پيوند به فهرست صفحات «در قلمروی فرهنگ»

 

324 نشريه، شمارهء 

28 ارديبهشت ماه 86

18 ماه می 2007

 

از صفحات «در قلمرو فرهنگ»

زير نظر اسماعيل نوری علا، در

هفته نامه (چاپ واشنگتن)

 از انتشارات:

شرکت رسانه های گروهی ايرانيان واشنگتن

مدير و سردبير: تقی مختار

P.O. Box 2023 Ashburn,

Virginia 20146, USA

Phone: 703.724.9680

Fax: 703.724.9689

E-mail: iranians@iraniansnewspaper.com

URL:

www.iraniansnewspaper.com

 

1. کامپيوتر و حضرت فاطمه

2. طراحی لباس زنان، به صورت مستقل و غيردولتی!

3. نگذاريم ايران ميزبان جام فوتبال آسيا شود!

4. سگ و زن

5. خانه عفاف سيار برای محترمين!

 

کامپيوتر و حضرت فاطمه

اگر کمی دقت کنيم متوجه می شويم که، در ارتباط با مسايل زنان، چيزی به مفهوم «حد» در جمهوری اسلامی وجود ندارد. در هر چيزی که مربوط به زن باشد ماجرا به چيزهايي می کشد که نه تنها به عقل انسان قرن بيست و يکمی عجيب و بعيد و غير منطقی می آيد بلکه با عقل انسان قرون وسطا هم نمی خواند. مثلاً، اينکه هر کس حق دارد اعتقادات مذهبی داشته باشد، امری قابل درک و بديهی است، و کسی را حق اعتراض يا حتی گرفتن ايراد به چنين آدمی نيست. حتی در کشورهايي که با روش های سکولار اداره می شوند، از آنجا که سکولاريسم خود بر پايه ی آزادی عقيده و بيان بنا می شود، انسانی که در آن زيست می کند حق دارد به هر مرام و مذهبی درآيد، حق دارد به کليسا و مسجد و کنشت برود يا نرود و البته حق دارد در بيرون از محيط آموزش و پرورش رسمی (که معمولاً کاری به مذهب ندارد) برای دين و مرام خودش تبليغ کند. اما حتی متعصب ترين اين مردم در هر کشوری برای تبليغ دين و مرام شان حد و حدودی قايل اند. مثلا تا به حال شما نشنيده ايد که اهل دينی در هر کجای دنيا ادعا کند که پيامبرش روش های استفاده از کامپيوتر را هم می دانسته و يا بر او الهام شده بوده که امتش از هارد ديسک چگونه استفاده کنند و سافت ديسک را به چه منظوری به کار گيرند. اين که سهل است، حتی در دورانی از تاريخ اروپا که عصر تاريکی خوانده می شود و در طی آن بزرگان کليساهای کاتوليکی دمار از روزگار مردمان در می آوردند هرگز بر نمی خوريد به اين که کسی گفته باشد حضرت مسيح روش های استفاده از چيزهايي را توضيح داده باشد که در زمان او معنايي نداشته اند؛ يا که حضرت مريم معلم چيزهايي بوده که در زمان خودش کشف يا اختراع نشده بوده. بزرگان مذهبی هميشه به صفاتی چون معصوم، پاک، راستگو، نجيب و نظير آن شناخته شده و کارشان هم عبادت خدا بوده و خدمت به خلق خدا. اما در جمهوری اسلامی بزرگان مذهب اسلام ناگهان صاحب کرامات و صفاتی می شوند که حيرت انگيز است. مثلاً، هفته پيش خانم زهره طبيب زاده، رييس مرکز امور زنان جمهوری اسلامی،  در گفت و گويي با خبرنگار خبرگزاری فارس می فرمايند که در «طرح رحمت»، که طرحی برای هدايت زنان است، تدارک بسته هايی آموزشی را ديده اند که بر مبنای الگوهای کار اهل بيت تدوين شده است. البته ابتدا ممکن است کسی فکر کند که منظور اين خانم کارهای عبادی است. اما ناگهان می بينيد که ايشان فرموده اند که اين بسته های آموزشی به زنان شاغل ارائه می شود تا بر اساس آن برای کارهای اداری آموزش ببينند. حالا شما پيدا کنيد جواب اين معما را که حضرت فاطمه و حضرت زينب و حضرت رقيه سه ساله و حضرت سکينه ده ساله (که حتی يک روز هم «کار اداری» نکرده اند و اگر هم احتمالا شاغل بوده اند و ما خبر نداريم) چگونه می توانند، پس از 1400 سال، الگوی زنان شاغلی باشند که امروزه در ادارات و موسسات پشت کامپيوتر نشسته يا در لابراتوارهای مختلف مشغول تحقيق های زيست شناختی هستند، و يا پشت ماشين های پيچيده صنعتی در روند توليد شراکت و نظارت دارند؟!

