خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

آرشیو:

دسامبر 2005

نوامبر 2005

اکتبر 2005

سپتامبر 2005

جولای و اگوست 2005

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

Text Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
    از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زن

جمعه 2 تير 1385 ـ برابر با 23 ماه ژوئن  2006

 

عدم دخالت کلیسا در امور جنسی مردمان

          اين هفته خانم «کاترین جفرتس شوری» به عنوان رهبر کلیسای انگلیکن آمریکا برگزیده شد. این اولین بار در تاریخ کلیسا است که زنی به رهبری می رسد. این انتخاب بلافاصله سر وصدای زیادی بوجود آورد. کلیسای انگلیکن کلیسایی است که در انگلستان بوجود آمده و قدرت زیادی دارد و شاهان و اکنون ملکه انگلستان به طور سنتی ریاست این کلیسا را داشته و دارند اما اين کليسا همیشه با اسقف شدن زن ها مخالف بوده است چه برسد به رهبری زنان. البته مدتی پیش نيز زنی سياه پوست در امریکا به سمت اسقفی اين کليسا رسید ولی توفیق خانم شوری دیگر از آن توفیق ها بود؛ به خصوص که گروهی که معتقد به مجاز بودن رهبری زنان در کلیسای  انگلیکن هستند به عدم دخالت کلیسا در امور شخصی مردمان، مثل روابط جنسی زن و مرد و روابط همجنس گرايانه نیز معتقدند. در واقع خانم شوری این تفکر را با خود به کلیسا خواهد آورد. این ماجرا را ببنید و مقایسه کنید با خواست های اصلاح گران مذهبی  در سرزمین ما که هنور بر سر دیدن یک موی سر زن و حق حضانت مادر و .. چک و چانه می زنند.

 

کتاب تازه ای از  ویدا فرهودی

         «ویدا فرهودی» شاعری صاحب سبک مستقل و تحسين آفرين در ميان صداهای شاعرانه زنان ما است؛ او هنرمندی است با تسلط بر توانایی های زبان فارسی و با شعرهایی پر شور و ناب که پنجمین کتاب شعرش  اخیرا منتشر شده است. «بی مقدمه» نام کتاب پنجم ویدا است و در عین حال اولین کتاب او در خارج از ایران به شمار می رود. چهار کتاب قبلی او عبارتند از: زلف اندیشه (روشنگران، تهران 1374 بر گونه های سرخ شکفتن (روشنگران، تهران 1376ای شعر پروازم بده... (انتشارات پیام، تهران 1378)، و ترجمه 30 گفتگو با بورخس به نام «گمان کردن، رؤیا دیدن و نوشتن» (انتشارات فرزان روز، تهران 1378). کتاب «بی مقدمه» مجموعه ای است از غزل ها و سروده های آزاد او در سال  های هفتاد و نه تا هشتاد و پنج.  منتقدینی که درباره کارهای ویدا نوشته اند معتقدند که او نوآوری های اصیلی، به خصوص در زمينه غزل، داشته است. کتاب بی مقدمه را «نشر گردون» در برلین منتشر کرده است.

 

مردی ثبت کننده لحظه هایی از جنبش زنان ایران

 

«آرش آشوری نيا» نام عکاس خوش ذوق و نکته سنجی است که کارش شکار عکس هایی استثنایی است. در عین حال، این عکاس هنرمند اهل خطر کردن هم هست بطوری که کمتر عکاسی در ایران جرات داشته تا از لحظه هایی که او عکس گرفته عکس بگیرد. عکس های او معمولا و اولین بار در وبلاگ خود او به نام «کسوف» منتشر می شود ولی در چشم برهم زدنی همه ی مطبوعات و سایت ها و وبلاگ ها از آن استفاده می کنند. من نام او را در این ستون می آورم به خاطر این که او به خصوص عکس های جالبی از گردهمآیی های زنان ايران دارد. و بخصوص در تجمع اخیر 22 خرداد به راستی شهامت و هنر به خرج داده و لحظاتی فراموش نشدنی از ماجراهای معاصر ايران و جنبش زنان کشورمان را به ثبت تاريخ داده است.  بی شک نام آرش نيز در تاریخ جنبش های زنان ما ثبت خواهد شد. فقط یادتان باشد که اگر از عکس های آرش استفاده می کنيد از ذکر نام او غافل نشويد. درست است که سرزمین ما تابع قانون کپی رایت نیست و استفاده از کار هر هنرمندی منع قانونی ندارد ولی حداقل ما، به عنوان انسان هایی اجتماعی و امروزی، نباید ارزش کار هنرمندان و نویسندگان خود را ندیده بگیریم.

