از نگاه يک زن ـ  نوشته های هفتگی شکوه ميرزادگی 

 نشريه ی شماره ی 333                          آرشيو

29 تير ماه 1386

20 ماه جولای 2007

 

 

 

 

 

پيوند به:

سايت شکوه ميرزادگی

 

 

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

 نگاه يک زن

مطالب   ديداری

مطالب  شنيداری

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

*****

***

*

 شرح حال

آلبوم عکس

جستجو

 تماس

English Section

 

 

 

 

1.  زنی شجاع که به قلب خطر شتافت

2.  مرز بين نجابت و نانجيبی در جمهوری اسلامی

3. سنگسار، هديه بزرگی به بشريت!

4.  نوبت پسرها هم رسيد!

5.  جشنواره تئاتر زنان و دوری از جنگ

 

زنی شجاع که به قلب خطر شتافت

         روز دوشنبه، شانزدهم ژوئیه، صدها مأمور پلیس بنگلادشی خانه ی زن کوچک اندامی را محاصره کردند که، به گفته ی مقامات بنگلادشی، می تواند با سخنان هيجان انگيزش ناآرامی های وسيع و نافرمانی های مدنی گسترده بوجود آورد. اين زن «شیخ حسینه»، رهبر حزب «عوامی لیگ» و نخست وزیر پیشین بنگلادش است که هفته ی پيش او را به اتهام هايي همچون: «کشته شدن چهار تظاهر کننده در جريان شورش های ماه اکتبر گذشته» و «فساد مالی» و امثالهم دستگير کردند؛ اتهاماتی که در کشورهای جهان سوم به همه ی کسانی که خيال دستگيری و ساکت کردن شان را دارند زده می شود. شيخ حسينه به مدت پنج سال، بين سال های 1996 تا 2001، در مقام نخست وزير اين کشور، کار می کرد و رهبری حزب سکولار (غير مذهبی) عوامی ليگ را بر عهده داشت. او، علاوه بر محبوبيت هايي که به خاطر خودش در بين مردم بنگلادش دارد، به خاطر پدرش، مجيب الرحمن، که بنيانگزار کشور بنگادش محسوب می شود، نيز سخت مورد احترام است. شیخ حسینه در اواخر ماه مارس گذشته و پس از اعلام حالت فوق العاده توسط دولت موقت بنگلادش، از آنجا خارج شد ولی وقتی فهميد که به او اتهاماتی زده اند تصميم گرفت که به کشورش برگردد و بی گناهی خود را ثابت کند. اما اين بار دولت موقت به او اجازه ورود به کشور را نداد. او ماه ها به هر دری زد تا بتواند اجازه ورود به کشورش را بگيرد و بالاخره هم موفق شد. اما به نظر نمی رسد که به او فرصتی داده شود تا از خودش دفاع کرده و بی گناهی اش را ثابت کند. خانم شيخ حسينه در حال حاضر در زندان سياسی به سر می برد و وکيل او هر نوع اتهام فساد مالی و اتهامات ديگر در مورد او را رد کرده است. يکی از شاکيان اين زن شجاع حزب "جماعت اسلامي" بنگلادش است که او را مسبب قتل چهار تظاهر کننده در شورش های ماه اکتبر می داند. به گفته ی سخنگوی دولت موقت و انتقالی بنگلادش که از حمایت ارتش برخوردار است، پرونده شیخ حسینه به زودی به جریان خواهد افتاد و حال بايد ديد که اين زن شجاع در مقابل اين اتهامات چه خواهد کرد.   

