|
|
|||||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
پيوند به:
***** *** * آلبوم عکس
|
|
1. يک پيروزی برای کمپين قانون بی سنگسار 3. حق يک نويسنده برای نخواستن جايزه!
يک پيروزی برای کمپين قانون بی سنگسار هفته گذشته يکی ديگر از اقدامات کمپين قانون بی سنگسار، که يکی از مهمترين اقدامات جنبش زنان ايران بشمار می آيد، اثر بخش شد و دو تن در تاکستان قزوين از سنگسار، اين قانون قرون وسطايي هراس انگيز، معاف شدند. اين زن و مرد که قرار بود در ملاء عام سنگسار شوند در آخرين لحظات بر اساس بخشنامه رييس قوه قضايي نجات پيدا کردند. از زمانی که حکم سنگسار صادر شد تا هنگام اجرای آن، کمپين قانون بی سنگسار به طور شبانه روزی کار می کرد و خبرهای مربوط به اين حکم را بازتاب می داد.اين پيروزی را به همه ی کوشندگان اين کمپين به خصوص خانم شادی صدر تبريک می گويم.
پس از مدت ها تلاش، زنان تايلندی هم موفق شدند تا مجلس قانون گذاری تايلند را وادار کنند که تجاوز به همسر را جرم بشناسد و مجلس هم سنگ تمام گذاشته و برای شوهرانی که به همسرانشان تجاوز می کنند تا بيست سال زندان در نظر گرفته است. فکر جلوگيری از تجاوز جنسی شوهران به همسران خود در واقع در پی فکر برابری جنسی زن و مرد از اواخر قرن نوزده و به وسيله زنی همچون «ويکتوريا وودهال» مطرح شد. اين زن که يکی از زنان پيشرو خواستاری حقوق زنان و از مهمترين زنان نامور قرن نوزدهم آمريکا بود، برای اولين بار بحث های ارزشی مربوط به زنان را در آمريکا گشود و اعلام کرد که زن ها نه تنها بايد که در حقوق اجتماعی با مردها برابر باشند بلکه حق دارند که در ارتباط با مسايل جنسی نيز با مردها برابر شوند. اما مطرح شدن جدی چنين خواست هايي تنها در اواخر دهه پنجاه و در طول دهه شصیت شکل جدی بخود گرفت و وارد قوانين کشور آمريکا و برخی از کشورهای اروپايي شد. تا قبل از دهه ی شصت چيزی به نام تجاوز به همسر حتی در ميان زنان برابری طلب کشورهای پيشرفته هم چندان جدی نبود. در اکثر کشورهای دنيا تجاوز وقتی اهميت پيدا می کند که نسبت به زنی غير از همسر باشد و، در غير اين صورت، آن را مساله ای شخصی و خانوادگی و بين زن و شوهر می دانند. اين وضعيت وقتی تغيير کرد که اثبات شد که يکی از زيان هاي تفاوت های فيزيکی بين زن و شوهر آن است که مرد می تواند از قدرت فيزيکی خود برای تجاوز به همسرش سوء استفاده کند. البته در برخی از کشورها، مثل کشور خودمان، اصولاً هر نوع تجاوز و خشونت نسبت به همسر و دختر و خواهر تجاوز و خشونت به حساب نمی آيد. به طور قطع، يکی از عواملی که اين نوع طرز فکر را بوجود آورده و به خصوص پس از پيدايش حکومت اسلامی به آن دامن زده است، وجود احاديثی است که به امام ها و پيامبر نسبت می دهند. مثلاً به اين حديث که به پيامبر اسلام نسبت می دهند توجه کرده و تفاوت آن را با قانون جلوگيری از تجاوز شوهر به همسر خود ملاحظه کنيد: «همانا بهترين شما زنی است که بسيار بزايد و نزد شوهر ذليل باشد و از برای شوهر خود را زينت کند و از ديگران شرم کند و هر چه شوهر گويد بشنود و هر چه فرمايد اطاعت کند و چون شوهر با او خلوت کند آن چه از او خواهد دريغ نکند اما به شوهر نياويزد و شوهر را تکليف بر جماع نکند». يعنی نه تنها به زنان سفارش می شود که تن به تجاوز شوهران بدهيد بلکه از ترس اين که نکند زنی زورش به شوهرش بچربد سفارش می کنند که «به شوهر نياويزد» و خدای ناکرده به شوهر تجاوز نکند. حق يک نويسنده برای نخواستن جايزه!
