|
رفتن به
رختخواب با «لباس مبتذل» ممنوع است!
قبل از انقلاب ما به چيزهايي می گفتيم «مبتذل»؛ و اين کلمه را
درست به معنايي که در فرهنگ های لغت داشت استفاده می کرديم. مثلا چيزهای بی
محتوا و پر مصرف، يا کهنه و بی اهميت، يا بی ارزش (معنوی و مادی) را مبتذل
می دانستيم؛ مثلا يک فيلم بدون محتوا و بدون ارزش های سينمايي می شد فيلم
مبتذل، يا کتابی که بی محتوا و بی ارزش های ادبی يا علمی بود می شد مبتذل،
يا اگر لباسی بد دوخت بود و پارچه ای بد داشت و بد جوری تن و بدن را به
نمايش می گذاشت می گفتيم مبتذل. اما خود هنر سينما، يا کتاب يا حتی تن نما
بودن لباس (حتی مايو) را مبتذل نمی دانستيم. اما بعد از انقلاب اين کلمه
هم، مثل خيلی از کلمات ديگر، معنای خود را عوض کرد. مثلاً فيلمی که ممکن
بود بزرگترين کارگردان های دنيا ساخته باشد و ارزش سينمايي اش را همه ی
منتقدين تحسين کرده باشند، اما زنانش سر و تن برهنه باشند فيلم مبتذل
شناخته شد و می شود؛ همين طور اين مهم نيست که يک کتاب چقدر ارزش ادبی و
علمی دارد، هرچه باشد اگر در آن رعايت اصول اسلام (جمهوری اسلامی) نشده
باشد بلافاصله می شود کتاب مبتذل. نوارهايي که به عنوان نوار مبتذل فروش می
رود معمولا نوارهايي است که خوانندگانش زن هستند و در ايران اجازه خواندن
ندارند. از جمله مبتذل های ديگر جمهوری اسلامی يکی هم لباس مبتذل است به
معنی لباسی که زنان نبايد بپوشند. هفته گذشته مدير کل نظارت بر اماکن عمومی
نيروی انتظامی، جناب سردار نجفی، اعلام کرد که نيروی تحت فرمان او: «شبکه
های بزرگ و سازمان يافته پوشاک مبتذل و غير مجاز را کشف کرده و 13 شبکه
بزرگ واردات اين گونه پوشاک را منهدم کرده اند.» بنظر می رسد که پيگيری
حکومت اسلامی در «انهدام» شبکه های «لباس مبتذل» از مبارره آنها در برابر
قاچاق مواد مخدر بسی بيشتر و «موفق تر» از آب در آمده است. من فکر می کنم
که اين «نيروهای انتظامی» اگر دستشتان برسد در خانه های مردم دوربين کار
خواهند گذاشت تا مبادا زنی در رختخوابش هم رعايت حجاب اسلامی را نکند و دست
به پوشيدن «لباس مبتذل» بزند. يعنی، همين طور که پيش برود زن ها مجبور
خواهند بود در خانه هاشان با مانتو و روسری برای خواب آماده شوند ـ همانطور
که در تمام فيلم های ساخته شده در ايران زن ها تمام بيست و چهار ساعت را با
لباس های مطلوب حکومت اسلامی به سر می برند و حتی با حجاب کامل به رختخواب
رفته و از رختخواب بيرون می آيند.
آقايان زيبایی هاتان را بيرون نريزيد!
