|
یکی از چهار
اشک ریز جهان

این روزها، به
مناسبت همزمانی تولد حضرت فاطمه، دختر پیامبر و یکی از زنان به نام تاریخ
اسلام، علاوه بر جشن ها و برنامه های خاصی که جمهوری اسلامی و موسسات مذهبی
در ایران برگزار می کنند، کلیه ی آیت الله ها و حجت الله اسلام ها و امام
جمعه ها و آخوندهای کوچک و بزرگ، و همه ی مقامات کشوری و لشگری مرتب از
ایشان به عنوان الگویی عالی نام می برند و به زنان توصیه می کنند که: «یاد
بگیرید. این بزرگترین زن جهان است، از او یاد بگیرید.» حتی اخیرا وزیر
فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده که اگر زنان در ایران به موفقیت های برزگی
رسیده اند و دارند گوی سبقت از مردان می ربايند به این دلیل است که
الگویشان حضرت فاطمه بوده است:
«حضور فعالانه
زنان در جامعه و منفعل نبودن در مقابل مسايل اجتماعي و حساس بودن، سيره
حضرت فاطمه (س) است.»
راستش شنیدن و خواندن این حرف ها مرا به شک انداخت که نکند آن چه درباره
حضرت فاطمه خوانده ام اشتباه بوده و یا نوشته دشمنان اسلام بوده است و بهتر
دیدم سری بزنم به منابع جمهوری اسلامی تا به طور مستقیم با اسناد مربوط به
این الگوی جمهوری اسلامی آشنا شوم. رفتم سراغ «راهنمای پایگاه اسلامی» و پس
از خواندن ده ها صفحه انشاء، نتیجه ای که گرفتم این بود: «حضرت فاطمه تحت
تربیت پدر بزرگ شدند، پدر به او ذکر خدا، ایمان به خدا، زهد، و حجاب را
آموخت... حضرت فاطمه سرآمد زنان جهان است زيرا در شوهر داری و ایثار و
انفاق و مروت اولین است... در وقت ازدواج پیامبر تاکید کردند که کارهای
بیرون از خانه برای علی است و کارهای داخل خانه برای فاطمه و فاطمه هم با
خوشحالی پذیرفت که پدر ایشان را از معاشرت با مردان باز داشته است... فاطمه
چون مادر حسن و حسین است برترین و والامقام ترین زن های اهل زمین است... او
همه جا در کنار علی است، علی می جنگد و فاطمه لباس و شمشیر خون آلودش را می
شوید... او دچار چنان شرمی است که خجالت می کشد نیاز غذایی و مادی خود را
با همسرش در ميان بگذارد». و بالاخره: «تاریخ نگاران اسلامی ایشان را یکی
از چهار اشک ریز جهان معرفی کرده اند.»
