« از نگاه يک زن» ـ  نوشته های  هفتگی شکوه ميرزادگی 

 نشريه ی شماره ی 328                          آرشيو

جمعه 25 خرداد ماه 1386

15 ماه جون 2007

 

 

 

 

 

پيوند به:

سايت شکوه ميرزادگی

 

 

قصه

شعر

مقاله

يادداشت

 نگاه يک زن

مطالب   ديداری

مطالب  شنيداری

نامه های سرگشاده

کتاب های در اينترنت

کتاب های منتشر شده

کتاب های در دست انتشار

*****

***

*

 شرح حال

آلبوم عکس

جستجو

 تماس

English Section

 

 

1. 22 خرداد، روز همبستگی مدافعين حقوق زنان

2. سنت شکنی خانم عبادی

3. زنان کويت فقط روزها می توانند به خيابان بروند

4. هر پسر معادل 10 دختر است

5. فحشای مقدس يا تن فروشی مذهبی

 

22 خرداد، روز همبستگی مدافعين حقوق زنان

         در اين هفته بيش از هفتصد تن از فعالين حقوق برابر زنان به مناسبت سالگرد 22 خرداد بيانيه ای  را منتشر کردند. اين بيانيه بيشتر به شکل گزارشی مفصل  از حرکت های زنان و حوادث گوناگون پس از 22 خرداد سال گذشته تا کنون تهيه شده و نتايج حوادث ميدان تير را وسيله ای مؤثر در راستای بيداری و رسيدن به خواست های زنان در ارتباط با حقوق برابر دانسته است. اين بيانيه سپس به ليست کردن  مسايلی می پردازد که پس از 22 خرداد زنان با آن درگير بوده اند؛ مثل «گسترش دستگيری ها، اتهام های ناروا، احضار و بازجويي، درخواست وثيقه های کلان و احکام سنگين برای برخی از فعالان زنان»، فشار روی زنان به بهانه بد حجابی، و فشار و تهديد برای خانه نشين کردن مدافعان حقوق برابر. در انتها نيز اين بيانيه به مسايل ديگری که همزمان به گروه ها و قشرهای ديگر جامعه مثل آموزگاران، دانشجويان، کارگران  که با برخوردهای پليسی و خشونت آميز روبرو بوده اند می پردازد و همچنين به تنش های بين المللی و درگيری های دولت ايران با ديگر دولت ها می پردازد که نتيجه اش سنگين تر کردن بار مشکلات زنان خانواده است. بيانيه همچنين اعلام می کند که: «به نظر می رسد اکنون، بر خلاف سال های گذشته، حرکت های سازمان یافته زنان (در قالب کمپین های مختلف، از جمله کمپین یک میلیون امضاء، کمپین قانون بی سنگسار و شکل گیری گروه زنان و صلح و...) چنان گسترشی یافته که در شرایط کنونی حفظ و تعمیق آن ها می تواند نیاز عاجل تری برای جنبش زنان قلمداد شود». من فکر می کنم اين بيانيه نشان می دهد که جنبش زنان ايران در حال بيرون آمدن از انزوای چندين ساله خويش است؛ انزوايي که فضای بسته و تنگ گذشته برايش بوجود آورده بود. به نظر می رسد که به خصوص تجربه های اين چندين ساله اخير، به اين جنبش کمک می کند تا اين فضا  را شکافته و همگام با حرکت های ديگر قشرها و گروه های اجتماعی توجه و همبستگی آن ها را برای رسيدن به حقوق خويش بيشتر جلب کند.

