خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

آرشیو:

دسامبر 2005

نوامبر 2005

اکتبر 2005

سپتامبر 2005

جولای و اگوست 2005

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

Text Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
    از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زن

جمعه 29 ارديبهشت 1385 ـ برابر با 19 ماه مه  2006

 

شهادت امام زمان را هم می خواهند به گردن زنان بياندازند!

یکی از خوانندگان ایرانیان واشنگتن،  متن مصاحبه ای را برایم فرستاده بودند که مربوط می شد به آیت الله علی کروبی که من البته تا به آن وقت نامی از ايشان نشنیده بودم. مصاحبه بسیار جالب بود و تکه های نابی در ارتباط با زنان داشت. در حیرت سخنان آیت الله از دوستی که از ایران زنگ زده بود پرسيدم: «آيا شخصی به نام آيت الله علی کورانی را می شناسی؟» خندید و گفت: «مگر حالا هم مثل آنوفت هايي است که تو در ايران بودی که فقط چند تا آیت الله وجود داشته باشد و بشود همه را شناخت؛ الان هزاران آیت الله داريم.» گفتم: «آخر اين آيت الله در قم استاد حوزه علميه است.» گفت: «باشد، آنچا هم شماره آیت الله و استاد حوزه از حد گذشته است. حالا چی شده که از ميان اين همه آیت الله سرشناس دنبال يک آيت الله ناشناس می گردی؟» گفتم: «آخر يک مصاحبه خيلی جالب در ارتباط با زنان ديدم که می خواستم بدانم...» حرفم را قطع کرد و گفت: « الحمد لالله همه ی آیت الله های ما مصاحبه های جالبی در ارتباط با زنان دارند. حالا چی گفته ؟» «گفته که امام زمان را يک زن شهيد خواهد کرد.» دوستم بلافاصله گفت: «دروغ است عزيزم. دروغ محض. مطمئن باش چنين آيت اللهی وجود خارجی ندارد و اگر هم داشته باشد حتما از او دروغ نقل کرده اند.» پرسيدم: «چرا؟» گفت: «چون  تا وقتی امام زمان، قربانشان بروم الهی، بيايند اين آيت الله های موجود برای زنان ما نفسی باقی نگذاشته اند  که بتوانند از پس اين کارها را برآيند.»

 

وقتی گیس و قیچی دست آنهاست، جعل چرا؟

بالاخره طرح سازماندهی مد و لباس را هم مجلس هفتم تصويب کرد. و يکی از بزرگان قوم هم، به اسم آقای سيد محمود حسين دولت آبادی در اين مورد گفتند که: «لباس از عناصر نشان دهنده هويت ملی ايرانيان است و در شرايط کنونی که فرهنگ ما مورد هجوم فرهنگ غرب قرار گرفته و روند يکسان سازی فرهنگی به ويژه در زبان و پوشش در جهان وجود دارد و تنوع فرهنگی را به تدريج به مخاطره انداخته است بهتر است که پوششی که مربوط به فرهنگ ایرانی است داشته باشيم.» من نمی دانم که پس از تصويب اين قانون می خواهند اين وسط چه بلايي بر سر زنان بياورند؛ چون مردها که گويا قرار نیست از فرهنگ غرب ببرند و حتی پارچه عبا و عمامه بزرگان هم از فرنگ می آید و، در نتيجه، این زن ها هستند که باید هر روز به شکلی که آقایان می خواهند درآیند. اما نمی فهمم چرا رک و رو راست نمی گویند: «ما می خواهیم همه چیز زن ها را کنترل کنیم، از لباس گرفته تا کار و زندگی و حتی خوراکشان را»؛ و یا نمی گویند: «ما می خواهیم زنان ایران را برگردانیم به دوره محمدشاه قاجار»؛ یا «ما می خواهیم زنان را به لباس جمهوری اسلامی درآوریم.» مگر کسی می تواند به اينها اعتراض کند؟ گیس و قیچی دست خودشان است و هر کاری که دوست دارند می کنند. ديگر چرا  دست به جعلی به این بزرگی می زنند و می گویند که می خواهند پوششی متناسب با "فرهنگ ایرانی" ارائه دهند؟ در کجای "فرهنگ ایرانی" زنان به این شکل و شمایل تعریف شده اند؟ يادمان باشد که در فرهنگ قبل از حمله اعراب، حتی در زمان ساسانیان (یعنی در بدترین دوران قبل از اسلام)، کسی برای پوشش زنان تصمیم نمی گرفت. نکته جالب دیگر اين است که موافقان طرح ساماندهي مد و لباس جمهوری اسلامی این کارشان را نوعی جلوگيري ضروری از حل شدن فرهنگي در جريان جهاني شدن می دانند. اين يعنی نوعی «انزوا طلبی فرهنگی» که در اين قانون حتما به «انزوای پوشاکی» ترجمه شده است.

