|
ماهی که در آن زنان آمريکايي
ms
شدند!
می دانيد که مردها، در همه ی
سرزمين های دنيا، هميشه «آقا» بوده اند! و در هر کجای دنيا هر وقت که شخصی يا
اداره و دستگاهی خواسته از آن ها نامی ببرد يک «آقا» گذاشته کنار نامشان و کسی
هم حق نداشت که بپرسد اين آقا متاهل هستند يا مجرد، باکره هستند يا باکرگی شان
را از دست داده اند. اين مسائل اصلا به کسی ربطی نداشت و البته که ندارد و
نخواهد داشت. اصلا اين مزخرفات برای مرد چه معنائی دارد؟ تا همين چند دهه قبل،
حتی در اروپا و همين امريکا، هم مردان را تنها با کلمه «مستر» مشخص می کردند
اما زنان اگر شوهر کرده بودند با پيشوند بانو (ميسيز) و اگر شوهر نکرده بودند
با پيشوند دوشيزه (ميس) مشخص می شدند. از اواسط دهه شصت، در اروپا و آمريکا، زن
هايي که از اين تبعيض خوششان نمی آمد پيشوندی را اختراع کردند به نام «مز»
(خانم؟) و با بکار بردن آن در سرآغاز نامشان از اين موهبت برخوردار شدند که
تلويحاً بگويند به کسی مربوط نيست که ما متاهل هستيم يا مجرد، و باکره ايم يا
نه. اين خواست زن ها در ماه فوريه 1973 مورد قبول رسمی دولت آمريکا قرار گرفت و
از آن پس در روزنامه رسمی دولت آمريکا ـ که در سال 1813 تاسيس شده و نشريه ای
است که اطلاعات و اسناد مربوط به آمريکا در آن منعکس می شود و در اختيار همه ی
مردمان جهان قرار می گيرد ـ نام زن ها با پيشوند «مز» هم بچاپ رسيده است. بدين
سان، در اسناد 33 سال اخير اين نشريه از زنان با پيشوند عمومی «خانم» ياد شده
است.
پرچم المپيک بر شانه هايي زيبا
زمانه ای بود که مرده را هم بر
دوش زنان نمی گذاشتند، چه میگويم؟ هنوز هم نمی گذارند! يعنی تصور بر اين بوده
است که زنان ـ علاوه بر کراهت حضور اجتماعی ـ شانه ای هم ندارند که قدرت حمل
چيزی را داشته باشد، حالا اين قدرت چه فيزيکی باشد و چه سمبليک. اما، در طی دو
سه سده اخير حساب زن ها رسيده شده است تا ثابت کنند که از پس هر کاری برمی
آيند. و حالا جهان متمدن دارد به اشکال مختلفی اين حضور مسلم را تاييد می کند.
نمونه اش المپيک بازی های زمستانی امسال که پرچمش را روی دوش زنان گذاشت و
مراسم خود را با ورود هشت زنی که پرچم را بر شانه های زيبای خود می کشيدند شروع
کرد. می گويم شانه زيبا که گفته باشم شانه زيبا داشتن هم تغييری در برابری زن و
مرد ايجاد نمی کند. به هر حال، زنانی که پرچم المپيک راامسال به ميدان بازی ها
آوردند اين ها بودند: «وانگاری ماتای»، برنده کنيايي جايزه نوبل صلح، «سمالی
مام»، فعال حقوق بشر و حقوق زنان، «ايزابل آلينده»، نويسنده شيليايي، «سوفيا
لورن» و «سوزان ساراندون»، هنرپيشه های انساندوست، «ماريا ماتولا» و «نوال
المتوکل»، ورزشکار، و «دی چنتا» عضو کميته بين المللی المپيک امسال.
لازم به ذکر است که، در حالی که
سی در صد کل ورزشکاران جهان را که به المپيک آمده اند زن ها تشکيل می دهند،
امسال هم زنان ايرانی در اين المپيک زمستانی شرکت نداشتند.
بی تجربگی همسر امام زمان
در پی انقلاب اسلامی، هر روز در
ايران از زمين و زمان امام زمان پيدا می شود؛ يک روز می گويند آيت خمينی امام
زمان بوده است، يک روز آقای خامنه ای می شود امام زمان، و حتی اخيرا هم شايعه
ای رايج شده که همين آقای احمدی نژاد امام زمان است. در عين حال، هر لحظه از
اين امام خبری می رسد و چاه و خانه حضرت و اسب او پيدا می شود. و البته تا به
حال هيچکدام از افرادی که شايعه امامتشان بر سر زبان ها بوده و نيز صاحبان اشيا
و اماکن مربوط به حضرت، واقعی بودن اموال و واقعی بودن خودشان را به عنوان
حضرت امام اگر که تاييد نکرده اند، تکذيب هم نکرده اند و کسی هم کاری بکارشان
نداشته است. اما، در اين ميان، ناگهان خبر می رسد زنی که مدعی همسری امام زمان
است دستگير شده و به زندان افتاده است. بنظر می رسد که اين زن نيت بدی هم
نداشته و توانسته بوده است تعداد بسيار زيادی مريد پيدا کند و با جمع آوری صدها
ميليون تومان پول کارهای اوليه احداث يک حسينيه را هم انجام دهد. يعنی قصدش فقط
جمع کردن پول برای جيب خودش نبوده است. اما او را بعنوان کلاهبردار دستگير کرده
اند. ابتدا فکر کردم که چون اين زن حواسش نبوده که امام زمان وقتی که غايب می
شده اند فقط پنچ سال داشته اند؛ مورد غضب قرار گرفته اما بعد متوجه شدم که، نه،
قضيه ربطی به سن و سال حضرت نداشته است چرا که امامان احتمالا می توانند در هر
سنی ازدواج کنند بلکه مشکل قضيه آن بوده که اين خانم ادعای خود را علنی ساخته و
رسما گفته است که همسر حضرت امام زمان است. حال آنکه اگر، مثل ديگر مدعيان، عقل
می کرد و همسر امام زمان بودن خود را صراحتدً تاييد نمی کرد و ديگران را وا می
داشت که موضع را شايع کنند و او با سکوتی اسرار آميز با مسئله روبرو می شد،
آنوقت حالا توانسته بود به کارش ادامه داده و به زودی چندين حسينيه و مسجد و
احتمالا چيزهای ديگری هم ساخته باشد. يقين دارم که اين مشکل هم ـ مثل ديگر
مشکلات زنان ـ از آنجا ناشی می شود که زنان ما چون دير وارد «کارهای اجتماعی»
شده اند هنوز به چم و خم بازی کردن نقش امامان و همسران آن ها وارد نشده اند.