 بازگشت به بالا

سنت شکنی خانم عبادی

        معمولاً در مراسم خاکسپاری و ختم ها در ايران رسم نبوده و نيست که زن ها بروند و سخنرانی کنند؛ به خصوص اگر که اين مراسم جنبه ای عمومی هم داشته باشند. اما خانم شيرين عبادی اين سنت را شکسته و در مراسم خاکسپاری دکتر پرويز ورجاوند سخنرانی کرده اند. دکتر ورجاوند، باستانشناس و شخصيتی که بيشترين سال های عمر خود را در خدمت به حفظ و توسعه فرهنگ ايران زمين گذاشت و در زمينه های تخصصی و علمی باستانشناسی علاوه بر اين که پيشگام بود شاگردان بسياری را نيز پرورش داد، شنبه گذشته زندگی را وداع گفت. خانم شيرين عبادی، در مراسم خاکسپاری اين انسان ارجمند، خود را شاگرد ورجاوند ناميده و گفت: «ما آمده‌ايم تا با بزرگمردی که سراسر عمر خود را با دغدغه‌ی ايران سپری کرد، وداع کنيم؛ بزرگمردی که به يکايک شما می‌انديشيد و دريغ و درد که قدر او را ندانستيم و ندانستند... آمده‌ايم با مردی وداع کنيم که بزرگ‌ترين غم او ميراث فرهنگی بود و ايران را بيش از فرزندان خود دوست می ‌داشت... امروز آمده‌ايم با مردی وداع کنيم که تا دم مرگ ناله می‌کرد "سيوند" و فرياد می ‌زد ميراث فرهنگی ما به آب خواهد رفت».  شيرين خانم همچنين در اين مراسم اعلام کردند که با جان و دل از پاسارگاد، ميدان نقش جهان و تمدن ايران پاسداری خواهند کرد.  گفته می شود که در برنامه ريزی خاکسپاری قرار نبوده که خانم عبادی صحبت کنند و اين اقدام ابتکار خود خانم عبادی بوده است. هر چه هست، چه برنامه ريزی شده و چه نشده، اين گونه سنت شکنی ها به خصوص در حال حاضر که زن ها فقط می توانند حضوری نمايشی در مراسم مذهبی و آن هم از نوع زنانه ـ مردانه اش داشته باشند، هم لازم است و هم بسيار درست و به جا است.  

 بازگشت به بالا

زنان کويت فقط روزها می توانند به خيابان بروند

        زن های کويتی هم، مثل خيلی از زنان خاورميانه، سال ها برای داشتن حق برابر با مردها تلاش کرده اند اما دو سه سالی است که اين تلاش ها سرعت زيادی گرفته اند. با اين که در ميان قدرتمندان سياسی کويت افرادی هستند که سعی دارند به اين خواست زن ها توجه شود اما قدرت هايي هم وجود دارند که، هم در پارلمان و هم در بخش های قضايي، سعی در متوقف کردن زن ها دارند و گفته می شود که بيشتر اين گروه دوم زير نفوذ اقتصادی ـ سياسی و يا تحت تاثير جمهوری اسلامی هستند.  ولی اين هفته نمايندگان "غيور" کشور کويت لايحه ای را در مجلس کويت به تصويب رساندند که روی قوانين جمهوری اسلامی را سفيد کرده است. در اين لايحه زنان را از کار کردن در شب منع می کنند. در اين لايحه همين طور آمده است که زنان حق کار کردن در اماکنی را که ويژه مردان هستند ندارند. به اين ترتيب، از اين پس زنان پزشک، پرستار، بخش های مختلف مديريتی که کارهايشان در شب است، بخش های سرويس و به طور کلی همه ی کارهايي که زن ها تا به حال در کنار مردها انجام می دادند، برای آن ها ممنوع شده است. صرف نظر از غير انسانی بودن و غير حقوق بشری بودن اين قانون ها، مجلسيان کويت تازه در کنار آن يک قانون ديگری را هم تصويب کرده اند مبنی بر اين که «زنان حق کار کردن در زمينه هايي که با اخلاق عمومی منافات دارد را ندارند». آخر اين چه کاری است که با اخلاق عمومی منافات دارد ولی خاص زنان است؟ مگر کارهايي هست که مردها در شب می توانند انجام دهند و منافات با اخلاق نداشته باشد ولی همان کارها برای زن ها متضاد با اخلاق عمومی باشد؟ اين کدام اخلاقی است که زن و مرد دارد؟ به هر حال، به نظر می آيد که خاورميانه دارد به شکل بدی به سوی قرون وسطا عقب گرد می کند ـ البته فقط در ارتباط با زن ها. آن هم در حاليکه مثلاً در همان کويت خودشان را دارند می کشند تا ژستی غربی داشته باشند و در همهء کارهايشان از سيستم های فنی و اداری و اقتصادی از غرب الگوبرداری کنند. پ  

