|
بازگشائی افسون
از مدتی پيش دوستان پرتلاش و پر
مهر پايگاه اينترنتی
«فرهنگ گفتگو» از من خواسته اند تا در يکی ديگر از نشست های پالتاکی شان
شرکت کنم. من معمولا در اين گونه نشست ها شرکت نمی کنم؛ دليلی منطقی ندارد،
فقط سخت است که دو سه ساعت در اتاقی مجازی بنشينم و با کسانی گفتگو کنم که نه
آنها را می بينم و نه (معمولا) آنها را می شناسم. اصلاً برايم سخت است که سه
ساعت جايي بنشينم. من تنها وقتی می نويسم و يا کار می کنم می نشينم جلوی
کامپيوتر؛ تازه هر وقت که دلم خواست بلند می شوم و می روم که پياده روی کنم.
حتی اگر اين راه رفتن در طول و عرض اتاق چند متری کارم باشد. با اين همه برای
بار دوم دعوت فرهنگ گفتگويي ها را قبول کردم ـ به خصوص که اين بار قرار بود
نشست آنها در ارتباط با کارهای ادبی و درباره صادق هدايت باشد ـ نويسنده ای که
هنوز برای من در صدر نويسندگان محبوبم قرار دارد، و دوستان عزيزم آقای محمود
فلکی و آقای محمد عارف هم در اتاق حضور داشته باشند.
به من گفتند که مناسبت اين
گردهمآيی مجازی مطلب بلندی است که آقای جمشيد طاهری پور درباره بوف کور هدايت
نوشته اند و خودشان هم قرار است صحبتی ايراد کنند. من هنوز کتاب آقای طاهری پور
را نخوانده بودم و ـ راستش ـ فکر کردم ايشان هم شخصيتی هستند با تخصص يا بی
تخصص که مطلبی درباره بوف کور نوشته اند؛ مثل خيلی های ديگر.
ما، در سرزمين مان، از نظر ادبيات
و هنر خيلی کمبودها داريم که دست و پای اهل ادب و هنر ما را بسته اند؛ تا جايي
که هنوز نتوانسته ايم وارد بازار ادبيات و هنر جهانی شويم ـ نه به معنای منتشر
کردن يک يا حتی چند کتاب به زبانی ديگر غير از فارسی، يا برگزاری چندين
نمايشگاه در اين طرف و آن طرف دنيا، بلکه به معنای حضور داشتن در ادبيات و هنر
و فرهنگ جهانی، به عنوان يک عضو و نه به عنوان سياهی لشگر.
يکی از اين کمبودها، به نظر من،
کمبود منتقد ادبی و هنری و کلاً کسانی است که آثار ادبی و هنری را تحليل کنند،
در آن بکاوند و درونش را باز و روشن بيان کنند و بشناسانند. مثلا در طول تاريخ
نقد نويسی ادبی ما، از بگيريم 50 سال قبل تا کنون شايد ما بيش از پنج شش منتقد
ادبی نداشته ايم؛ و کمتر از اين تعداد کسانی را داشته ايم که کارشان جستجو در
گنجينه های ادبيات معاصر ما باشد. البته همه ما به عنوان شاعر و نويسنده و
روزنامه نويس و نقاش و فيلمساز و جامعه شناس و روانشناس و سياستمدار و محقق و
صاحب هر تخصص ديگری ـ و حتی بدون هيچ تخصصی ـ نظريات خودمان را درباره نوشته
های مختلف، اعم از شعر و قصه و مقاله و غيره، گفته ايم. اما هيچ کدام از اين ها
به معنای آفرينش نقد يا تحليل و بررسی به حساب نمی آيند؛ حتی اگر شهرت و حتی
محبوبيت يکی از ما سبب شده باشد که توجه برخی به فلان نويسنده يا شاعر و يا
فلان کار هنری جلب شود. البته ايرادی به اين گونه نوشته ها نيست؛ هر کسی حق
دارد که نظرش را درباره هر چيزی بگويد و به خصوص وقتی که اين هر کس تخصصی و
دانشی دارد نظرش حتماً قابل ديدن و خواندن است. اما اين نظريات به ندرت می
تواند به نويسنده صاحب اثر، و يا نويسندگان ديگری که می خواهند چيزی ياد
بگيرند، کمک کنند و در مورد خواننده هم اغلب به جای اين که او را به شناخت
بيشتر و درست تری از اثر رهنمون شوند او را به بيراهه هايي کشانده اند که گاه
کاملا با اثر در تضاد است. و چنين بوده که ما، چه به عنوان نويسنده و شاعر و چه
به عنوان خواننده اثر ادبی، تنها با دانش خودمان به ادبيات نگاه کرده ايم و بس؛
نه با نگاه يک متخصص ادبی.
متخصص ادبی (چه منتقد و چه تحليل
گر) لزوما شاعر و نويسنده و هنرمند نيست اما متخصص ادبی است ـ چيزی که مثل هر
نوع تخصص ديگری در سرزمين ما اهميتی ندارد. آيا شده که شما بخواهيد در خانه تان
را تعمير کنيد و برويد سراغ تعميرکار يخچال؟ يا برعکس؟ اما ما به راحتی می
پذيريم که هر کسی با هر نوع تخصصی درباره ادبيات و هنر ما سخن بگويد. تقصيری هم
نداريم؛ چرا که متخصصين زيادی در اين حوزه ها نداريم تا نظر آن ها را بشنويم.
اما ديشب، فکر کردم حالا که قرار
است در آن نشست مخصوص هدايت شرکت کنم، بنشينم مطلب آقای طاهری پور را هم
بخوانم. خوشبختانه، طبيعت بی خوابم مددم کرد و توانستم اين مطلب مفصل را تمام
کنم. در اين خوانش و از همان ابتدای کار متوجه شدم که با يک متخصص روبرو هستم ـ
متخصصی که ممکن است نظرياتش را دوست نداشته باشم اما نظرياتش سليقه ای و عقيده
ای نبوده و برخاسته از اصول و منطقی است که از خود نوشته مورد بحث گرفته شده و
تنها يک منتقد يا يک تحليل گر آثار ادبی می تواند آنها را اينگونه درک و کشف
کرده باشد. و وقتی «افسون چشم های بوف کور» را تمام کردم نفس عميقی کشيدم و
به صبح که تازه آمده بود و داشت از لای پرده اتاق مرا نگاه می کرد گفتم: «ما نه
تنها صاحب يک تحليل گر ادبی درست و حسابی شده ايم، بلکه صادق هدايت بزرگ ما هم،
پس از هفتاد سال، حالا می تواند از پرده ابهامات و ترديدها و اشتباهات و ندانم
های ادبی و اجتماعی ما بيرون بيايد و بنشيند مقابل ما تا او را بهتر ببنيم و
بيشتر از گذشته از حضور او مغرور باشيم.»
افسون چشم های بوف کور، لايه های
زيادی از هزارتوی سرشار از افسون انديشه ادبی هدايت را برای ما می گشايد.
درباره اين مطلب درخشان حرف های زيادی دارم که آن ها را می گذارم برای وقتی که
دوباره و سه باره و چندباره آن را خوانده باشم.
جمعه اول ارديبهشت ماه 1385 ـ
21 آوريل 2006
|