|
|||||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
پيوند به:
***** *** * آلبوم عکس
|
|
1. محبوب چشم سياه برای زنان بهشتی هم به بازار آمد! 3. گروگان های کره ای و حجاب اسلامی! 4. ميز گرد علمی کشورهای اسلامی برای کودکان
محبوب چشم سياه برای زنان بهشتی هم به بازار آمد!
اخيرا کار تبليغات سياسی ـ مذهبی دولتمردان مسلمان در کشورهای مختلف به شدت بالا گرفته است و محور اين تبليغات هم بر «دموکراسی اسلامی» و «حقوق بشر اسلامی» گذاشته شده است اما، از آنجا که برخی از مفاهيم را نمی شود با پسوندی مذهبی يا ايدئولوژيک همراه کرد، در بسياری از موارد اين کار گرفتار مشکلاتی می شود. مثل وقتی که بخواهند احکام مذهبی را، که بر تحميل اجباری بنياد گذاشته شده، با مسايل زمينی عرفی درآميزند. در اين ميان، مشکل ترين موضوعی که اين نوع دولتمردان با آن روبرو هستند مساله زن است. در واقع زن و مسايل مربوط به او در همه ی مذاهب، و به ويژه مذهب اسلام، پاشنه آشيل اين آقايان است؛ مساله ای که به هيچ شکلی نه در دموکراسی اسلامی آن ها جا می افتد و نه در حقوق بشر شان. در حوزه ی دموکراسی اسلامی که زن هنوز بی اجازه آقا نمی تواند از خانه بيرون بيايد چه برسد به اين که داخل روند دمکراسی شود و، در دومی، هم که هنوز برای گرفتن حق کشته شدن مساوی با مردان و ميزان ديه کارش به جايي نرسيده است چه رسد به حقوق بشری که به زنده بودنش مربوط می شود. با اين همه، هنوز هم ميليون ها زن مسلمان هستند که، به دليل فقدان آگاهی، ترس و وحشت از روز قيامت، و هر چيز ديگری که نامش را بگذاريم، حاضرند با همين دموکراسی و حقوق بشر اسلامی سر کنند. گاهی هم که پرسشی به ذهن شان می آيد دولتمردان جمهوری اسلامی، با بوجود آوردن سايت ها و وبلاگ هايي چند به زبان های فارسی، اردو، پشتو، عربی، و حتی انگليسی به اين پرسش ها جواب هايي «معقول» می دهند. مثلاً، يکی از پرسش ها که بارها در اين سال های گذشته مطرح بوده از اين قرار است که «چرا قرآن روی سخنش فقط با مردها ست؟» يا اينکه «چرا زن ها، در قبال گناهانشان، مجازات می شوند اما در مقابل کارهای خوبشان از موهبت هايي که مردان در بهشت دارند بهره مند نمی شوند؟» خوشبختانه، اخيراً سايتی به نام «شيعيان» جواب اين پرسش ها را هم داده است. نويسنده ی سايت متذکر شده که: «زبان قرآن عربى است و زبان عربى برخلاف زبان فارسى از دو نوع ضماير مذكر و مؤنت برخوردار است. عربها در امورى كه مخصوص زنان باشد، مطلب خود را با واژگان مؤنت و در امور مخصوص مردان با واژگان مذكر بيان مىدارند؛ به جز اين دو مورد، در دو مورد ديگر (يكى در امورى كه بين زنان و مردان مشترك باشد و ديگرى هم در امورى كه جنسيت در مورد آنها اصلاً مطرح نيست، مانند خدا و فرشتگان)، از ضماير و واژگان مذكر بهره مىگيرند». واقعا خدا را شکر که با اين تفسير جمهوری اسلامی قبول کرده که خدا و فرشته را چوب جنسیتی نزند چون وقتی در مورد کسی جنسيت مطرح نباشد تبعيض هم وجود نخواهد داشت. ما هم احکامی را که به زبان فصيح عربی و نصح صريح در سوره های نسا و آل عمران و جاهای ديگر قرآن از زدن زن و در خانه زندانی کردن او و کمتر ارث بردنش و لزوم اطاعتش از مرد، و مجاز بودن چند همسری مردان و قرار داشتن اختيار طلاق در دست آنها و... همه را نديده می گيريم و شکر می کنيم خدا را که احکام ديگرش خطاب به ما هم هست. در عين حال، در همين سايت شيعيان نوشته اند که زنان هم حق دارند در بهشت از موهبت های بهشتی استفاده کنند و همه ی آنچه که برای مردان هست برای زنان هم هست. توجه کنيد: «در قرآن از دو نوع نعمتهاى بهشتى ياد شده است: يكى نعمتهاى جسمانى مانند باغهاى بهشتى، سايههاى بهشتى، خادمان بهشتى، غذاها و نوشيدنىهاى بهشتى، قصرها، فرشها، ظرفها، لباسها و زينتهاى بهشتى، كه همه شامل مردان و زنان مىگردد. در اين نوع نعمتها از حورالعين و همسران بهشتى نيز ياد شده است كه اين هم شامل مردان مىشود و هم شامل