ناپذيری به اين روش دادخواهی زيبای بشری بزند ـ لطمه هایی  که ساده ترين شان بی اعتماد کردن مردمان و بی توجه ساختن آن ها به اين نوع امضا جمع کردن ها خواهد بود.

 

جمعه 24 شهريور ـ 15 سپتامبر 2006

  

 

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

 نگاه يک زن

مطالب   ديداری

مطالب  شنيداری

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

********

  شرح حال

آلبوم عکس

جستجو

 تماس

English Section