 بازگشت به بالا

مرز بين نجابت و نانجيبی در جمهوری اسلامی

         روشن است که در ديد «ارزش ها» ی مورد قبول حکومت اسلامی هر مساله ی مربوط به زنان تا آنجا در چارچوبی از گناه و فساد و تباهی و خيانت قرار دارد که حتی وقتی می خواهند با کشورهای ديگر رابطه ی سياسی يا اقتصادی پيدا کند به خودشان حق می دهند که در مورد نگاه اين کشورها به زن نيز دخالت کرده و رفتارهای آنها را هم با معيارهای خودشان بسنجند. مثلاً، اخيرا شاهد آن بوده ايم که ونزوئلا به دلايل اقتصادی به ايران نزديک شده و رؤسای جمهورهای دو کشور مرتباً با هم ديدار کرده، با هم ماچ و بوسه می کنند، و برای يکديگر ميهمانی ترتيب می دهند. دلبری از يکديگر هم گاه به اغراق می کشد. مثلاً، اخيراً، هوگو چاوز، رييس جمهور ونزوئلا، حتی يکی از آن دستمال های فلسيطينی را که اغلب بر گردن رهبر جمهوری اسلامی می بينيم و آقای احمدی نژاد هم گاهی آن را به سر و گردن می اندازد، در مقابل دوربين خبرنگاران بر گردن انداخته و به ديدار آرامگاه «شهدای انقلاب اسلامی» رفته است. در عين حال می دانيم که زنان ونزوئلا هم، مثل زنان اروپا و آمريکا، در انتخاب لباس آزادند و «بی حجابی» در کشورشان کاری غير شرعی، زشت، و يا حرام و گناه به حساب نمی آيد.  زنان و مردان در ميهمانی ها و مجالس کنار هم می نشينند و در کنار دريا با مايو و لباس هايي باز رفت و آمد می کنند. صرف پوشيدن اين نوع لباس ها و يا حضور زنان و مردان در ميهمانی ها و گفتن و خنديدن و حرف زدن با هم  کسی را فاسد الاخلاق نمی کند. و حتی رييس جمهورشان در مقابل دوربين ها همسرش را در آغوش می کشد،  اما با اين همه «دوستی»، وقتی در «روابط ديپلماتيک» پای زن در ميان می آيد صدای «آقايان مسلمان» هم بلند می شود. اخيراً يکی از سايت هایی که جزو جناح آقای احمدی نژاد نيست، ابتدا از فساد يکی از کارمندان سفارت ونزوئلا که با زنی شوهر دار ارتباط داشته و از ايران اخراج شده خبر داده و سپس ، لابد برای اين که نيشی به دولت احمدی نژادی بزند،  پای دختران و زنان ايرانی را که در سفارت ونزوئلا کار می کنند به ميان کشيده و چماق و شلاق اتهام نانجيبی را بر سر و تن آن ها کوبيده و، به عنوان افشاگری، از کارهای «ضد اخلاق» سفارت ونزوئلا و حضور  دختران و زنان ايرانی که در آنجا «به کارهای خلاف عفت و اخلاق مشغولند» نوشته است. مثلا در اين «گزارش» می خوانيم که در سفارت ونزوئلا مشروبات الکلی سرو می شود. (حتماً بزودی کار کردن در کليساهائی که به مؤمنان، به ياد خون مسيح، شراب می دهند برای دختران ايرانی ممنوع خواهد شد). همچنين گزارش مزبور از حضور دختران ايرانی «با وضعی زننده» سخن می گويد بی آنکه منظور خود از اين «وضع زننده» را توضيح دهد. آيا اين هم همان «وضعيت زننده ای» است که دختران و زنان را در خيابان های ايران به خاطرش می گيرند؟ آيا منظور آن است که دختران و زنان ايرانی کارمند در سفارتخانه ها بايد در خاک قانونی کشورهای صاحب سفارتخانه نيز حجاب خود را رعايت کنند و بدون حجاب در مجامع و محافل اداری يا جشن و سرور های مختلط، که همگی از ديد حکومت اسلامی مظاهر فساد و تباهی زن شناخته می شوند، شرکت نکنند؟ بنظر می رسد که پس از جا انداختن اين نگاه با زور و چوب و چماق و زندان و سنگسار در ايران، خيال دارند به زور پول نفت اين به اصطلاح «ارزش ها» را به کشورهای ديگر نيز صادر کنند و اين کار را از سفارتخانه ها، که خاک کشورهای ديگر محسوب می شوند، شروع کرده اند. می بينيد که در اينجا هم جا انداختن ارزش های اسلامی، طبق معمول، از قربانی کردن زن ها آغاز می شود.