زنان. حورالعين لذتی مختص مردان نيست». حالا اگر کلمه «حور العين » را به معنای عربی آن (چشمان زيبای سياه) بگيريم معلوم می شود که اگر زنان در اين دنيا خوب و مطيع باشند در آن دنيا صاحب يک محبوب با چشمان سياه زيبا خواهند شد. شايد هم چند تا. چون اگر قرار است که خطاب قران برای داشتن حور العين در بهشت به مردها و زن ها يکسان باشد در بسياری جاها مرتب وعده تعداد زيادی از اين حور العين ها داده شده است. بدين ترتيب فعلاً ترتيبی داده شده که در آن دنيا تبعيض چند همسری از ميان برود. البته در زبان فارسی «حورالعين» را به معنای «زنان زيباروی» يا «زنان بهشتی» می گيرند پس بهتر آن است که زن های مسلمان علاقمند به «نعمات آن دنيا» حواس شان باشد که به اين ترجمه غلط توجه نکرده و فقط به معنای عربی اش و مردانی که با چشمان زيبای سياه در خدمت شان ايستاده اند فکر کنند. عکسی را هم که ملاحظه می کنيد عکسی تزيينی از آن بهشت است.
اين روزها همه جا خبر ازدواج خانم «جين فليکس براون» انگليسی با آقای «عمر بن لادن»، يکی از فرزندان اسامه بن لادن ـ متهم بوجود آوردن فاجعه يازدهم سپتامبر ـ است. روزنامه های دولتی و رسمی ايران نيز همه اين خبر را منتشر کرده اند، همراه با عکسی از عروس و با سرپوشی که اگرچه شباهتی با حجاب اسلامی مورد تاييد جمهوری اسلامی ندارد اما به هر حال اسلامی تر از اين عکسی است که ملاحظه می فرمائيد. در بيرون از ايران خبرها بيشتر بر عشق اين زن و مرد تکيه کرده اند اما در ايران بر مسلمان شدن عروس مسيحی ـ انگليسی انگشت گذاشته اند که تازه پدر بزرگش هم يهودی بوده است. اما عکس های «غير اسلامی» جين و عمر نشان می دهد که هيچ کدام چندان به احکام اسلامی، حداقل در ارتباط با حجاب اسلامی و روابط زن و مرد اعتقادی ندارند. و آن چه آن ها را به هم پيوند داده عشق است و نه هيچ چيز ديگر. جين آرزو کرده که هموطنان انگليسی اش در مورد او قضاوتی نادرست نکنند و تاکيد نموده که او با «عمر بن لادن» ازدواج کرده است و نه با «پسر بن لادن». البته جين اين شانس را دارد که در جائی از دنيا زندگی می کند که، حداقل در قوانين و در بين اکثريت مردم آن، پسر را به جرم کار پدر جريمه نمی کنند. و يا او را به خاطر ازدواج با پسر دشمن شماره يک غرب از رفتن به غرب و سرزمينش محروم نمی سازند و به تبعيد نمی فرستند. گروگان های کره ای و حجاب اسلامی!
در ميان سر و صداها، ابراز نگرانی ها، اظهار نظر های مختلف و آرزوی آزادی گروگان های کره ای که در سراسر جهان مطرح است، روزنامه های داخلی افغانستان هم نظريات گوناگونی ارائه داده اند. برخی به دولت ايراد گرفته اند که اگر چندی پيش در ارتباط با روزنامه نگار ايتاليايي با طالبان وارد مذاکره نمی شد اکنون چنين اتفاقی هم نمی افتاد. برخی هم می گويند که همانطور که جان آن ايتاليايي نجات داده شد جان کره ای ها را هم بايد نجات داد. عده ای هم عملکرد پليس و انتظامات افغانستان را دارای نقصی اساسی می بينند که موجب می شود آنها نتوانند امنيت را برای آن هايي که به افغانستان می آيند حفظ کنند. اما در اين ميان عده ای هم مسئله را به حجاب زنان ربط داده و دولت افغانستان را مسئول اين نوع مشکلات می دانند چرا که اين دولت نسبت به پوشش زنان خارجی که به افغانستان می آيند بی توجهی نشان داده است! محض نمونه ملاحظه کنيد که روزنامه چراغ، که نشريه ای تندرو و مذهبی است، چه نوشته: «شهروندان خارجی بدون مراعات کردن فرهنگ افغانی و اسلامی لباس می پوشند و در شهر گشت و گذار می کنند». توجه کنيد که چگونه به سبک روسای جمهوری اسلامی که فرهنگ ايرانی را به اسلامی می چسبانند اين نشريه هم فرهنگ افغانی را به فرهنگ اسلامی سنجاق کرده است. اين نشريه همچنين خواستار ايجاد «سازمان امر به معروف و نهی از منکر» شده است و آن را برای تغيير روحيه جامعه افغانستان ضروری می داند. حتماً منظور از نهی از منکر هم نهی از بی حجابی است، حتی برای آن ها که مسلمان نيستند.