 بازگشت به بالا

طراحی لباس زنان، به صورت مستقل و غيردولتی!

       جشنواره بين المللی لباس هم به مبارکی و ميمنت در ماه جاری برگزار می شود و در اين مورد خانم فرحناز قند فروش، مشاور استاندار تهران در امور بانوان، گفته اند که اين جشنواره به صورت مستقل و بدون دخالت نيروه  های دولتی خواهد بود. البته خانم مشاور استاندار اين حرف را در جلسه ای با حضور رييس سازمان کار و امور اجتماعی استان تهران به خبرنگاران می زدند. ايشان گفته اند که تا به حال هزار و چهارصد طرح را برای شرکت در جشنواره دريافت کرده اند، لابد حتما به عنوان گذشت هزار و چهار سال از اسلام! نکته جالبی که در اين جلسه مطرح شد معافيت مالياتی برای توليد کنندگانی است که آنقدر به توليد اين طرح های اسلامی مشغول شوند که همه ی زنان ايران «اسلامی پوش» شوند.  همزمان با اين امر، خانم فاطمه آليا، نماينده مجلس اسلامی، هم گفته اند که طراحان لباس اسلامی بايد حمايت شده و آن ها که طرح هاشان با شئونات اسلام بخواند از تسهيلات بانکی بيشتری برخوردار شوند. اين «شئونات» را هم کميته ای تعيين می کند که حتما «کاملاً» مستقل و غير دولتی است ولی در آن فقط، به گفته وی، «نمايندگاني از وزارتخانه‌هاي ارشاد، آموزش و پرورش، صنايع و معادن، بازرگاني، سازمان صدا و سيما، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و سه نفر از صنوف (طراحان و توليدكنندگان) حضور خواهند داشت». نتايج اين جشنواره هم، آنگونه که تدارک کنندگانش گفته اند، مثل همه ی کارهای جمهوری اسلامی، قرار است بلافاصله الگوي جهانی زنان شود. مثلاً کويت اولين کشوری است که قرار است در ماه رمضان نمايش لباسی با عنوان «حجاب» بگذارد و از اين طرح های قشنگ لباس هایی ساخته و تن زن های کويتی هم بکنند. اما اگر گفتيد که چه طرح هايي بدون داوری و بلافاصله به جشنواره وارد خواهند شد؟ «طرح‌هاي جديدي كه در زمينه چادر عرصه مي‌شود در صورتي كه حرمت چادر حفظ شود و خارج از چارچوب آن نباشد!» و اگر گفتيد که چطوری می شود که با وجود چادر هم خارج از چارچوب بود؟ در اين مورد دوم اگر به نتيجه رسيديد لطفاً مرا هم خبر کنيد.

  

 بازگشت به بالا

نگذاريم ايران ميزبان جام فوتبال آسيا شود!

ايران از تشکيلات فوتبال ملت های آسيا جواز خواسته است که در سال 2011 ميزبان جام قهرمانی فوتبال آسيا باشد. در عين حال، آقای محمد علی آبادی، رييس تربيت بدنی و معاون آقای احمدی نژاد، گفته است که ممکن است عدم حضور زنان به استاديوم های ورزشی سبب شود که اين خواسته پذيرفته نشود؛ و فرموده اند که: «اگر شيطنت نکنند ميزبان مسابقات جام ملت های آسيا خواهيم بود». البته ايران در سال هاي 1968 و 1976 دو بار ميزبان رقابت هاي جام ملت هاي آسيا شد، اما پس از انقلاب هنوز دعوت جمهوری اسلامی پاسخي نگرفته است. رييس تربيت بدني در يک مصاحبه مطبوعاتی گفته است که: «ايران خود را براي ميزباني رقابت‌هاي فوق نامزد كرده ‌و كنفدراسيون فوتبال آسيا نيز شرايطي براي ما تعيين نكرده است. حضور بانوان در ورزشگاه از شروط كنفدراسيون فوتبال آسيا براي ميزباني جام ملت‌هاي آسيا نيست و ما براساس قوانين كشور خود و فرهنگ ملتمان در اين خصوص تصميم‌ گيري مي ‌كنيم». بايد به اين آقا گوشزد کرد که خيلی چيزها از شروط اين نوع کارهای اجتماعی نيست؛ چرا که فرض بر اين است که اين نوع چيزها، مثل تماشای فوتبال برای زنان، از اموری طبيعی است که شرط نمی خواهد. من در همين جا به زنان ايران پيشنهاد می کنم که هر کسی می تواند با نامه و تلفن و فکس به کنفدراسيون فوتبال آسيا اطلاع دهد که حق حضور زنان  در مسابقات ورزشی يک امر حقوق بشری است و دولت ايران نمی تواند به بهانه «فرهنگ ملی»، که معلوم نيست از کجا آمده، جلوی زن ها را بگيرد.

