|
یکی از
اولین ها که سر و کارش با ما افتاده
این روزها
نام
یکی از زنان به نام
آمریکا و یکی از اولین هایی
که جزو
لیست زنان تاریخ ساز آمریکایی
است
بر سر زبان ایرانی
ها افتاده است و
بسیاری از ایرانی
ها، چه
در ایران و چه در خارج،
با نامش آشنا شده اند.
این خانم همان قاضی
دادگاه فدرال آمریکایی
است که اجازه داده تا وکیل قربانیان یک بمب گذاری در اسراییل گنجینه های
ملی ما را ـ
که در دانشگاه شیکاگو به
امانت نگاهداری می
شوند ـ به عنوان
غرامت مطالبه کند.
این خانم «عالیجناب
بلانش منینگ» نام
دارد و دیدم بهتر است
حالا که قرار است منتظر حکم نهایی او در مورد گنجینه های کشورمان باشیم کمی
او را بیشتر بشناسیم.
او در دوازده دسامبر
1934 (یعنی همان سالی که کتیبه های مورد دعوا در تخت جمشید کشف شدند)
در شیکاگو به دنیا
آمد و هنگامی که به عنوان منشی یک شرکت حقوقی کار می کرد تا بتواند لیسانس
خود را به اتمام برساند متوجه علاقه خود به تحصیلات حقوق شد. او قبل از
شروع تحصیل در دانشکده حقوق مدتی دبیر دبیرستان های عمومی شیکاگو بود و سپس
لیسانس خود در رشته حقوق قضاوت را در دانشکده حقوق دانشگاه ویرجینیا تمام
کرد. بلانش در سال
1968 به سمت معاون
دادستان منطقه ی «کوک»
انتخاب شد. پس از آن او شغل های مهمی داشته است مثل وکیل کمیسیون برابری
فرصت های شغلی ایالات متحده، وکیل شرکت هواپیمایی یونایتد و عضو دفتر
دادستان کل ایالات متحده.
در سال
1979
او به سمت قاضی دادگاه منطقه ای کوک انتخاب شد و در
1987
او را به عنوان قاضی دادگاه تجدید نظر
ایالت ایلینوی
انتخاب کردند و به این ترتیب او نخستین زن سیاهپوست
آمریکایی
شد
که عضویت در دادگاه تجدید نظر را به دست آورده است. بلانش سپس به دعوت
پرزیدنت کلینتون در سمت قاضی مادام العمر دادگاه فدرال شمال ایلینوی از
سال 1994
آغاز به کار کرد. او در عین حال در دانشکده های حقوق دانشگاه هاروارد،
دانشگاه شیکاگو و دانشگاه دو پل تدریس کرده و عضو اتحادیه وکلای امریکایی
است. بلانش یک نوازنده ماهر جاز هم محسوب می شود. تحصیلات او در رشته
موسیقی در دانشگاه روزولت
انجام شده
و در ارکسترهای جاز مختلفی نوازنده بوده است. او در حال حاضر دارای ارکستر
مخصوصی است به نام «دایورسیتی»
(تنوع) که از گردآمدن نوازندگانی در زمینه هایی متنوع بوجود آمده است. او
ده سال متوالی به عنوان «خدمتگزار نمونه جامعه» جایزه پلیس شیکاگو و مدارس
عمومی این شهر را بدست آورده است. او و شوهرش ویلیام منینگ،
که در 1957
ازدواج کردند،
فرزندی نداشته اند اما شش بچه
از اقوام خود را
سرپرستی و بزرگ کرده اند. نقش او در پرونده های بسیار جنجالی را می توان در
روزنامه ها و کتاب های مختلف مطالعه کرد. ظاهرا او تا کنون این جنجال ها
را با موفقیت از سر گذرانده و اکنون آخرین کار جنجال آفرین او در ارتباط با
پرونده بخشی از گنجینه های باستانی ایران است که به طور امانت در دانشگاه
شیکاگو قرار دارد. امیدوارم این خانم بتواند از این جنجال هم به نفع منافع
ملت ما، که هیچ ربطی به کارهای حکومت مان ندارد، بگذرد و گرنه سر از لیست
زنان ضد فرهنگ و تاریخ سرزمین ما در خواهد آورد.