اشاره داوینچی
به زنان
حدود سه سال
است که کتاب مشهور «رمز داوینچی» منتشر شده است ـ کتابی که جنجالی در جهان
مسیحیت به راه انداخته و خیلی از کاتولیک ها خواندن آن را منع کردند. اخیرا
هم فیلمی از این کتاب ساخته شده که بار دیگر بحث درباره ی کتاب را سر زبان
ها انداخته است. اگرچه این کتاب و فیلم در کشورهای پیشرفته مسیحی سانسور
نشدند اما چاپ اين کتاب و نمایش فیلمی که بر اساس آن تهيه شده در کشورهایی
مثل مصر و چین ممنوع اعلام شدند. کتاب رمز داوینچی بیشتر درباره زنی می
گوید به نام مریم مجدلیه؛ و زندگی او را، با نگاهی مخالف با نگاه کلیسا،
مورد تجدید نظر قرار داده و مدعی می شود که این زن نه تنها ـ برخلاف
عقاید کلیسا ـ گناهکار و تن فروش نبوده بلکه زنی ثروتمند بوده که عیسی او
را از تسخیر شیاطين هفت گانه نجات می دهد و او هم به حواریون مسیح می
پیوندد و ثروتش را به پای اعتقادات مسیح می ریزد و بالاخره هم با مسیح
ازدواج می کند. آنها صاحب دختری هم می شوند که نسلش ـ به دور از چشم کليسا
ـ تا امروز ادامه يافته است. کتاب همچنین متذکر می شود که وقتی مردان همه
گریخته بودند این زن می ايستد و با زنانی دیگر شاهد به صلیب کشيدن عيسی می
شود. و نيز در روزی که به گفته مسیحیان عیسی به آسمان صعود می کند این اوست
که در کنار مسیح ايستاده و با او سحن می گويد. اما از آنجایی که در همه
ادیان سازمان های مذهبی همه چیز را به نفع خود تغییر می دهند تا بتوانند بر
مردمان حکومت کنند، کليسا هم مسیح را مجرد اعلام می کند تا بتواند او را از
صحنه خارج کند و در غیبتش بهانه ای برای تاخت و تاز داشته باشند و ... قصه
این کتاب سر دراز دارد. نکته در اين است که زنان فمنیست مسیحی ـ مذهبی از
این کتاب و نظریه به نفع خودشان استفاده کرده و می گویند اگر در زمان مسیح
زنان هم جزو حواریون بوده و همه کاره مسیح محسوب می شدند چرا اکنون ما
نباید به مقامات بزرگ کلیسایی برسیم؟ این کتاب اخیرا در تهران منتشر شده
است؛ با سانسور یا بی سانسورش را خبر ندارم فقط می دانم چون کتاب از نظر
مذهبی (و نه از نظر اجتماعی و امروزی) علیه تشکيلات دينی مذاهب غیر اسلامی
است نباید برای انتشارش در ایران مانعی وجود داشته باشد.
داروی درمان شهوت و تحقیق دانشگاهی
هفته
پيش و بطور
همزمان اما جدا جدا، یک عکس و يک مطلب به دستم رسید که ديدم خیلی می توانند
با هم ارتباط داشته باشند. عکس از دختر نوجوانی است که کنار تابلویی با این
مضمون ايستاده که: «هيچ دارویی چون صیغه شهوت را درمان نمی کند.» و دومی
سخنرانی آقای محمود گلزاری، یکی از اعضای
هيئت علمی
دانشگاه علامه طباطبايی،
است که آن را
در کنفرانس آموزش و پرورش ایراد کرده اند. ایشان از بررسی بیست تحقیق
دانشگاهی و دوازده پایان نامه دکترا در دانشگاه نتیچه گیری کرده اند که
بیشترین دانش آموزان ایرانی قبل از ازدواج ارتباط جنسی دارند و حتی چهل
درصد از آنها زیر چهارده سال هستند.
گلزاری با تاکيد بر اينکه رابطه با جنس مخالف تنها به معنای
ارتباط نامشروع نيست
می گويد:
«موضوع نگرانکننده در اين گونه رابطهها عدم برخورداری اين
دانشآموزان از سلامت و بهداشت روانی است.»
اين عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی همچنين با اعلام اين مطلب
که مصرف مشروبات الکلی در
ميان
دانشآموزان رو
به فزونی گذاشته است، گفت:
«
پانزده
درصد از دانشآموزان از مشروبات الکلی استفاده میکنند که اين رقم در
مقايسه با ميزان استفاده از مشروبات الکلی در ميان دانشجويان تفاوت چندانی
ندارد.»
تا این
جای قضیه به نظر می آید که ایشان حرف هایشان علمی و منطقی است؛ اما ايشان
در پايان سخنان خود نتیجه می گیرند که همه این مسایل، بعلاوه مسایل ديگری
همچون «فرار
از منزل، افت تحصيلی، سيگار کشيدن و ارتباط نامشروع، از آثار عدم باورهای دينی در دانشآموزان
است؛»
و معتقدند که:
«هرچه
خانواده
ها
مذهبی
تر و
پايبندتر به اخلاق دينی باشند، از اين آسيب
ها دورتر مانده و دانش
آموزان موفق
تری
دارند.»