 بازگشت به بالا

سنگسار، هديه بزرگی به بشريت!

          محمد جواد لاريجانی، که در حکومت اسلامی عنوان «دبير ستاد حقوق بشر ايران» را ـ علاوه بر بسياری مشاغل ديگر ـ يدک می کشد، در اين هفته رسما ادعا کرد که حکم سنگسار مبتنی بر شريعت اسلام با هيچ کدام از تعهدات بين المللی حکومت اسلامی تضاد ندارد! ايشان فرموده اند: «ما درباره ی حقوق بشر حدود چهار سند مهم امضا كرده‌ایم که هیچكدام از اینها مخالف سنگسار نیست و غربی‌ها براساس تفسیری كه از این مواد و متون دارند با سنگسار مخالفت می‌كنند». من يقين دارم که اين آقای لاريجانی و امثال او يا مستقيم از قلب قرون وسطی به اين زمان پرتاب شده اند و يا برای دست انداختن کسانی که به حقوق بشر احترام می گذارند نقش «دبيری ستاد حقوق بشر ايران» را بازی می کنند؛ وگرنه چگونه ممکن است که کسی که خود را دبير ستاد حقوق بشر ايران می داند حتی ماده پنج منشور حقوق بشر را نخوانده باشد که می گويد: «احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد». آيا سنگسار مشمول اين تعريف نيست که آقای لاريجانی چنان از آن سخن می گويد که گويی دارد از نوعی نوازش يا حداکثر تنبيه دوستانه حرف می زند؟ جالب است که ايشان در مقابل اين پرسش که «آیا شما مسائل مختلف حقوق بشر را به رئیس قوه قضاییه منتقل می‌كنید یا خیر؟» می گويند :«ستاد حقوق بشر ستادی است در قوه قضاییه اما فراقوه‌ای است؛ ریاست ستاد بر عهده رئیس قوه قضاییه است و من افتخار دبیری این ستاد را دارم»؛ و آنگاه ليستی از ديگر اعضای ستاد و حافظان حقوق بشر در ايران را رديف می کند، از آن جمله اند فرمانده نیروی انتظامی و رئیس زندان‌های حکومت اسلامی، و تاکيد می کند که «تمام مسائلی كه به نحوی به حقوق بشر ربط پیدا می‌كند، چه داخلی و چه خارجی، با هدایت این ستاد صورت می‌گیرد!» من فکر می کنم، اگر همين گونه پيش بروند، بزودی کليه زندانبان ها، پرتاب کنندگان سنگ، ماموران بستن طناب دار، ماموران زدن شلاق، و همه ی کسانی که در نوازش های حقوق بشری حکومت اسلامی شرکت دارند به اعضای ستادی که زير نظر آقای لاريجانی کار می کند اضافه خواهند شد. آقای لاريجانی به مطالب حيرت انگيزی که در رابطه با سنگسار گفته اکتفا نکرده و در پايان افزوده اند: «ما می‌خواهیم منشور حقوق بشر از دیدگاه اسلا‌م را از عمق تفكر و عقلا‌نیت اسلا‌می اعتلا‌ دهیم و بسازیم، و ان‌شاءالله، با این كار، یك هدیه ی بزرگ به بشر تقدیم خواهیم كرد».

 بازگشت به بالا

نوبت پسرها هم رسيد!

