خانه

يادداشت

مقالات

داستان ها

شعرها

کتاب ها

مرکز اسناد زنان

شرح حال

آلبوم عکس

پويشگران

تماس

English Section

============

 

=====================================================================

        شکوه ميرزادگی

 

     از نگاه يک زن

          آرشيو از نگاه يک زنText Box: مـا را بـه دم پـير نگـه نتوان داشت
در خـانه دلـگير نگـه نتوان داشـت
آن  را کـه سـرزلـف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت
 
 
 

جمعه 16 دی ماه 1384 ـ برابر با 6 ژانويه 2006

 

زنی که دوست نداشت گربه باشد

 

«نلی مک کلونگ» Nellie McClung يکی از رهبران مهم جنبش فمنيستی تاريخ کانادا است. او به خاطر نقشی که در گرفتن حق رای برای زنان اين کشور ايفا کرد همواره يکی از مشهورترين زنان کانادا بشمار می رود. نيلی در سال هزار و هشتصد و هفتاد و سه در «انتاريو» ی کانادا متولد شد. در شانزده سالگی به شغل معلمی مشغول شد و در همان سن کم به اتحاديه زنانی پيوست که برای کمک به زنان بيمار و الکلی کار می کردند. در بيست وسه سالگی ازدواج کرد و همراه همسرش به «وينی پگ» Winnipeg رفت و با داشتن بچه و مشغوليات اداره و پرورش آنها تلاش های اجتماعی خود را ادامه داد و به زودی در اين شهر به عنوان يک اصلاح طلب اجتماعی و يک برابری خواه طرفدار زنان شناخته شد. او، در يکی از برنامه هايي که برای نشاندادن وضعيت بد زنان کارگر داشت، فرماندار منطقه را با خود به کارخانه ای برد. در آنجا فرماندار به زنان گفت که «زنان خوب حق رای نمی خواهند» و نلی بلافاصله جواب داد: «حتما منظورتان از زنان خوب، زنانی هستند که نوع نگاهشان به زنان تهی دست و خسته از کار مثل نگاه گربه های ناز نازی نشسته در پشت پنجره های آفتابی به گربه های گرسنه ی خيابان هاست. اگر منظورتان آن زنان هستند من، بخاطر آنچه که برايم اهميت دارد، زن خوبی نيستم.» عاقبت نيلی وارد کارهای سياسی شد و، برای اين که بتواند حق رای را برای زنان بگيرد، در سال 1914 حرکتی را عليه اين فرماندار شروع کرد و زنان زيادی هم به اين حرکت پيوستند. آنها پس از دو سال تلاش توانستند که فرماندار را مغلوب کرده و در سال 1916، يعنی حتی قبل از آمريکا، در آن ايالت حق رای را به دست اورند.  نيلی پس از آن به منطقه های ديگر رفت و خواست گرفتن حق رای زنان را در بين مردمان مطرح و برای اين هدف تلاش های فراوان کرد.

 

وانت شهوت بار!

اين روزها هر کشور مسلمان نشينی که بخواهد حساب زن ها را برسد، فوری يک قانون می سازد و اسمش را می گذارد «قانون اسلامی» و آن را می کوبد توی فرق زن ها. اين قوانين اسلامی در همه جا قبل از هر چيز به همه کار زن ها کار دارد ـ از روابط جنسی آن ها با همسرانشان گرفته تا ورزش کردن و آشپزی و بچه داری و کار در بيرون و داخل خانه و... اخيرا در نيجريه طبق همين قوانين باصطلاح اسلامی سوار شدن زنان به وانت هايی که نقش تاکسی را بازی می کنند ممنوع شده است. گويا بالا رفتن و پايين آمدن زن ها از اين تاکسی برخی از مردان مسلمان را تحريک می کرده است.  البته بنظر می رسد که، بدليل کمبود وسايل نقليه، فعلا زنان به اين منع اهميتی زيادی نداده اند و همچنان از اين تاکسی ها استفاده می کنند. لابد چنين خواهد بود تا وقتی که تخته شلاق را بگذارند و آن ها را ادب کنند و يادشان دهند که بدنبال کارشان پياده بروند و سوار اين تاکسی های شهوت انگيز نشوند. اما راستی شما فکر نمی کنيد که چرا اين کسانی که مرتب قانون برای ما زنان می سازند تا به حال فکری برای نفس کشيدن ما نکرده اند؟ چرا مثلا نمی گويند: «زن ها در روز نبايد بيشتر از يک ساعت نفس بکشند چون بر اثر نفس کشيدن زياد سينه هاشان بالا و پايين می رود و مردهای بيچاره ی مومن خداپرست تحريک می شوند!