بايد ازاین آقا پرسيد: جناب محقق، آیا شما نمی دانید در سرزمینی که قوانین
آن دختر نه ساله و پسر چهارده ساله را تشویق به صیغه کردن می کند و ارتباط
جنسی بر بنياد صيغه را به عنوان یک عمل مذهبی و داروی درمان شهوت می داند
شما از چه باور و کدام پایبندی اخلاقی حرف می زنید؟ و آیا فکر نمی کنید که
آمار شما فقط نوک کوه يخی را نشان می دهد که از اوقيانوس آسیب های انسانی و
روانی مربوط به کودکان و نوجوانان گرفتار حکومت مذهبی شما بيرون زده است؟
مشاوره تلفنى براى زنان در
بحران
سال هاست که يک موسسه ی آلمانی به نام «مركزمشاوره
تلفنى براى زنان در
بحران»
به چهار زبان
مختلف به زن هایی که گرفتار مشکلات هستند راهنمایی می داده است. اخیرا اين
مرکز بخشی را هم برای مشاوره دادن به زنان فارسی زبان گشوده است.
تقریبا در همه ی
کشورهای پیشرفته موسساتی وجود دارند که به مشکلات مربوط به زنان رسیدگی می
کنند. این موسسات شکل های مختلفی دارند ـ از خانه های امن که زنان کتک
خورده و یا گریزان از خانه را پناه می دهند گرفته تا اعطای کمک های حقوقی و
خدمات دادگاهی و نيز همينگونه موسساتی که از طریق تلفن به زنان دچار مشکل
مشورت می دهند. تا آنجایی که من دیده ام سه نکته در مورد این موسسات قابل
توجه است: یکی اینکه همه ی این موسسات غیر انتفاعی اند و هزینه اداره اکثر
آن ها را مردمان خیرخواه و گاه موسسات دولتی می پردازند. در عين حال، بیشتر
کارمندان و کارکنان آنها (مثل وکلای حقوقی، روانشناسان و متخصصین امور
خانواده) به طور داوطلبانه ساعت یا ساعاتی از اوقات هفتگی خود را به این
کارها اختصاص می دهند. دوم اینکه اگرچه فکر ایجاد چنین موسساتی با پیدایی
جنبش های زنان، و به خصوص اوج جنبش های فمنیستی دهه های شصت و هفتاد، مطرح
شده اما نقش این موسسات تبلیغات فمنیستی نیست. دلیلش هم ساده است. در این
کشورها زن ها گرفتار نابرابری قانونی نیستند و آنها هم که گرفتار نابرابری
می شوند مشکلشان بیشتر ناشی از مسایل مذهبی و فرهنگی است؛ يعنی مسایلی که
معمولا ديرتر و کندتر از مسایل قانونی در ذهن مردمان دگرگون می شوند. و
نکته سوم هم اینکه اکثر مراجعین این موسسات اروپایی و آمريکایی زنان
کشورهای خاورمیانه و آفریقایی هستند که مورد ظلم خانگی يا فرهنگی و يا
مذهبی قرار می گیرند و، با اینکه در این کشورها زندگی می کنند هنوز و
همچنان قانون های تبعیض آلود سرزمین هایشان سایه بر زندگی شان انداخته اند.
به هر حال، اکنون زنان ایرانی مقیم آلمان اگر مشکلاتی دارند می توانند به
این موسسه تلفن کنند و درباره بحران ها و مشکلات خود مشورت بگیرند. مطابق
خبر رادیو صدای آلمان،
خانم هما موسوى،
روانشناس مسایل
اجتماعى که
مدت ۵ سال است
در این موسسه نقش مشاور را دارند، جوابگوی مراجعات زنان فارسی زبان هستند.
آرشيو از نگاه يک زن
خانه
پويشگران
تماس |