چند روز پيش ايميلی داشتم از خانم مهستی شاهرخی در ارتباط با سخنان آقای مجيد روشنگر مدير نشريات «کاکتوس» و «بررسی کتاب» در مورد ايشان؛ يکی سخنانی مربوط به دو سال پيش و مبنی بر اين که مهستی کتاب خود را قبل از چاپ برای ايشان فرستاده است، و يکی هم سخنانی آمده در مصاحبه اخير آقای روشنگر با يکی از نشريات داخل ايران و اين که گفته شده خانم مهستی شاهرخی خودشان کتاب «شالی به درازای ابريشم» را برای «جشنواره انتخاب کتاب» به ايران فرستاده اند. ايميل مهستی خانم دو لينک داشت، يکی به وبلاگ خودشان و مطلبی مربوط به دو سال پيش که در آن به گفته ی آقای روشنگر اعتراض کرده و نوشته بودند «گمان می کنم اشتباهی از جانب آقای روشنگر صورت گرفته است. من هرگز در زندگیم کار یا نوشته ای را پیش از چاپ برای آقای روشنگر نفرستاده ام. ایشان در کاکتوس شماره سه از من مصاحبه ای چاپ کرده است به همراه یک قطعه شعر. همین و همین. این تمام همکاری ادبی ما با هم بوده است. من معمولا کار چاپ نشده ام را برای این و آن نمی فرستم تا بخوانند و در کشویشان بگذارند. چاپش می کنم. و یا می گذارم در گنجه ی خودم بماند و ..»؛ و در جواب گفته اخير ايشان هم به نظر می آمد که به شدت عصبانی شده و سخنان آقای روشنگر را خلاف راستی دانسته و توضيح داده اند که ايشان کتاب خود را برای جشنواره نفر ستاده اند. راستش، اگر من قبلاً در جريان جشنواره و ماجرای کتاب خانم مهستی قرار نگرفته بودم، حتماً ايميل و مطالب ايشان را خطاب به اقای روشنگر می خواندم و، با ابراز تأسفی، از اين ماجرا می گذشتم. اما از آنجايي که من دو سال پيش و بدون هيچ دوستی و آشنايي با خانم شاهرخی(بيرون از کارهای ادبی ايشان) در جريان ماجرای جايزه دادن به کتاب ايشان قرار گرفتم و در همين ستون درباره آن نوشتم، امروز هم خودم را موظف می دانم که نکاتی را همين جا بنويسم. در نوامبر سال 2005، خبری خواندم از «ايسنا» مبنی بر اين که کتاب «شالی به درازای ابريشم» در ايران جايزه اول را گرفته است. می خواستم که خبر را در «از نگاه يک زن» بگذارم که يکی از دوستانم که معمولاً خبرهای مربوط به زنان را از ايران برايم می فرستد همين خبر را فرستاده و نوشت که: «شايعه است که مهستی شاهرخی اين جايزه را دريافت نکرده و تازه به اين که چرا اسم کتاب او را در ليست جايزه قرار داده اند هم اعتراض کرده است. اما مسئولين جايزه حاضر نشدند جوابی به من در اين مورد بدهند». موضوع برايم جالب شد و ماجرا را دنبال کردم و بالاخره از گفته های خود مهستی شاهرخی و دوستان ديگری در ايران معلوم شد که نه تنها مهستی شاهرخی کتاب را برای شرکت در «جشنواره» نفرستاده بلکه حتی به اينکه کتابش را بدون اجازه او در ايران چاپ کرده اند اعتراض کرده است. من، براساس اين اطلاعات، مطلبی نوشتم با عنوان «جايزه ناخواسته» در همين ستون. و البته بعدها در جاهای ديگری هم در باره اين مساله مطالبی نوشته شد. اکنون دو سال نگذشته است که شخصی چون آقای روشنگر، که به طور مرتب با مسايل ادبی داخل ايران در ارتباط هستند، مساله را اين گونه عنوان می کنند! بنظر من، هر هنرمند و نويسنده ای می تواند و مجاز است و آزاد است که هر کجايي زندگی کند و کار و اثرش را در هر کجايي منتشر سازد. اما اگر نويسنده ای به دلايل سياسی يا فرهنگی در خارج زندگی می کند و حاضر نيست اثرش را که پاره ای از وحود و حضور اوست در ايران منتشر کند (حالا يا نمی خواهد تن به سانسور بدهد و يا نمی خواهد که کارش حتی از زير چشم ها و دست های سانسور چی ها بگذرد يا به هر دليل ديگری) اين حق را هم دارد که خواستش را اعلام کند و وقتی هم که اعلام کرد حق بر اين است که ديگران آن را رعايت کنند. بالاخره اين سئوال پيش می آيد که آقای روشنگر در پی اين همه حرف و سخنی که در ارتباط با اين جايزه ناخواسته بوده آيا واقعاً خبر نداشته اند که خانم مهستی شاهرخی علاقه نداشته که کتابش در ايران چاپ شود؟ يا در ليست جوايز داخل ايران قرار گيرد؟ يا اينکه وکيل خانم شاهرخی هنوز دنبال قضيه است اما تا کنون صدايش به جايي نرسيده؟ من واقعاً و صادقانه جواب اين پرسش ها را نمی دانم. سوراخ های مبارزه با فساد «تمام آسيب های ما از دو سوراخ است، يکی شهوت و ديگری غفلت». اين سخنان متعلق به جحت الاسلام قرائتی است که مسئول نهضت سوادآموزی حکومت اسلامی هستند و اين نظريات «فرهنگی» را در «محفلی آکادميک» و به عنوان ميهمان افتخاری در يک کنفرانس مطرح ساخته اند. اين همايش که به موضوعاتی چون مسايل حقوق و فقه اسلامی می پرداخت در روز آخر کلاً در اختيار ججت الاسلام قرار گرفت تا جمع بندی اين کنفرانس حقوقی اسلامی را با اين سخنان زيبا يانجام برساند. اين حجت الاسلام، که گويا به خاطر شيوه سخنانش مورد توجه کسانی است که دلشان خنده و تفريح می خواهد، معتقد است که چون آخوندها مثل گاز اشک آور عمل می کنند و مردم را به خنده نمی اندازند مردم می روند عياشی می کنند و در عين حال معتقد است که دو سوراخی را که آسيب های جامعه ما از آنها ناشی می شود، يعنی شهوت و غفلت، بايد با ازدواج و نماز درست کرد. ايشان، در اين راستا، به گفته پيامبر اسلام اشاره می کند که گفته اند: «من از دنيای شما دو چيز را دوست دارم، زن را و نماز را» و تاکيد کرده و می گويد که اين دو عمل يک خاصيت دارند و آن جلوگيری از فساد است. بزک و فتنه گری اما آقای احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، در نماز جمعه هفته گذشته خود، با صلابت هر چه تمامتر به نمازگزاران حالی کرد که اولا سزای «اراذل و اوباش» ی که ايجاد ناامنی می کنند (همان ها که آفتابه به گردن شان بستند) حکم اعدام است و، ثانياً، هر زنی با آرايش يا به قول خودش بزک در جامعه حاضر شود «فتنه گر»ی کرده و «منشاء فساد» شده و بايد که به سزای اعمال خود برسد. ايشان البته از نوع مجازات اين «مجرمان بزک دار» چيزی نگفتند ولی تاکيد کردند که اين مانکن های فتنه گر سبب شده اند که آمار طلاق از آمار ازدواج در ايران بيشتر شود و در واقع بنياد خانواده را متزلزل کرده اند. ايشان از مامورين انتظامی خواست تا آنچنان در تنبيه اين مانکن های بزک دار پيش بروند که همه ی خانم ها متوجه موضوع شوند. مثل اينکه اين حجه الاسلام آن حديث نبوی را نديده است!
در يکی دو هفته اخير موضوع انتخابات سکسی خانم «تانيا درو»، نامزد حزب «جنبش اعتراض مستقل» يا «ان. ای. ای» در بلژيک، از مسايل پر سر و صدای مربوط به انتخابات اين کشور شده است. خانم تانيا، در تبليغات انتخاباتی خود، ضمن انتشار عکس های سکسی و بيشتر پورنوگرافيک، به رأی دهندگان خود، در صورت پيروزی، وعده سکس دهانی داده است. با اينکه روزنامه ها و به خصوص نشريات امريکايی کار اين زن را نوعی دهن کجی به احزاب سنتی و محافظه کار بلژيک تشخيص داده اند، اما هزاران هزار مرد از سراسر اروپا اين وعده خانم تانيا را جدی گرفته و فرم درخواست سکس با ايشان را پر کرده اند. حزب خانم تانيا اعلام کرده است که حتی اگر که بتوانند در انتخابات پيروز شوند به مجلس نخواهند رفت و حاضر نيستند که در قدرت سياسی شرکت کنند ولی از نه گفتن هم کوتاه نخواهند آمد. در واقع عده ای معقتدند که اين نوع «نه گفتن» روشی درست است برای به تمسخر گرفتن روش های کانديدهای سنتی بلژيک. عده ای هم، از جمله برخی از فمنيست ها، عمل اين خانم را نوعی استفاده سکسی از زن ها دانسته اند و می گويند که اگر قرار بر سنت شکنی و تمسخر کانديداهای سنتی بوده چرا مردهای لخت را هم در اين نوع تبليغات شريک نکرده اند؛ مگر فقط با تن و بدن لخت زن ها می شود به جنگ سنت رفت؟ |
|
برگرفته از: در نشريهء «ايرانيان» (هفته نامهء چاپ واشنگتن) از انتشارات: شرکت رسانه های گروهی ايرانيان واشنگتن مدير و سردبير: تقی مختار P.O. Box 2023 Ashburn, Virginia 20146, USA Phone: 703.724.9680 Fax: 703.724.9689 E-mail: iranians@iraniansnewspaper.com
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
|
|||