فرمان بی
فرمان، حتی فرمان ناقابل اتومبیل
اگر به تاریخ جنبش های
برابری خواهانه زنان دنیا نگاه کنیم با
حقوقی
روبرو می شویم که بدست آوردنشان
بسیار مشکل بوده
فقط به این خاطر که
تصور می کرده اند
زنان توانایی انجام
چنان
کارهائی
را ندارند. مثل حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن. که هر دو از
این استدلال
ریشه می گرفتند
که زنان چون نمی توانند رییس جمهور شوند پس حق انتخاب
او را هم ندارند یا
چون زنان توانایی و عقل
لازم
برای انتخاب رییس جمهور ندارند پس حق رای
هم ندارند.
در همین
روزگار کنونی هم
در کشورخودمان می گویند چون زنان قادر نیستند احساسات خودشان را کنترل کنند
و با عقل و منطق مسایل را ببنند پس
نمی توانند تصمیم درست بگیرند
و قاضی هم نمی
توانند بشوند. اما برخی از
امور هم هستند
که منع مذهبی شان
خیلی عجیب و غریب بنظر
می رسد و آدم هر چه
فکر می کند و خودش را جای آیت الله تصمیم گیرنده می گذارد نمی تواند
بفهمد
که چرا این آقا چنین
فتوایی داده اند.
یکی از این تصمیمات عجیب و غریب علمای اسلامی در عربستان
آن است که به زن ها
اجازه رانندگی نمی دهند و هر چه
هم که زنان استدلال
می کنند که «ای
آقا،
نشستن
پشت فرمان اتومبیل
دیگر چه اشکالی
دارد؟»
کسی جواب درستی به
آنها نمی دهد و
مراجع قانونی هم می گویند تا علما این عمل را ناقض اسلام می دانند ما کاری
نمی توانیم بکنیم. حتی
اگر زنی با چادر
و
روبنده
هم پشت فرمان نشسته
و یک قدم
رانندگی کند کارش به
دستگیری
و زندان می کشد.
اخیرا سازمان ارشاد و توجیه،
که تقریبا چیزی مثل سازمان امر به معروف و نهی از منکر خودمان است و زیر
نظر گارد ملی بریاست
ملک
عبدالعزیر
اداره می شود،
شاید برای جواب دادن
به خانم های
تندرویی که می خواهند بدون توجه به اسلام رانندگی کنند
دستود داده که
از چهار
هزار زن مومن و معتقد به اسلام پرسش
کنند
که آیا مایلید رانندگی کنید؟
و معلوم شده که هشتاد
و هشت درصد
این زن
ها نه تنها گفته اند که
«نه»
بلکه توضیح داده اند
که علاوه بر رانندگی
با کار کردن زنان
در اداراتی که
مردها در آن حضور دارند
نیز
مخالف هستند.
تازه یادمان باشد
که اکثر زنان خانواده های سلطنتی و خانواده وابسته
به اشراف این کشور در
خارج از عربستان تحصیل کرده اند و می کنند و در خیابان های اروپا و آمریکا
رانندگی هم
می کنند. اما گویا
خیلی جرات می خواهد
که زنی
در کشور
مسلمان عربستان تصمیم بگیرد «فرمان»
چیزی را به دست بگیرند حتی اگر این فرمان، یک فرمان ناقابل اتومبیل باشد.
جشن های
شاد شاد مردانه
در
دو هفته گذشته ریز
و درشت دولتمردان جمهوری اسلامی و حامیان و علاقمندان آنها چنان
از خود شادمانی نشان داده اند
که انگار بهشت
موعودشان فرا
رسیده است. درست مثل پارتی
های «آخرین
شب تجرد»
(بچلرپارتی) که مردان فرنگی در شب
ماقبل ازدواج
خود می گیرند و زنان
را در آن راه نمی دهند،
این آقایان هم
در هر مسجد و مدرسه و سالن
پذیرایی و هتل و متلی
جشنی برپا کرده
و زده اند و خوانده اند و خورده اند و
گاهی تکانکی هم بخود داده
اند. دوستی از
ایران برایم نوشته است که: «اگر این روزها یک مسافر از خدا بی خبر به
ایران بیاید و این جشن های شاد شاد شاد مردانه را ببند حتما فکر می کند که
در ایران روز مرد است و مردها چون به توفیق های بزرگی در امر حقوق مردان
رسیده اند به جای یک روز دارند روزهای
متعددی
را جشن می گیرند.» و
البته اگر مسافر مربوطه دست به
تحقیق
بزند
کشف می کند
که این همه جشن
و سرور مردانه برای تولد حضرت فاطمه،
دختر پیامبر اسلام است.