خانم
عشرت شائق، نماينده صاحب شمشیر مجلس که هر کجا زنی می خواست ابراز وجود کند
شمشيرش را به سوي او می کشيد، اخيراً اين شمشير را دو دم کرده است. ايشان
هفته گذشته در دانشگاه تربيت معلم آذربايجان در جمع دانشجويان انجمن اسلامی
اين شمشیر جديد را کشيده و، آی نفس کش کنان، حساب همه ی مردها و زن ها را
با هم رسيده اند. ايشان قبل از هرچيز گفته اند که «بد حجابی حرف مزخرفی
است، حجاب هست يا نيست. يعنی اگر کسی بد حجاب باشد يعنی حجاب ندارد.» پس از
اين فتوا، گفته اند که: «حجاب اقتدار زن برای مرد و مرد سالاری است. اصلا
کلمه حجاب یعنی اینکه در جامعه کار کن، فعالیت کن، درس بخوان، تحقیق بکن،
با مردان همگام، هم دوش، همراه باش، ولی دور از حالات زنانگی، اما دور از
عشوه و ناز و کرشمه زنانگی، دور از تمام مسائل زنانگی...» البته هيچ آدم
عاقل و بالغی نيست که نپذيرد «کار و فعاليت و درس و تحقيق جای عشوه و ناز و
کرشمه نيست» اما وقتی «حالات زنانگی» را به اين عبارت اضافه می کنند آدم در
می ماند که چگونه می شود زنی حالات زنانگی را از خودش بگيرد. مگر حالات
زنانگی جدا از زن بودن است؟! اما توجه کنيد که سحن ايشان، با رعايت کامل
عدالت، مردها را هم از عشوه گری و طنازی منع می کند و در اين راه حتی حضرت
باريتعالی را هم دعوا می کنند که: «خداوند چرا این وسط آمده گفته خانم ها
این همه زیبایی را شما بپوشانید... (اما) مگر گفته که آقایان شما همه
زیبایی هایتان را بیرون بریزید؟ کجا این آیه هست؟ کجا گفته شده است که خانم
ها خودشان را بپوشانند اما آقایان هر جور که دلشان خواست ظاهر شوند.»
راستی، شما فکر می کنيد منظور ايشان از اين که آقايان زيبایی هاشان را
بيرون می ريزند چيست؟ زياد خودتان را اذيت نکنيد محال است کشف کنيد که از
ديد خانم شائق چه چيزی زيبایی های مردانه را بیرون می ریزد. ايشان می
گويند: «بدترین نوع پوشش بدحجابی برای آقایان همین کت و شلواری است که می
پوشند.» بله، پس از ساق پای فوتباليست ها، معلوم شد که کت و شلوار هم سکسی
است و مردها بهتر است از آن استفاده نکنند. در اين ارتباط من فکر می کنم
بازگشت عبا و عرق چين هم برای مردها بد چيزی نيست. هم ساق پا را می پوشاند
و هم زيبایی های مردانه را بيرون نمی ريزد.
مردها
در غرفه زنان نمايشگاه کتاب تهران
نمايشگاه بين المللی کتاب هم در ايران برگزار شد. بگذريم که در
اين نمايشگاه بين المللی بيشتر کشورهای حاشيه خليج فارس و کشورهای عربی
شرکت داشتند تا کشورهای پيشرفته دنيا. بهر حال خبرگزاری ها خبر داده اند که
يکی از قسمت های پر بيينده اين نمايشگاه قسمت مربوط به کتاب های زنان و
غرفه های کتاب زنان، زنان، دنيای زنان، پيام زنان، حقوق زنان، دختران و ...
بوده است. گويا اين قسمت، که با رنگ های شادی هم تزيين شده بود، بيينندگان
مرد فراوانی را بخود جذب کرده بود. يکی از دوستان برايم نوشته است: «با
اين که قسمت زنان مورد توجه زيادی قرار گرفته اما متاسفانه تعداد کتاب های
مربوط به حقوق زنان و کتاب های فمنيستی و يا کتاب های ادبی و علمی مربوط به
زنان خيلی کم است. يعنی اگر نسبت بگيريم نسبت اين نوع کتاب ها به کتاب های
مذهبی يک در صد هم کمتر است.» گويا بيشتر کتاب های غرقه زنان چيزهایی بوده
اند از قبيل ديدگاه اسلام نسبت به زن، زن و خانواده در اسلام، و... بنظر می
رسد هرچه درباره رابطه اسلام با زنان بنویسند فقط کاغذ کم می آورند وگرنه
حکايت همچنان باقی است.
تجليل از
همسران شایسته!