 

نازنان و نامردان روزگار

از ماجرای تجمع زنان در 22 خرداد و حمله ی گروه های انتظامی به آن ها سخن گفتم، بد نيست نکته ای را هم در اين مورد بياورم. در سال  های اخیر از این تجمع های حق طلبانه و آرام و از این حمله های نامردمی و بیرحمانه همه زیاد دیده ایم. اما آنچه را که حمله اخیر را بیش از حملات دیگر سر زبان ها انداخته است حضور گروهی از زنان امنيتی به عنوان حمله کننده است. عده ای به این زنان ناسزا گفته اند، عده ای آنها را مزدور خطاب کرده اند، عده ای آنها را جانی دانسته اند، و عده ای هم  آنها را ناآگاه و نادان خوانده اند. خود من هم جزو اين دسته آخری هستم که فکر می کنم ناآگاهی  می تواند بلاهای بسياری بر سر آدم بیاورد از جمله این که آدم را وادارد تا علیه «خود» قیام کند. اما نکته ای را که باید در این جا بگویم و بر آن تاکید کنم این است که گناه این زنان هرگز کمتر از گناه مردانی نیست که در طی دهه های  گذشته به مردمان بی گناه حق طلب حمله کرده اند. همواره بسياری از مردان نیز کنار  حکومت های دیکتاتوری و کنار ظلم می ایستند ـ نه از آنجایی که مزدورند، یا خود خویی دیکتاتور دارند بلکه از آنجا که نمی دانند در کجا ایستاده اند و معنای آنچه که می کنند چيست. در نتيجه، اگر قرار است به این مردان و زنان «ناآگاه» با ترحم نگاه کنيم، که هر انسان ناآگاهی قابل ترحم است، اين را هم بايد در ياد داشته باشیم که اگر به  برابری زن و مرد معتقدیم در اين مورد نيز نباید تفاوتی بین این زنان و مردان قایل شويم. اين ها، هر دو، نامردان و نازنانی هستند که درکی از حقوق انسان امروز، از آزادی، و از  انسانیت ندارند. و در این جا هم فرقی نمی کند که مرد هستند یا زن.

 

بوی خوش هم برای آقایان خطرناک است

اخیرا یک حجت الاسلام دیگر، به نام قروی، در کنفرانس «دین و سلامت روان» کشف عجیب خود در مورد حجاب زنان و عطر زدن آنان در بیرون از خانه را ارائه کرده که واقعا باید مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان سراسر جهان قرار گیرد. اين «آقا» علت وجودی احکام پوشش و احتياط در استعمال بوی خوش برای زنان را  «آسیب پذیر» بودن زنان دانسته اند، و گفته اند که مردها چون این آسیب پذیری را ندارند اينگونه دستورات برای آنها صادر نشده است. البته جناب حجت الاسلام توضیح نداده اند که چرا زنان آسیب پذیرند و این آسیب پذیری چرا به حجاب و عطر زدن آنها ربط دارد اما، اگر به همه ی حرف های ایشان دقت کنیم می بینیم که نگرانی ایشان و دستورات و سفارشات مربوط به حجاب و عطر به این خاطر است که ممکن است مردها نتوانند در مقابل موی و بوی زنان مقاومت کنند و، در نتيجه، کار دست خودشان داده و زنان را «آسيب پذير» کنند! ایشان در جایی از سخنانشان  خطاب به انسان (که حتما آقایان هستند) گفته اند: « انسان نبايد نگاه طولانی به نامحرم داشته باشد، زيرا آسيب پذير است. هرچقدر هم فكر كند كه من تا مرز می روم و خودم را حفظ می كنم، اين فكر درستی نيست، زيرا تا انسان به خودش بيايد در گرداب گناه غرق می شود.» و در انتها هم تاکید کرده اند که: «خانمها بايد پوشش كاملی در اين راستا داشته باشند و گرنه مشكلاتمان بيش از اين كه هست، خواهد شد!» واقعا گاهی آدم دلش برای این آقایان «آسيب ناپذير» می سوزد که با یک طره مو و يک بوی خوش گرفتار مشکلاتی این چنین می شون

 

آرشيو از نگاه يک زن         خانه                پويشگران          تماس