سودابه فرخ نيا و جايزه «کنی»
هفته پيش لندن شاهد نمايشی از
«ساموئل»بکت بود به نام «روزهای خوشبخت» که ستاره درخشان آن سودابه فرخ نيا،
هنرمند ايرانی تئاتر انگليس، بود. سودابه فرخ نيا کار نمايش را از ايران شروع
کرده و در انگليس به شهرت رسيده است. او دو سال پيش موفق شد تا جايزه تئاتری
«کنی» را، که جايزه ای با اهميت در عالم تاتر انگيس است، از آن خود کند. سودابه
هنگامی که مشغول تمرين نمايش اخير بود با خبر شد که به بيماری سرطان مبتلا شده
اما او کارش را تعطيل نکرد و شيمی درمانی و «هنر درمانی» را با هم برای مداوای
خود به کار گرفت. او برای بازی در اين نمايش، که يکی از مشکل ترين کارهای بکت
است، نيز کانديدای جايزه «کنی» امسال شده است و کسانی که بازی قدرتمند او را در
اين نمايش ديده اند معتقدند که او براستی شايسته گرفتن دوباره اين جايزه هست.
با آرزوی سلامتی و توفيق سودابه خانم فرخ نيا و تاختن بيشترش در صحنه های تاتر
جهان.
فوتبال و
بردگان جنسی
کميسيون زنان پارلمان اتحاديه
اروپا در بروکسل اخيرا اعلام کرده است که به زودی نزديک به چهل هزار زن تن
فروش، همزمان با شروع بازی های فوتبال جهانی، به آلمان وارد خواهند شد. اين
کميسيون معتقد است که هزاران تن از اين زن ها يا به اجبار به تن فروشی واداشته
شده و يا به وسيله باندهای خريد و فروش انسان، خريداری شده اند. اعضای اين
کميسيون از دولت آلمان خواسته اند تا در جهت جلوگيری از خريد و فروش زنان و تن
فروشی اجباری اقداماتی انجام دهند. در حال حاضر نه تنها اکثر هتل های کشور
آلمان برای ورود طرفداران فوتبال آماده شده اند، بلکه روسپی خانه های آلمان نيز
دارند اتاق هايشان را برای طرفداران فوتبال (ببخشيد منظورم قربانيان باندهای
خريد و فروش انسان) پيش فروش می کنند. از هم اکنون فعالین حقوق بشر و مدافعان
حقوق زنان در اروپا و به خصوص آلمان مشغول تلاش اند تا بتوانند به دولت آلمان
بقبولانند که وظيفه دارد جلوی برده داری جنسی را در هر شرايطی بگيرد. آن ها
معتقدند که زمان بازی های جام جهانی، که جلوی چشمان آن ها هزاران هزار برده
جنسی وارد اين کشور می شوند، برای مطرح کردن اين موضوع زمان بسيار مناسبی است.
اگر خانم بوش جرات
دارد!
خانم لورا بوش، همسر رييس جمهور آمريکا، که معمولا کمتر اظهار نظرهای روشن و
مستقيمی در ارتباط با مسايل سياسی بين المللی می کند، چند روز پيش بالاخره
اظهار نظری مستقيم در ارتباط با ماجرای کاريکاتورهای توهين آميز پيامبر اسلام و
رفتارهای خشونت آميز برخی از مسلمانان کرده است. او، در مصاحبه ای در رم، گفته
است که رنجش مسلمانان را از ديدن اين کاريکاتورها درک می کند اما لازم است که
همه در سراسر جهان درباره پايان دادن به خشونت صحبت کنند. گويا خانم بوش با پاپ
هم درباره اين مسايل صحبت کرده و به او گفته است که در آمريکا به آزادی مذاهب
احترام گذاشته می شود و همين طور به کسانی که مذهبی ندارند. او در اين مصاحبه
همچنين به تلويح از گفتگوی دولت ها برای محترم شمردن مذاهب و برسميت شناختن
حقوق افراد در گزينش آنچه که می خواهند سخن گفته است. البته اگر خانم بوش جرات
داشت به جای صحبت با پاپ می رفت و با آيت الله های ما در اين باره حرف می زد.
|