با این حال
اگر فکر کنید که در این جشن و سرور سخنی
ـ جز کلیات غلوآمیز
که
بیشتر
در وصف زیبایی و وفاداری و
ایثار و گذشت ایشان است و البته همه باز با
عنوان «دخت پیامبر» یا «بانوی علی»
ـ چیزی درباره حضرت
فاطمه می شنوید اشتباه کرده اید. در این جشن ها گاهی از پیامبر و بیشتر
از
صفات مردانه حضرت علی
سخن گفته می شود.
جشن مردانه است لابد به این علت که برای
یک مشت ضعیفه معنی ندارد
تولد دختر پیامبرشان
را جشن بگیرند. البته
در برخی از جاها (بیشتر
در خارج از ایران و در سفارت خانه های جمهوری اسلامی) زن ها _ ببخشید خانم
ها_ هم در جشن شرکت کرده اند و در وصف همسر حضرت علی
مطالبی گفته اند.
مشهورترین این خانم ها خانم شائق خودمان هستند که در خانه فرهنگ ایران در
آنکارا مثل همیشه سخنان جالب و هیجان انگیزی ایراد کرده اند و،
آنگونه که خبرگزاری ها گزارش می دهند،
ضمن این که القاب حضرت فاطمه (دخت پیامبر، همسر علی ابن ابیطالب، مادر حسن
وحسین) را بر شمرده اند،
به «برخی
تلاشها برای تغییر نقش بانوان در حیات اجتماعی»
تاخته و گفته اند:
«شكست بانوان از همان لحظهای آغاز میشود كه بخواهند تن به این تغییر نقش
بدهند.» و برای صدمین بار تاکید کردند که زنان تنها وظیفه ای که دارند
مادری است. و البته باز هم،
مثل همیشه، توضیح
نداده اند که
در این صورت
چرا خودشان تغییر نقش داده
و دائم در حال کارهایی « غیر مادرانه»
هستند. بهر حال در
رویارویی با این تجربه از خودم پرسیده ام: از
امتی که (زن و مردش) با
دختر پیامبر خودشان چنین می کنند چگونه توقع داریم که با ما زنان
عادی که نسب به هیچ
«قدیس»ی
نمی بریم بهتر از این کنند؟
روز زن
جمهوری اسلامی و مژده تبعیض
اينروزها، به همان دلیل تولد حضرت فاطمه،
روز زن جمهوری اسلامی هم بوده است و،
طبعاً،
برخی از
خانم های اسلامی
هم سخنانی
در این مورد
ایراد کرده اند.
یکی از این سخنگویان
خانم اکرم حسینی مدیر مسئول مجله زن روز
است.
ایشان در مراسمی به همین مناسبت فرمودند که:
«شعار
برقراری مساوات بین زنان و مردان عین ظلم و بیعدالتی به زنان است.»
و آنگاه
بر تفاوت های غیر قابل انکار در ساختار فیزیکی و عاطفی زنان و مردان تاکید،
یا در واقع تهدید،
کرده اندکه:
«زنان
در صورتی که بخواهند با مردان برابر باشند باید از بسیاری از موهبت های
الهی بگذرند.»
ایشان در عین حال کلی به حال زنان غربی که گرفتار ستم هستند و از نظر حقوق
وضع اسف انگیزی
دارند
دلسوزی کردند و مژده داده
اند
که: «پیش نویس طرح کنوانسیون اسلامی زنان در آخرین نشست کشورهای عضو که
در
رورهای بيست و چهارم و پنجم
تیرماه با حضور نمایندگان
بيست و پنج
کشور اسلامی و غیر اسلامی در تهران برگزار گردید، نهایی شد.»
یادتان باشد
که این همان طرح کنوانسیونی است که در مقابل کنوانسیون جهانی رفع تبعیض از
زنان (که در ایران تصویب نشد)
علم
شده و به قول
ایشان:
«در برگیرنده حقوق و خواستههای واقعی زنان متناسب و هم شان جایگاه آنان در
دین اسلام است.»
در واقع در روز زن جمهوری اسلامی روزنامه نویس زن جمهوری اسلامی، که مدیر
مسئول نشریه زن جمهوری اسلامی است،
به جای مژده رفع تبعیض
خبر از تشدید
تبعیض
نسبت
به زنان ایران داده
اند.
آرشيو از نگاه يک زن
خانه
پويشگران
تماس |