خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

آرشیو:

دسامبر 2005

نوامبر 2005

اکتبر 2005

سپتامبر 2005

جولای و اگوست 2005

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

Text Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
    از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زن

جمعه 23 تير ماه 1385 ـ برابر با 14 ماه جولای 2006

 

خدا ـ زن همیشه زنده ایرانی

هر چه زمان بیشتر می گذرد،و هر چه تحقیقات مربوط به دوران باستانی تاریخ ایران گسترده تر می شود نقش مهم آناهیتا، این «خدا ـ زن» باستانی در فرهنگ ایرانی بیشتر آشکار می گردد. آناهیتا یکی از دو خدای بزرگ ایرانی در دوران قبل از ظهور زرتشت است. بنظر می رسد که آناهتیا از چنان محبوبیتی برخوردار بوده که گاه از میترا , این «خدا ـ مرد» ایرانی هم فراتر می رفته. حتی پس از استقرار دین تک خدایی زرتشت هم در هر گوشه ای از ایران نیایشگاهی از آن این خدا ـ زن وجود داشته است. آناهیتا به عنوان خدای باروری و خدای آب ها و باران و طبیعت شناخته می شده است. اما آنچه بنظر من مهمتر از همه اینها است ربطی به این خدای بزرگ ندارد بلکه به مردم بزرگی مربوط می شود که در فرهنگ خویش زن را بجای ضعیفه دانستن در مقام خداوند قادر متعال خود هم می دیدند. و این وضع ادامه داشت و داشت تا رسید به دوران حمله اعراب و زدن و بستن همه ی نشانه های فرهنگ ما؛ و از جمله شکستن مجسمه های آناهتیا. اما مردمان ایران توانستند برخی از نیایشگاه های آناهیتا را به نام های مختلف حفظ کنند بطوریکه اکنون نیز می شود آن ها را دید. یکی از این نیایشگاه ها ـ به نام  معبد آناهیتا و آتشکده آذر فرنیغ ـ در شهر بیشابوراز  استان فارس قرار دارد. هر ساله مردم در آن جمع می شوند و به عنوان «نیایش آب» جشنی را برگزار می کنند که از دوران پیش از اسلام باقی مانده است. حتی در دوران کنونی نیز، که خود زن بودن جرم است چه رسد به خدای زن بودن، این مراسم برگزار می شود. البته بناچار این روزها چیزهایی هم به آن می چسبانند تا جشن جنبه مذهبی پیدا کند. مثلاً روی اهمیت مذهبی آب تأکید می کنند. حتی مدیریت منابع آب ایران و رئیس اداره کل فرهنگ  و ارشاد اسلامی هم در آن شرکت می کنند. در این مراسم تعدادی سخنرانی هم انجام می شوند که به تنها چیزی که ارتباط ندارند به آناهتیا است و در آنها بیشتر از امامان و به خصوص از حضرت فاطمه سخن گفته می شود. با این همه هرآنچه انجام می شود در زیر سقف خانه آناهیتا، خدا – زن ایران است.

 