 بازگشت به بالا

هر پسر معادل 10 دختر است

        هفته پيش آقای عليرضا کاوه، مسئول صنايع دستی اداره ميراث فرهنگی اعلام کرد که: «رشته هايي که به پسران آمورش داده می شود متفاوت از دختران خواهد بود». اين رشته ها که عبارتند از خراطی، پيکر تراشی، فرفورژه، معرق  و سفال، اگر هم تا کنون و به طور سنتی بدست زنان انجام می گرفته از اين پس کارهایی محسوب می شود که به درد مردها می خورد. آقای کاوه به دنبال اين فرمايشات اضافه کرده است که «در سطح ملی هر پسر معادل 10 دختر در بحث اشتغال زايي موثر خواهد بود». ايشان همين طور وعده داده اند که به هر پسری که در صنايع دستی مشغول کار شود حقوقی معادل مقامات ارشد استان خواهند داد. و دليل اين محبت شان به پسرها را هم توضيح داده اند: «دخترها پس از اين که آموزش می بييند اگر ازدواج کنند کار را رها می کنند اما يک پسر حتی بعد از ازدواج هم برای تاميين معاش زندگی به کار خود ادامه خواهد داد». ايشان همين طور تاکيد کرده اند که آموزش به پسرها راحت تر است و در عين حال مشکل بيکاری را هم حل می کند. من گاهی فکر می کنم چگونه است که برخی از مسئولان جمهوری اسلامی از درک ساده ترين مسايل اجتماعی هم عاجزهستند؟ آخر يکی نيست به اين آقا بگويد خب اگر دخترها (که اکنون در بخش های صنايع دستی مشغول به کار هستند و آموزش هم داده شده اند) حقوق هايي معادل مقامات ارشد استان بگيرند که ناچار نيستند کارشان را رها کنند. آنوقت همسران شان که آموزش هم نديده اند و تازه شما می خواهيد آموزششان بدهيد در خانه می مانند و به امور خانه می رسند و دخترها می شوند نان آور خانواده . من البته باورم نمی شود که آقای کاوه و امثالهم اين مسايل را نفهمند بلکه فکر می کنم آن ها به هر دری می زنند و به هر بهانه ای متوسل می شوند که زن ها را به خانه بفرستند. در بخش های مديريت که اين کار را کرده اند، سهميه دانشگاه ها را هم که کم کرده اند تا زنان دارای تخصص های علمی نشوند، و حالا فکر کرده اند که چرا زن ها بايد در صنايع دستی هم کار کنند.

 بازگشت به بالا

فحشای مقدس يا تن فروشی مذهبی

         کلمه فحشای رسمی به جای صيغه کم کم در زبان مردم ايران هم دارد جا می افتد. خانمی از تهران  برايم نوشته اند: «هميشه مردم، و حتی آن هايي که از روی ناچاری (چه اقتصادی و چه به دليل نيازهای جنسی) صيغه می شدند، هم حاضر نبودند درباره ی اين عمل جز به عنوان جوک حرفی بزنند؛ اما اخيراً ديده ام که در کوچه و خيابان و تاکسی مردم از صيغه به عنوان "فحشا" اسم می برند و نسبت به آن عکس العمل های تندی دارند». البته من فکر می کنم که اين نوع برخوردها و اين تفکر ضد صيغه حاصل تلاش هايي است که فعالين حقوق زنان (که تعداد مردها هم در بين شان کم نيستند) در آن نقشی اساسی داشته است. اما در عين حال ديده ام که تازگی ها برخی صيغه را با «فحشای مقدس» ی که در چند هزار سال پيش و در تمدن های اوليه وجود داشته برابر می دانند. به نظر من اين برابر کردن نيز کار درستی نيست؛ نخست اين که قوانين چند هزار سال پيش به هيچوجه به درد انسان امروز، که همه افتخارش دستيابی به حقوق بشری است، نمی خورد و بعد هم آن دخترانی که در شش هفت هزار سال پيش در معابد خود را وقف خدايان و عبادت کننده هايشان می کردند بابت اين کار پولی دريافت نمی کردند. امروزه دختران بدبختی که برای گذران زندگی رومره خود در کوچه و خيابان می ايستند خودشان را تنها به خدای فقر و فساد و تباهی فروخته اند که جامعه را چون هيولايي می بلعد و باز هم، روز به روز، گرسنه تر است. اين نوع تن فروشی هيچ تقدسی ندارد (نه از نوع زمينی اش و نه از نوع آسمانی اش» و همان بهتر که به آن  «تن فروشی مذهبی» نام داده شود.

  بازگشت به بالا

 

 

برگرفته از:

«در قلمرو فرهنگ»

زير نظر اسماعيل نوری علا،

در نشريهء «ايرانيان»

(هفته نامهء چاپ واشنگتن)

 از انتشارات:

شرکت رسانه های گروهی ايرانيان واشنگتن

مدير و سردبير: تقی مختار

P.O. Box 2023 Ashburn,

Virginia 20146, USA

Phone: 703.724.9680

Fax: 703.724.9689

E-mail:

iranians@iraniansnewspaper.com

 

 

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

 

پويشگران