خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

آرشیو:

دسامبر 2005

نوامبر 2005

اکتبر 2005

سپتامبر 2005

جولای و اگوست 2005

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

Text Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
    از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زن

جمعه 4 فروردين 1385 ـ برابر با 24 مارچ 2006

 

زنی همراه  آزادی

از ماه جون سال گذشته که ماجرای اعتصاب غذای آقای اکبر گنجی و رنج های او برای آزادی و آزادانديشی در زندان شروع شد، زنی هم ـ اگر چه بيرون از زندان اما بدون توقف ـ پا به پای او در اين سفر آزادی شرکت داشت و يک لحظه هم آرام نگرفت. اين زن اگر چه همسر گنجی است، و عموما زنان و مردان نگران وضعيت همراهانشان هستند، اما رفتارها و تلاش های خستگی ناپذير او نشان از اين داشت که معصومه شفيعی فقط به خاطر همسرش تن به اين همه ايستادگی نداده است. ايمان او به گوهر آزادی، به قانون، و به خواست های حقوق بشری در همه ی رفتارها و گفته های او هويدا بوده است، و اين آن چيزی است که اهميت او را به عنوان يک زن مبارز مطرح می کند. در واقع، همان طور که يک بار ديگر هم در همين ستون نوشتم: «صدای اکبر گنجی به بلندترين شکل از حلقوم معصومه شفيعی به گوش جهان رسيد.» اهميت فداکاری های گنجی برای آزادی يک سوی قضيه است و رسانيدن آن به گوش و چشم جهانيان يک سوی ديگر آن و در اين سوی است که بسياری از روشنفکران و روزنامه نويسان به شدت فعال بودند و معصومه خانم در ميان آن ها نقش اول را ايفا کرده است.

 

اصلاح طلبان هم زن ستيزند؟

خانم جميله کديور، يکی از نمايندگان مجلس ششم و يکی از زنان اصلاح طلبی هستند که «تا اندازه ای» با برقراری حقوق زنان موافقند و جزو کسانی بوده اند که کنوانسيون رفع تبعيض از زنان را امضا کرده اند. اگر خانم شايق را به عنوان زنی از نمايندگان مجلس اسلامی در طرف ضد زن ها بگذاريم، خانم کديور به طور قطع در مقابل ايشان قرار می گيرند. ايشان اخيراً در مصاحبه ای در پاسخ به اين پرسش که چرا برخی از اصلاح طلبان مجلس ششم به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان رای ندادند گفته اند که: «تا جايى كه به خاطر دارم اصلاح طلبان عموماً به اين كنوانسيون راى مثبت دادند. اگر معدود مخالفتى هم در اين مجموعه بود به گستردگى دامنه اصلاح طلبان بر مى گردد.» معنای اين سخن ايشان ظاهراً آن است که اکثر اصلاح طلبان با حقوق زنان موافقند اما در چند سئوال آن طرف تر وقتی از ايشان می پرسند که: «به نظر شما تغيير نام مركز امور مشاركت زنان به مركز امور زنان و خانواده در راستاى چه سياستى است؟» ايشان پاسخ مبی دهند که: «(اين امر) به رويكرد حاكم بر دولت جديد برمى گردد. اگر در دولت خاتمى، مشاركت زنان به عنوان "امرى كه در گذشته مغفول بود" مورد توجه ـ لااقل در حد "اسم" يك نهاد قرار گرفت ـ تاكيدم روى اسم است، چون در عمل مشاركت چندانى براى زنان در پى نداشت ـ در دولت احمدى نژاد حتى همين "اسم" نيز مورد تحمل واقع نشد و به محض روى كار آمدن دولت جديد اسم مركز به زنان و خانواده تغيير كرد. با اين انتخاب، اولويت دولت احمدى نژاد در رابطه با زنان روشن مى شود: سياست هايى هم كه در اين مدت اعلام شده همه در جهت محدود كردن مشاركت و برگشتن سريع تر زنان به خانه است. گويى خانه فقط يك ركن دارد و لاغير.» من نمی دانم اين دوگونه گويي خانم کديور را چگونه بايد برداشت کرد. آيا منظور ايشان اين است که در ارتباط با مساله زنان اصلاح طلب و غير اصلاح طلب ندارد و در جمهوری اسلامی همه عليه زن کار می کنند؟ يا خواسته اند بگويند که با اين که اکثر اصلاح طلبان با رفع تبعيض از زنان موافق بودند اما دولت خاتمی بوده که اين خواست را فقط در حد اسم نگاه مي داشته است. اگر خانم کديور و ديگر زنان اصلاح طلب در داخل و خارج از کشور به اين نتيجه برسند که در هر صورتی جمهوری اسلامی با رفع تبعيض عليه زنان روی موافقی ندارد به طور قظع نيمی از راهی را که ما بايد برای آزادی خودمان برداريم پيموده شده است.