وعده بهشت و تمتع دنیایی

اخیرا شرکت «اکوتوریسم و جاذبه ها» که گویا سازمانی است دولتی اعلام کرده که قرار است هزار بانوی طلبه از 13 استان کشور را، به همت مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، به حج عمره بفرستد. در واقع می خواهند بابت تلاش های این خواهران در طلب بهشت به آنها جایزه ای بدهند. گویا این جایزه سه سال است که وجود دارد و هدف آن آشنا شدن عملی این خانم های مومن با آموزه های حج است. این سازمان همچنین اعلام کرده است که: «اعزام خواهران طلبه درسال های آینده همراه با همسران طلبه آنها صورت می‌گیرد تا علاوه بر افزایش بازدهی خدمات فرهنگی به زائران، خواهران طلبه با اعمال حج تمتع نیز آشنا شوند.» این ماجرا مرا یاد خانمی انداخت که چندی پیش می گفت: «من وقتی که وعده های بهشت و آن نعمات وعده داده شده در بهشت را می شنیدم فکر می کردم حتما زن ها هم اگر مومن و حرف گوش کن باشند در آنجا خیلی چیزها، مثل جو های پر از عسل و شیر و  زیبایی های طبیعی و غیرطبیعی نصیب شان می شود. چرا که بهشت حتما زنانه و مردانه ندارد و همه از مواهب آن بهره می برند. با وضع مردهای بهشتی آشنابودم و می دانستم که به آن ها حوری هایی وعده می دهند که از بس زیبا و خوشرو و خوش خو هستند هوش از سر می برند. فکر می کردم لابد برای زنان مؤمنه هم در بهشت مردهایی وجود دارند که از بس جذاب و خوشرو و خوش خو هستند هوش و حواس برای کسی باقی نمی گذارند.» این خانم با حرارت ادامه می داد که: «خب دلمان به این خوش بود که در ازای ثواب  های این دنیایی و تحمل همسری غیر قابل تحمل حداقل آن دنیا را داریم.  اما یک روز که پای صحبت یکی از این آیت الله ها نشسته بودم دیدم ایشان می گفتند اگر شما زنانی خیلی مومن و پرهیزکار باشید و به همه فرایض دینی خود (که از فرایض مردانه خیلی هم بیشتر و سخت ترند) عمل کنید آنوقت در آن دنیا خداوند شوهران شما را به شما ارزانی خواهد داد.» این خانم به این جا که رسید با حالتی کاملا جدی گفت: «راستش من از آن پس تصمیم گرفتم که نه تنها به فرایض دینی عمل نکنم بلکه چندتایی هم گناه بکنم که در آن دنیا گرفتار شوهری نشوم که این همه سال عذابم داده و من به خاطر این که گناهی نکنم تحملش کرده ام.» دیدم جمهوری اسلامی در این زمینه وعده تنها نمی دهد و عمل هم می کند. یعنی زنان ثواب کار و مومن را نه تنها به حج می فرستد تا در بیابان های عرفات زیر آفتاب سوزنده عربستان پر پر بزنند بلکه به عنوان تکمیل جایزه همسران آن ها را هم با آن ها می فرستد تا به اندازه کافی بهشان فرمان برانند و از دو تمتع، حج تمتع و همراهی تمتع، برخوردارشان کنند.

 

زنی که قلعه ی غول ها را شکست

بریتانیای کبیر، که دیگر چندان کبیر هم نیست، سرزمینی است که در آن سنت ها، چون سخت ترین احکام مذهبی، به شدت حراست و حمایت می شوند؛ سرزمینی است که هنوز در قرن بیست و یکم چیزی به نام «اشرافیت» در آن جایگاهی محکم و غیر قابل نفوذ دارد و هنوز  کسی جرات نکرده که حتی کلاه سربازان محافظ درهای ورودی قصرها را تغییر دهد و فرض بر آن است که این سربازان نمی توانند با کسی جز مافوق خودشان سخن گویند؛ و خلاصه سرزمینی است که در آن صدها سنت ریز و درشت را مثل نگین هایی گرانبها پاس می دارند و به آن ها مغرورند. در این سرزمین تنها غول ها می توانند با سنت ها درافتند و در طول تاریخ در این سرزمین هر کسی که خواسته سنتی را بشکند ـ درست مثل امیرارسلان خودمان ـ از هفت خوان گذشته و به جنگ دیوها، که البته در آنجا بزرگترین شان همانا لردها یا به اصطلاح اعیان هستند، رفته است. و درست در چنین سرزمینی است که این بار زنی با غول ها دست و پنجه نرم کرده و توانسته فرادست همه ی آن ها بنشیند. این زن کسی نیست جز خانم «هلنه والری هیمن»، یکی از اعضای حزب کارگر انگلیستان ـ  زنی که بیشتر سال های  عمرش را در کارهای داوطلبانه به مردم سرزمینش خدمت کرده است؛ از کار در پناهگاه فقرا گرفته تا کار در سرویس های مددکاری اجتماعی بهداشت ملی، و ریاست بنیاد خیریه تحقیقات سرطان. او  در سال هزار و نهصد و چهل و نه در انگلستان به دنیا آمد، همانجا به مدرسه رفت و در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. در سال هزار و نهصد و هفتاد و چهار با مارتین هیمن ازدواج کرد و همان سال به عنوان نماینده مجلس عوام به پارلمان انگلستان رفت. یک سال بعد او نخستین نماینده ای شد که بچه اش را با خود به مجلس برد و در آنجا شیرش داد. در واقع سنت شکنی های او از همین جا شروع شد. هلن از سال 1996 وارد مجلس اعیان شد و، در عین حال، به عنوان معاون وزارتخانه های کشاورزی و حمل و نقل و بهداشت کار کرده و پنج سال بعد اینگونه خدمات دولتی را ترک نمود تا بر کار خود در مجلس اعیان تمرکز کند چرا که خیال های بزرگتری در سر داشت. او هفته پیش به عنوان اولین زنی انتخاب شد که بر کرسی ریاست مجلس اعیان انگلستان تکیه می زند. روزی که می خواستند در مجلس لردها نام او را اعلام کنند خانم بارونس اموس،  رهبر فراکسیون حزب کارگر در مجلس اعیان (که خود از فاتحان قلعه لردها محسوب می شود) گفت: «امروز یک روز ویژه و مهم برای مجلس اعیان بریتانیا است.» آری، آن روز زنی دیگر توانسته بود قلعه ی بزرگ و  کهن غول ها را تصرف کند. چه تلخ است که در سرزمین ما زنان باید همچنان بدوند تا اجازه قضاوت بگیرند...