           احمدرضا رادان، رييس پليس تهران، وعده داده که از اول مرداد ماه نه تنها طرح تازه ای را در ارتباط با «مبارزه با بدحجابی» زنان شروع خواهد کرد و عمليات پليس در اين مورد دو برابر خواهد شد بلکه «پسران جوان بد حجاب» نيز دستگير خواهند شد! البته بد حجابی پسرها مربوط به پوشيدن لباس های غربی و استفاده از  گردن بندهای مارک دار و آرم های مختلف بر روی لباس می شود و به نظر می رسد که فعلاً لازم نيست استفاده از عرقچين و عمامه و غير آن اجباری شود. دليل هم اينکه خود اين آقای رييس پليس موهای آرايش شده و فرق کج خود را با کلاه نظامی اش نمی پوشاند. اما ايشان اعلام کرده اند که موهای پسرها نبايد دارای «مدل منحرف» باشند. ايشان اين مطلب را چنين توضيح داده اند: «مدل های موی برگرفته از مدل های "منحرف غربی" با هنجارهای ایرانی (بخوانيد اسلامی) همخوانی ندارد!» آقای رادان توسل به اين نوع کارهای غربی منحرف را ناهنجاری هايی اجتماعی می داند و معتقد است که «پليس بايد، برای حفظ امنيت و انظباط اجتماعی، جلوی آن بايستد».  رئیس پلیس تهران در ضمن گفته است که نام دختران و پسران بدحجاب وارد کامپیوتر می شود و از این به بعد ماموران نیروی انتظامی هم یک لپ تاپ در اختیار خواهند داشت که در آن سابقه افراد ذخیره است و اگر فردی سابقه تذکر داشته باشد، بازداشت می شود. البته خود استفاده از  لپ تاپ منع شرعی نداشته و «مدل منحرف» محسوب نمی شود!   

 بازگشت به بالا

جشنواره تئاتر زنان و دوری از جنگ

        ششمين دوره ی جشنواره تئاتر زنان در ايران نيز پس از يک هفته پر شور به پايان رسيد و با اين که انتخاب نمايش هايي که در اين جشنواره پذيرفته شده بودد مورد اعتراض بسياری از دست اندرکاران تئاتر قرار گرفته بود اما، به نظر می رسد، که بخاطر بازديد کنندگان نسبتا زياد جشنواره، برای زنان شرکت کننده جشنواره تجربه ای موفق بوده است. در حاشيه اين جشنواره دو نظر متضاد را می شد در گزارشات و خبرهای مربوط به آن ملاحظه کرد. از يکسو، گفته شده که در اغلب نمايش هايی که به حشنواره راه يافته بودند ملاحظات اسلامی و سياسی رعايت شده بود و، بخصوص، نمايشنامه ها به مسايل مربوط به زنان ربطی نداشتند. اما سخنان خانم اعظم بروجردی، دبير اين جشنواره در روز گشايش آن نشان می داد که اسلامی ها چندان از نوع نمايش هائی که به جشنواره عرضه شده بود راضی نيستند. خانم بروجردی گفت : «متاسفانه در اين دوره از جشنواره از نهصد اثری كه به دبيرخانه ارسال شد اغلب آنها بيانگر ضعف و جنبه هاي منفي آنان (زنان) بودند، در حالي كه واقعيت امر اين است كه ما هنوز در جامعه ‌‏مان به اين نتيجه نرسيده ايم كه زنان ما مردماني قوي هستند كه هيچ نوع ضعفي در آن ديده نمي‌‏شود...» ايشان به شکوه ی خود چنين ادامه داده که‏: «شخصيت هايي در زمان انقلاب و به خصوص جنگ تحميلي وجود داشتند كه با شجاعت و ايستادگي خود بار زندگي بدون همسر را به دوش مي كشيدند كه به نظر من مي‌‏توان آنها را از طريق هنر نمايش به جامعه معرفي كرد‌‏، اما متاسفانه به نظر مي آيد اين مساله هنوز نتوانسته آن ارتباط لازم را با جامعه برقرار كند... اگر اين نوع آثار كمتر بوده گناه و تقصير آن به عهده هيات بازخوان نبوده است بلكه به آثاري بر مي‌‏گردد كه ما مجبور بوديم آنها را انتخاب كنيم». بهر حال جشنواره بی نشانه هايي از «جنگ تحميلی» به روز آخر خود هم رسيد و معلوم شد که دادن جوايز در مراسم پايانی آن بر عهده آقای قاليباف، شهردار تهران، است. در اين مراسم، علاوه بر اعطای جوايز شرکت کنندگان، از زنانی چون خانم ژاله علو (محتشم) و توران مهرزاد نيز تقدير شد؛ هنرمندانی که قبل از انقلاب نيز در کارهای نمايشی فعال و پيشرو بودند.

 بازگشت به بالا

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

 

پويشگران