 

سلطنت زنان در جمهوری اسلامی!

قبلا هم شنيده بوديم که در گذشته، در ايران باستان، روزهایی بوده که در آنها شخصی را به «پادشاهی يک روزه» انتخاب می کردند و اين شخص در آن روز هر فرمانی که می داد مورد قبول همه واقع می شد. حتی يک بازی شبيه اين هم در بين بچه ها وجود داشت. اما من تا به حال نشنيده بودم که اين رسم برای زنان هم بوده است. و گويا اين سنت هر ساله در روستای «آب اسک» دماوند اجرا می شود. هفته پیش خبرنگار میراث فرهنگی که از مراسم امسال «سلطنت زنان» ديدن کرده نوشته است: «در اين روز مردان به منطقه برف چال در پاي کوه دماوند مي روند تا برف هاي اطراف را در چاه مقدسي بريزند و براي گوسفندان خود آب ذخيره کنند. روستا در اين روز خالي از مردان است و زنان در اين روز بدون حضور هيچ مردي، اداره روستا را بر عهده مي گيرند. زنان بدون حجاب از خانه ها بيرون مي آيند. چراکه هيچ نامحرمي در ده نيست. ميدان اصلي ده کم کم از زنان پر مي شود. زنان در اين روز فردي را از ميان خود به پادشاهي انتخاب مي کنند. بعد هم يک وزير و يک داروغه که با ورودشان هلهله به آسمان بلند مي شود. پادشاه و ساير زنان پاي کوبان به ميدان مي آيند. زنان در اين روز به شاه يک روزه شان تبريک مي گويند. داروغه، يا پليس، براي آخرين بار پل ورودي روستا را سرکشي مي کند تا مردي سرز ده وارد ده نشود. چند زن مسئولند تا به جاي جاي ده سر بزنند تا مبادا مردي در ده مانده باشد. پاي کوبي در ميدان اصلي ده ادامه دارد. ساعتي بعد، زنان با همراهي شاه و وزير در دسته اي بزرگ در کوچه هاي ده به  خانه هايي که به تازگي عروسي وارد آن شده است مي روند. همه زنان بر اساس نذر و نياز خود شيريني تهيه کرده و ميان همه توزيع مي کنند. شادي زنان تا ظهر ادامه دارد.» حالا که چنين است اجازه دهيد من هم اضافه کنم که به احتمال زياد اين سنت از دوران های باستانی تا به امروز آمده است و خيال می کنم که در شکل اسلامی اش به مرور جداسازی زن و مرد وارد اين سنت هم شده باشد.