  

حقی که انتظاری هجده ساله می خواهد

        اخيراً بار دیگر در بسیاری از نشریات فارسی زبان داخل و خارح ایران خبر داده اند که، بنا بر اظهارات آقای الهام، سخنگوی دولت آقای احمدی نژاد، بالاخره دولت ایران موافقت کرده که آن دسته از مادران ایرانی که همسری غیرایرانی دارند بتوانند تابعیت ایرانی خود را به بچه هایشان نیز بدهند. تا این جای قضیه خبر خیلی هم خوب است و می شود حتی برایش هورا هم کشید؛ اما قبل از هورا کشیدن حتما بقیه سخنان آقای الهام را هم بخوانید. ایشان می گویند: «در صورت تصویب نهایی مجلس افرادی که از اول فرودین 58 به بعد با دارا بودن مادر ایرانی و پدر خارجی متولد شده اند می توانند پس از سن 18 سالگی تابعیت ایرانی بگیرد.» یعنی حواس تان باشد که اگرچه مرد ایرانی با همسری غیر ایرانی می تواند فردای تولد فرزندش برای او تابعیت ایرانی بگیرد اما مادر ایرانی تنها پس از 18 سالگی فرزندش به این حق می رسد. علت چیست؟ آقای الهام توضیح نداده اند اما مگر هیچ کار این دستگاه بدون یادآوری تفاوت حقوقی زن و مرد در جمهوری اسلام پیش هم می رود؟ تازه باید توجه داشته باشیم که دولت مهرورزی این تصمیم افتخار آمیز را برای تصویب به مجلس شورای اسلامی فرستاده است و احتمال دارد خانم های عضو این مجلس با همین حق مختصر هم برای همجنسانشان مخالفت کنند.

 

آیا زنان اولین نقاشان جهانند؟

خبرگزاری فارس از قول خانم منصوره حسینی، نقاش هنرمند سرزمین مان، نوشته است که نقاشی های روی دیواره غارها در دوران پیش از تاریخ توسط زنان صورت گرفته است. منصوره حسینی معتقد است که چون در دوران اولیه مردان به دلیل نیروی فیزیکی شان بیشتر به شکار می رفته اند و زنان بیشتر در غارها حضور داشته اند این تصاویر و نقاشی ها از آن زنان است. خبرگزاری فارس کل مصاحبه با حانم حسینی را منتشر نکرده است اما بنظر می رسد که ایشان از تخصصی که در کار هنر و نقاشی دارند نیز برای اثبات این نظر استفاده کرده اند و تنها به استناد وضعیت زنان و غارنشینی ناشی از ضعف نیروی فیزیکی شان نیست که آن ها را صاحب این نقاشی ها می دانند. در عین حال ایشان در همین مصاحبه به تحقیقات خود در این خصوص اشاره کرده و گفته اند که این تحقیقات در مراکز تحقیقاتی معتبر آمریکا پذیرفته شده اند. به امید این که این تحقیقات و نتایج آنها را ـ که بنظر می رسد باید خیلی جالب باشند ـ در جایی ببینیم و بخوانیم.

 

 

 

 

آرشيو از نگاه يک زن         خانه                پويشگران          تماس