ميز گرد علمی کشورهای اسلامی برای کودکان از حقوق بشر اسلامی گفتم بهتر است از يکی از اقدامات کميسيونی که به همين نام در ايران داير است هم بگويم که چندی پيش اعلام کرده که: «پيرو گزارشات نگرانكننده هفتههای اخير دربارهی وضعيت كودكان در عراق ميزگردی علمی برای بررسی وضعيت اين کودکان» ترتيب داده است. مباحث اين ميزگرد، آنگونه که گفته اند، عبارت است از: «ميزان نقض حقوق كودكان عراقی، مسووليتهای دولت عراق و نيروهای خارجی حاضر در عراق، مسووليت كشورهای اسلامی و ديگر جوانب مساله». فکر می کنم، يا پيش بينی می کنم، که در ارتباط با بخش «مسئوليت کشورهای اسلامی و ديگر جوانب آن» به زودی در خبرها خواهيم خواند که «به خاطر کمک به وضعيت کودکان عراقی، سن ازدواج دختران را از شانزده سال به نه سال پايين برده می شود و نيز برای تأمين آسايش و امنيت بيشتر آن ها رعايت حجاب و احکام اسلامی برايشان اجباری خواهد شد».
ماجرای «ادب از که آموختی؟» هم بدجوری دارد کار دست همسايه های ترکيه ای مان می دهد. اول که آقای اردوغان شان، درست مثل انقلابيون قبل از انقلاب ايران، از حجاب زنان و ارتباط آن با دموکراسی و حقوق بشر بهترين بهره برداری را کردند و بعد هم هنوز هيچی نشده حزب جمهوری خلق ترکيه دارد از حزب توده زمان انقلاب الگوبرداری می کند و اعلام می دارد که با حجاب مخالفتی ندارد. البته همانطور که کار اردوغان نسبت به کار آيت الله خمينی از نوع شيک تری است (شايد بخاطر اينکه آن ها می خواهند به اتحاديه اروپا بپيوندند!) کار حزب خلق ترکيه و جناب کارسلی، رييس شاخه زنان حزب آن ها، هم از کار حزب توده ما شيک تر است. اينها به جای اين که کنار حکومت بايستند و سر زن ها روسری کنند فعلاً تعدادی روسری بين زنان توزيع کرده اند که شايد، برای حفظ اصول شيکی، ساخت اروپا و از نوع کوچک آن هستند که ضمنا بشود از آنها به عنوان دستمال گردن هم استفاده کرد. اما بهتر است به اين همسايه های خودمان بگوييم که آموختن ادب از بی ادب ها اگر به قصد مودب شدن نباشد نتيجه اش همان بی ادب شدن است و بس.
اخيرا يک شرکت بيمه عمر در ژاپن اعلام کرده است که بيشتر زنان ژاپنی بدون اطلاع و خبر شوهران شان صاحب حساب های پس انداز شخصی هستند. اين رسم گويا از دير باز در ژاپن وجود داشته است که زن ها پول هايي را از شوهر خود کش بروند و برای روزهای سختی کنار بگذارند. اين نوع کش رفتن از پولی که در حقيقت متعلق به خود آن ها هم هست در اکثر کشورهايي که هنوز به سنت های مردسالاری پابند هستند وجود دارد و ريشه در عدم استقلال اقتصادی زنان و بی نصيب بودن آنها از درآمدی که خودشان غير مستقيم در توليد آن سهيم هستند دارد. جالب است که شرکت بيمه مزبور گفته است که حتی بسياری از زن های شاغل نيز از اين حساب های پنهانی دارند. شايد آن ها هم، که خود توليد کننده ی مستقيم درآمد هستند،حق استفاده از پول خود را ندارند. در واقع، دليل عمده ی اين نوع کش رفتن ها «ترس از آينده» است. مثلاً، در ايران ريشه ی مهريه از همين ترس از آينده ی نامعلوم می آيد و به زناشویی حکم خريد و فروش را می دهد. اما حيرت انگيز اين است که در کشوری همچون ژاپن هم، که سال هاست بر اساس قوانين اش زن ها حتی پس از جدايي در ثروت همسران خود سهيم هستند و در عين حال، طبق آمار سازمان ملل، صاحب طولانی ترين عمرهای زنان در جهان اند، اين عادت هاي قرون وسطايي همچنان زنده باقی مانده اند.
|
|
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
|
|||