 

مساجد زنانه در افغانستان

خبرگزاری کابل گزارش داد که نخستين مسجد ويژه زنان در کابل افتتاح شد. وزير اوقاف افغانستان گفته است که از آن جايی که زنان افغانستانی نتوانسته اند تاکنون در جمع به ادای فريضه ی الهی بپردازند اين مسجد کمک می کند تا آنها به کارهای اجتماعی شان برسند. (يعنی مرتب نماز بخوانند ودعا کنند). همچنين ايشان گفته اند که زنان مناطق شيعه نشين نيز مجاز هستند که در ايام سوگواری محرم و عاشورا به اين مساجد بيايند و، لابد در غيبت آقايان، تا دلشان می خواهد گريه کنند و به سر و سينه بکوبند. البته هنوز معلوم نيست که با محدوديتی که برخی از علما برای پيشنماز شدن زن ها قائل هستند مسئله پيشنمازی چه خواهد شد. حتما راهی هم برای آن پيدا خواهد شد. همانگونه که زنان مسلمان نيويورکی خودشان تصميم گرفته اند پيشنماز زن داشته باشند. وزير اوقاف افغانستان همچنين تاکيد کرده است که دولت افغانستان به کسانی که بخواهند در سراسر کشور از اين مساجد زنانه بسازند کمک مالی کافی هم خواهد کرد. به هر حال اين ابتکار تأسيس «مسجد زنانه» برای اين که آقايان گناه نکنند فکر خوبی است، چون، گويا، زن ها در خانه خدا هم دست از گمراه کردن مردها برنمی دارند.

 

بچه ی صيغه ای

می دانيم که تا کنون شناسنامه گرفتن برای نوزادان کار آقايان بوده است. يعنی که فقط پدر می توانسته به اداره ثبت احوال مراجعه کرده و برای بچه ای که زنش زاييده شناسنامه بگيرد؛ و اگر که پدر فوت می کرد جد پدری می توانست اين کار را بکند و اگر بجه پدر بزرگ و پدر پدر بزرگ و خلاصله جد و آباء نداشت (البته از سمت پدر وگرنه جد مادری که قبول نيست) آنوقت مادر می توانست برود و از طريق دادگاه برای بچه اش شناسنامه بگيرد. هفته پيش خبرگزاری فارس گزارش داد که مدير کل امور حقوقی سازمان ثبت احوال گفته است که در صورت عدم حضور پدر برای گرفتن شناسنامه فرزند، با نام خانوادگی مادر برای نوزاد شناسنامه صادر می شود. البته اين اقای مدير کل توضيح داده اند که منظورشان از پدر در اين جا پدران صيغه ای است. ايشان البته «پدران صيغه ای» را با پدرانی که فوت شده اند جمع بسته اند. يعنی، به يمن قوانين پس از انقلاب و معتبر شدن صيغه، آنقدر بچه بی پدر زياد شده که دولت ناچار شده تا، پس از بيست و هفت سال، فکری برای هويت اين «بچه های صيغه ای» بکند. البته خود اين تصميم گيری عاقلانه بنظر می رسد و جای خوشحالی دارد، اما اگر تا آخر خبر را بخوانيد زياد هم خوشحال نمی شويد چون همين آقای مدير کل در آخر مطلب گفته اند که اين کار البته در صورت عدم وجود اجداد پدری ممکن است.حالا شما فکرش را بکنيد که زنی که پدر بچه را گير نمی آورد تا برای نوزادش شناسنامه بگيرد چگونه قرار است برود و جد او را پيدا کند؟

 

زنان تاجيکستان نيز محرک شدند!                       

زنان تاجيکستان ساليان سال زير سلطه شوروی سابق بی چادر و روسری رفت و آمد کردند، و سر و زلف بر باد دادند اما يکی نگفت که شما با اين کارتان مردان را تحريک می کنيد؛ اما حالا به تازگی گويا آنها هم محرک شده اند! تا جايي که آقای رحمانف، رييس جمهوری تاجيکستان هم، که قبلا يکی از دلايل محبوبيت و انتخابات دوباره اش برای رياست جمهوری بيرون راندن شورشيان کمونيست و مسلمانان افراطی بوده، صدايش درآمده و در تأييد وزارت معارف اين کشور که می خواهد حجاب را در مدارس منع کند، گفته است که ورود زنان ودختران با لباس های غربی باعث ترويج فساد و تحريک جوانان می شود و دختران تاجيکی بايد با لباس های محلی خودشان به دانشگاه و مدرسه بروند. البته نمی دانيم که منظور آقای رحمانف کدام لباس محلی است؟ لباس های سبک روستايي تاجيکستان را می گويند يا لباس های جديد محلی را که در نمايشگاه های مد و در ويترين مغازه های تاجيکستان هست؟

 

خانم نماينده رعشه آور و نشئه کننده

 

خانم عشرت شائق نمايند تبريز در مجلس اسلامی اخيرا در جمع دانشجويان دانشگاه امام خمينی قزوين در ارتباط با «مبارزه زنان با طبيعت درونشان» سخنرانی کرده اند. اين سخنرانی کلی جالب است به خصوص برای کسانی که با سابقه فرمايشات خانم شائق آشنايي داشته باشند. من، قبل از خواندن فرمايشات اين خانم، همه هنری را در ايشان سراغ داشتم جز اين که ديدارشان سبب شود که آقايان جيغ بکشند و رعشه پيدا کنند و  نشئه شوند. باور نمی کنيد؟ پس ملاحظه بفرماييد: ايشان در جواب دانشجويي که پرسيده است رفتن زنان به استاديوم ها جايز است يا نه  گفته اند: «بستگي دارد، اگر فوتبال بانوان باشد ما هم كف مي‌زنيم، ولي اگر در آنجا آقاياني هم باشند كه ما را ببينند، عشق كنند و رعشه پيدا كنند، جيغ بزنند و نشئه شوند، به اعتقاد من گناه دارد و نبايد شركت كرد، چرا كه منجر به مريض شدن آقايان مي‌شود.» البته در اين جا هم خانم شائق مثل هميشه به فکر رفاه و سلامت آقايان بوده اند!