 

زنان آسيب ديده روز هشتم مارس در دادگاه

هشت مارس امسال يکی از بدترين «روز زن» های سال های اخير در ايران بود. در آن روز تعداد زيادی از زنان آسِب ديدند و با سر و صورت و تن زخمی يا سياه شده فرياد عدالت خواهی خود را به گوش ديگران رساندند. و بالاخره شنبه گذشته نه تن از زنانی که در روز هشت مارس در پارک لاله مورد حمله مامورين قرار گرفته و زخمی شده يا آسیب ديده بودند در دادگاه حضور پيدا کردند. اين زنان که دو ماه پيش به دادگستری شکايت کرده بودند هفته گذشته، همراه با وکلای خود خانم ها «نسرين ستوده» و «ليلا علی کرمی»، در دادگاه حاضر شده و شکايت خود را بيان کردند. با اين که، به گفته سايت کانون زنان، خانم نسرين ستوده در اين دادگاه اعلام داشته است که موکلانش می توانند فرمانده عمليات روز جهانی زن را شناسایی کنند و نيز، علاوه بر اين نه زن، شش شاهد عينی نيز وجود داشته و عکس ها و فيلم هایی هم از اين روز ارائه شده است، اما دادگاه از اين زن ها گواهی پزشکی قانونی مطالبه کرده است. با اين همه خانم ستوده همچنان اميدوار است که بازپرس متهمان اين پرونده را به دادگاه احضار کند. من البته امیدوار نیستم.  هرچند که هر حرکت اعتراضی را ـ چه به نتيجه بر سد و چه نه ـ گام مفيد می دانم.

 

ادبیات، راهی برای اعتراض زنان سعودی                                                                  رجا عبدالله

همين چند سال پيش بود که شاهزاده خانمی  را در عربستان گردن زدند به جرم اينکه با مردی ديدارهای عاشقانه داشته. کار اين ماجرا به جايي رسيد که وقتی در لندن روزنامه ها اين عمل را غير انسانی خواندند در مدتی کوتاه سرمايه داران عربستان سعودی، به عنوان اين که چرا به سنت های مذهبی ما اهانت می کنيد، همه ی سرمايه هاشان را از بانک های انگليسی بیرون کشيدند و لطمه بزرگی به اقتصاد انگليس زدند. از آن زمان تا کنون زمانی طولانی نيست اما اکنون زنان و دختران عادی هم قادرند که درباره مسايل جنسی خودشان سخن بگويند و از تبعيضات موجود، که بر اساس سخنگیری های شديد قوانين اسلامی شکل گرفته، انتقاد کنند و آنقدر آزاد باشند که کتاب هايشان نيز به فروش برسد و فروش خوبی هم داشته باشد. از ميان نويسنده های اخیر سعودی دو زن جوان به نام « رجا عبدالله» و «نغمه اسماعيل» با نوشته های خود توجه زيادی را جلب کرده اند. رجا عبدالله نويسنده رمانی است به نام دختران رياض و نغمه هم صاحب شعرهای زيادی است و هر دو جامعه سختگير به زن سعودی را به شدت مورد انتقاد قرار داده اند. البته وضعيت زنان در سال های اخير در همه ی مسايل تغییر کرده است به خصوص از دو سال پيش که ملک عبدالله پادشاه عربستان به نفع زنان سخنانی گفته است. ملک عبدالله پيشرفت موقعيت زنان را يکی از اولويت های برنامه توسعه عربستان در سال های دوهزار و پنج و شش دانسته است اما بسياری از مقامات اين کشور معتقدند که اين پيشرفت ها بايد با اصول اسلام بخواند. اين برخوردها همچنان ادامه دارد اما، هر چه هست، وجود اين گونه نويسندگان نشان می دهد که زنان از هر روزنه ای که باز می شود خود را از فلاکتی که قرن ها با آن دست به گريبان بوده اند به بيرون می کشانند. در حال حاضر هنر و ادبیات از اولین شکل های اعتراضی زنان به وضعیت تبعیض آمیز جامعه عربستان است. جالب اين جاست که حتی بسياری از مردها هم از این نوع انتقادها جانبداری می کنند. حتی، با نگاهی به نشريات عربی، می شود ديد که تقريبا اکثر کسانی که کتاب های زنان را تحسين می کنند مردها هستند.

 

آرشيو از نگاه يک زن         خانه                پويشگران          تماس