کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

 

 

پويشگران

خانه شکوه میرزادگی

Shokooh Mirzadegi 

يادداشت

بازگشت به خانه

آرشيو يادداشت ها

 

عشق، اکسيژن زمانه ی ما

------------------------------------------------------

از آن جايي که عشق در سرزمين ما برای زنان بيش از مردان ممنوع بوده و هست

من دوست دارم در "روز عشق"  گلی را به شما هديه کنم که در فرهنگ باستانی ايرانيان

به معنای «زن آزاده» شناخته می شد: گل زرد

اين روزها همه جا سخن از عشق است، صحبت از «والنتاين» و از روز عشق ـ روزی که نه تنها در سراسر اروپا و آمريکا (که آن را رسماً برگزار می کنند) بلکه در سراسر جهان نيز معنای خاص خود را پيدا کرده و گرامی داشته می شود

شنيده ام چند سالی است که در ايران هم اين روز را به صورتی غير رسمی جشن می گيرند؛ برخی می گويند به خاطر لجبازی با حکومت که هر چيز غربی را بد می داند و جماعتی هم فکر می کنند که بيشتر به اين علت که مردمان ما، به خصوص جوان ها، از ممنوعيت عشق زمينی از يک سو، و غلو بی اندازه درباره عشق روحانی، از سويي ديگر خسته شده اند و می خواهند آنها نيز، بدون صيغه يا شلاق و شکنجه، مثل مردمان سرزمين های پيشرفته، آزادنه و با غرور عاشق باشند. آنها اکنون، به خاطر توسعه ی رسانه ای و آشنا شدن با فرهنگ غرب، دريافته اند که در فرهنگ اين غربيان (که به غلط شايع کرده اند عشق را نمی فهمند) عشق در همه ی اشکال آن زيباست؛ از عشق مادر و فرزند گرفته تا عشق به وطن يا خدا. اما، در اين ميان، هيچ کدام از آن عشق ها عشق بين دو انسان را به سايه نمی برند و کوچکش نمی کنند. عشق انسانی به انسان ديگر همانقدر زيباست که عشق به خدا.

متاسفانه، در فرهنگ ما، عشق زمينی به خصوص از پس حمله اعراب به کشورمان، ممنوع بوده است ـ تا جايي که کوشش شده تا هر آن چه که در فرهنگ و ادبيات پس از اسلام ما به وجود آمده و به حضور عشق اشاره داشته مورد تفسيری غير زمينی قرار گيرد. يعنی، سخن از عشق گفتن تنها در جاهايي آزاد است که زمينی آن عشق نيست. در اين نگاه، عشق زن و مرد عشق زيبايي نيست. تصوير بوسيدن يک زن و مرد در اين فرهنگ با زشتی و کراهت همراه است. واژه «معشوقه» در اين فرهنگ با «تن فروش» يکی شده است و معشوق هم تنها خداست.

در اين فرهنگ حتی نمی توان عشق را در چهارچوب ازدواج معنا کرد. درست است که زن و شوهر مجازند که با هم بخوابند اما اين رابطه چيزی تلقی می شود همچون خوابيدن دو جانور که قصد از آن توليد مثل است و بس. يعنی، عشقبازی جنسی برای زن و شوهر هم کراهت دارد. در احاديث است که طرفين بايد در حين عشقبازی ذکر خدا بگويند تا شيطان در کارشان شريک نشود!

عده ای هم راه افتاده اند که روز ازدواج حضرت فاطمه و حضرت علی را به عنوان روز عشق تعيين کنند تا جوان ها را از شر والنتاين فرنگی رها سازند. و البته دوستانی هم هستند که می گويند بايد برويم و روزی را در ايران باستان پيدا کنيم و آن را بعنوان روز عشق ايرانی تعيين کنيم. برخی هم می گويند ما اصلا اين روز را داريم و نيازی به روز والنتاين نيست.

من اما فکر می کنم که در مورد برخی امور اينکه از کجا آمده اند اهميتی ندارد بلکه مهم آن است که اکنون برای چه هستند و چه کارکردی دارند. بر همين قياس، اکنون ديگر مهم نيست که ريشه اين روز عشق که در بخش عمده ای از جهان بزرگ داشته می شود در کجاست؛ به «لوپر کاليا» و روزگاران قبل از ميلاد مسيح برمی گردد و يا به بزرگداشت «جونو»، خدای خدايان زن، و يا به روزگاری اشاره دارد که جوان ها مقابل «کلوديوس»، امپراطور ظالم و جنگجوی روم که می خواست به خاطر جنگ عشق را ممنوع کند، ايستادند، و يا حاصل تلاش مرد خدايي به نام «والنتاين» است که، به حمايت از جوان های عاشق برخاسته و اکنون نام روز عشق را از آن خود کرد است.

حتی اکنون سخن از اين گفتن که اين روز بهانه ای کاسبکارانه است که به مدد آن عده ای دارند (مثلا با فروش گل و کارت تبريک) کسب و کار خودشان را رونق می دهند نيز حرف بيهوده ای است. مهم اين است که در زمانه ای که در آسمان آن کلماتی چون جنگ، بمب، موشک، خشم، و نفرت موج می زند و هوای جهان را به سوی مسموميتی هراس انگيز می کشاند، زيباتر از اين چيست که کلام عشق را، با هر دليل و مناسبتی، تکرار کنيم. جهان امروز ما به اين کلام، مثل اکسيژن، نيازمند است.

روز عشق بر شما و بر ما مبارک باد!

 

جمعه 21 بهمن ماه 1384 ـ   10 فوريه 2006

 

 

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

 نگاه يک زن

مطالب   ديداری

مطالب  شنيداری

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

********

  شرح حال

آلبوم عکس

جستجو

 تماس

English Section