 

زنان در صف معترضين به کوفی عنان

در هفته گذشته گروه هايي از زنان پنجاه کشور جهان طی نامه ای آقای کوفی عنان، رييس سازمان ملل متحد، را متهم به کم کاری در مسايل مربوط به زنان کردند. با اين که به گزارش سازمان ملل به نظر می رسد که در دوران آقای کوفی عنان  دفاتری از طرف سازمان ملل برای رسيدگی به وضع زنان و کودکان باز شده است  و ايشان در سخنرانی ها هم مدعی هستند که به وضعيت زنان توجه دارند، اما اين زنان با سند و مدرک تاکيد کرده اند که آقای کوفی عنان فقط بلدند خطابه صادر کنند و حرف بزنند اما هيچ تلاش جدی برای بهبود وضع زنان و حقوق آن ها انجام نداده اند. اين زنان ناراحتی و نااميدی خودشان را از اين رييس سازمان ملل که حتی در زمان او پست های مهم سازمان ملل هم محدودتر شده ا ست ابراز کرده و مصرانه از ايشان خواسته اند که در سخنرانی سالانه خود  هدف های مشخصی برای پيشبرد برابری حقوق زنان را اعلام کنند. خلاصه اينکه زنان جهان يک اعتراض و اخطار حسابی به آقای کوفی عنان داده و با حضور خود هم صف طويل معترضين به ايشان را بلندتر کرده و هم  وضعيت ايشان را در جايگاه سازمان مللی شان ضعيف تر و بی رنگ تر نموده اند. فکر می کنم ايشان از دست هر گروهی نجات پيدا کنند از دست  زنان رهايي ندارند. شوخی که نيست، حتما اين مطلب را خانم نوان عنان، همسر سوئدی آقای عنان که وکيل هم هستند، به ايشان حالی خواهند کرد. به هر حال هفته ی ديگر گروه های معترض زنان در پنجاهمين دوره کميسيون مطالعه وضعيت زن دور هم جمع می شوند تا ضمن رسيدگی به وضعيت زنان همچنان به اعتراض های خود ادامه دهند.

 

تاريخی شدن با فقط چندين ميليون

نام «بت نسميت گراهام» از جمله نام هايی بشمار می رود که در ليست زنان مهم تاريخ آمريکا ثبت شده است. او در ماه مارچ سال 1924 به دنيا آمد. دبيرستان را نيمه کاره رها کرد و به کار منشی گری پرداخت. بالاترين مرحله کاری اش، پس از سال ها تايپ کردن، منشی گری در يک بانک تکزاسی بود. او که به تنهايي عهده دار بزرگ کردن و تامين زندگی فرزندش بود، با حقوقی، که زياد هم نبود، زندگی را می گذراند. اما نياز او به اين که سريع تر کارهايش را تمام کند و به بچه اش برسد سبب شد که اختراعی کند.«بتی» ديده بود برای هر غلط تايپی بايد يک صفحه را دور بيندازد. در آن زمان وسيله ای که بشود کلمه غلط زده شده را پاک کرد يا ناپديد کرد وجود نداشت. او آنچه را که «ليکوييد پی پر» يا «کاغذ مايع» را که اکنون در همه جای دنيا از آن استفاده می شود اختراع کرد و نام آن را «غلط پاک کن» گذاشت. به مرور ديگرانی که غلط پاکن او را ديدند به او سفارش دادند و او در گاراژ خانه اش به توليد غلط پاکن اش پرداخت. اين کار او به سرعت گرفت. به طوری که از زنان همسايه اش هم خواست تا برايش کار کنند. سفارشات بسرعت و چنان رياد شد که ديگر گاراژ خانه کفاف نمی داد. در عين حال شرکت های بزرگ هم طالب خريد امتياز اين اختراع تازه بودند. بتی بالاخره امتياز اين اختراع را به چهل و هفت ميليون و نيم دلار فروخت. او می توانست اين پول را در بانک بگذارد و مثل هزارها هزار زن و مرد ميليونر به زندگی مرفه خود ادامه دهد اما او بلافاصله  با اين پول دو مرکز مخصوص زنان تاسيس کرد. مراکزی که کارشان يافتن راه هاي تازه برای زنانی بود که می خواستند زندگی شان را خودشان بسازند. او، به اين ترتيب، با حس و عاطفه ای بزرگ و انسانی، که فراسوی ميليون ها دلار بود، نامش را تاريخی کرد.

 

 

آرشيو از نگاه يک زن         خانه                پويشگران