هفته بزرگداشت «روز جهانی تئاتر در ايران» عصر شنبه شانزدهم
ارديبهشت طی مراسمی در تالار وحدت به پايان رسيد. يکی از برنامه های اين شب
به تجليل و تقدير از همسر چهار هنرمند برجسته تئاتر اختصاص يافته بود و
زنانی که مورد تجليل قرار گرفتند عبارت بودند از خانم فاطمه روستايي (همسر
عزت الله انتظامی)، خانم بيات (همسر علی نصيريان)، خانم گيتی افروز (همسر
جمشيد مشايخی)، و خانم حميده عنقا (همسر اکبر رادی). آنگونه که يکی از
حاضران در آن شب گفته است: «برخوردهای هنرمندان با همسرانشان در روی صحنه
چندان جالب نبود. آنها از خيلی بالا به همسرانشان نگاه می کردند و يا با
شوخی های بی مزه کنار آن ها می ايستادند. در اين ميان تنها آقای رادی
برخورد محبت آميزی با همسر خود داشتند و سخنانی در اهميت نقشی که زنان در
ساختن مردان قهرمان دارند گفتند.» ولی آيا هيچ فکر کرده ايد که در جوامعی
مثل جامعه ی ما معمولا چه زنانی مورد تحسين و تجليل قرار می گيرند؟ به نظر
من می رسد که در اين جوامع بيشتر زنانی تجليل می شوند که رنج و بدبختی
کشيده اند و هر کاری که مردشان انجام داده پذيرفته و با صبوری تحمل کرده
اند. در عوض زنانی که خود جايگاهی اجتماعی داشته اند، يا همپای مردانشان
بوده و هم وزن آنها بوده اند، و تن به دومی بودن نداده اند کمتر مورد توجه
و تحسين قرار می گيرند. البته هر نوع فداکاری و همراهی با کسی که آدم دوست
دارد زيباست اما اين که فکر کنيم فقط اين کار مخصوص زنان است اشکال دارد.
مثلا شما تا به حال ديده ايد که در سرزمين ما مردی را بياورند روی صحنه ای
و از او تجليل کنند که يک عمر صبر و تحمل کرده و برای ساختن و قهرمان شدن
زنش تلاش کرده است؟ نه، چون در کشورهای عقب افتاده هميشه صبر و بردباری خاص
زنان است و آقايان، چون لابد «آقا»، هستند البته که حوصله اين صبوری ها و
از خودگذشتگی ها را ندارند.
پيشرفت
زنان مراکش!
دو سال
است که ملک محمد، پادشاه مراکش، زير قانونی را امضا کرده که بر حسب آن زنان
می توانند صاحب حقوق بيشتری باشند. البته اين کلمهء «بيشتر» تعارفی بيش
نيست چرا که زنان مراکش اصلا حقوقی ندارند و وضعشان از اکثر کشورهايي که
قوانين شان بر اساس مذهب گذاشته شده هم بدتر است. بهر حال، اکنون خبر داده
اند که پس از دو سال، و پس از آن که زنان مراکشی به هر دری زدند که از اين
قانون بهره ای ببرند و مثلاً بتوانند وارد پست های دولتی شوند، اخيراً
توانسته اند به «جايگاه بزرگی» دست يابند. و اين جايگاه چيست؟ گفته شده که
از هفته گذشته زنان مراکشی اجازه يافته اند تا درباره دستورات ابتدايي
مذهبی سخنرانی کنند. البته به نظر می رسد که زنان بايد مراقب باشند که حرف
های بزرگتر از دهانشان نزنند. همچنين تاکيد شده که اجرای خطبه نماز جمعه هم
همچنان در اختيار آقايان است و زنان نمی توانند به اين کار مهم بپردازند.
زنان سخنران تنها می توانند در مساجد تدريس کنند و يا، اگر بخواهند، می
توانند به زندان ها و بيمارستان ها بروند و برای مريض ها و زندانی ها حرف
های خوب و مذهبی بزنند. واقعا خدا عمرشان بدهد که نگفته اند زنان سخنران
بايد شب ها در ديوانه خانه ها بخوابند و يا به رياضت بپردازند.
آرشيو از نگاه يک زن
خانه
پويشگران
تماس |