 بازگشت به بالا

سگ و زن

بالاخره جمهوری اسلامی پس از بيست و هفت سال به طور مستقيم و علنی به سگ های بيجاره هم اعلام جنگ کرد. اگر تا کنون بطور غير مستقيم به آنها روی خوش نشان نمی داد حالا حمل آنها را در کوچه و خيابان، و به خصوص اتومبيل ها، به عنوان جرم شناخته و صاحبان شان را به جرم «سگ داری» بازداشت می کنند. البته اين از آن جرم هايي است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکری از آن نرفته است چرا که وقتی پس از انقلاب قانون اساسی را می نوشتند آنقدر گرفتار تغيير و تعيين قوانين مربوط به آدم ها بودند که حواس شان به سگ ها نبود و نمی دانستند که مردم ممکن است سگ را هم دوست داشته باشند وگرنه از همان اول داشتنش را جرم اعلام می کردند.حمله به سگ ها همزمان با حمله به بی حجابی زن ها ممکن است از نظر ما ربطی به هم نداشته باشند اما دختر خانمی از ايران برايم نوشته است که: «باور کنيد که اين گرفت و گير صاحبان سگ ها هم برای اين است که بيشتر سگ دارها زن ها هستند. در ايران کمتر مردی سگ دستش می گيرد و به خيابان می رود. بيشتر زن ها اين کار را می کنند و مقامات قضايي دارند از طريق سگ ها هم به زن ها فشار می آورند». اگر اين حرف درست باشد می شود به مقامات قضايي حق داد. چون درست نيست که زن ها روزی يکی دو ساعت، شايد هم بيشتر، از وقت عبادت و گريه و زاری برای طلب بخشش گناهانشان را وقف سگ هايي کنند که اگر در هفت دريا هم شسته شوند پاک نخواهند شد!

 

 بازگشت به بالا

خانه عفاف سيار برای محترمين!

هر چه کردند که صيغه را قانونی کنند، مردم زير بار آن نرفتند؛ آنگونه که يکی از مسئولين دولتی با حيرت و افسوس می گفت: «متاسفانه صيغه در فرهنگ مردم ما جا نيفتاده است!» بعداً معلوم شد که «خانه عفاف» هم در فرهنگ ما ايرانی ها جا نمی افتد. يعنی برای اکثر مردم ما رفتن به خانه های عفاف به معنای رفتن به فاحشه خانه هايي است که حتی آن ها که سری به آن می زنند هم حاضر نيستند اين کارشان را علنی کنند. يعنی معلوم شد که مردم نه صيغه می کنند و نه صيغه می شوند و نه به خانه ی عفاف يا صيغه ساعتی تن می دهند. به همين دليل عده ای برای اين که هم مردم را به صيغه های ساعتی تشويق کنند و هم به آن ها اطمينان بدهند که نام شان جايي ثبت نخواهد شد  که آبرويشان برود، دست به ابتکاری بديع زده اند و اخير در روزنامه ها آگهی هايي عجيب و غريب منتشر می کنند. يکی از اين آگهی ها از سفرهای دو روزه و سه روزه به شمال «برای خانم ها و آقايان محترم» خبر می دهند که طی آن «هم مشکلات محرم و نامحرم را حل می کنند» و هم، مطابق توضيحی که در اين آگهی نوشته اند: «در مرحله اول ثبت نام انجام شده و سپس با خانمي که با او آشنا هستيد، به نمايندگي‌هاي ما مراجعه کرده و به دفترخانه‌هاي خاصي معرفي مي‌شويد تا بدون درج در شناسنامه، صيغه عقد براي شما خوانده شده و سپس با ارائه معرفي‌نامه به همراه ما به سفر مي‌آييد». و  سپس اين نويد را داده اند که به زودی اين نوع صيغه های بدون ثبت در شناسنامه (يعنی بدون بدنامی) را در مورد رفتن به هتل ها نيز اجرا خواهند کرد.   

  بازگشت به بالا