|

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
سنگ بنای همهء مفاهيم
سياسی مدرن، «مليت» است
12
شهريور
1389
نسل کنونی ايران نه با مغالطه های هيتلری در مورد
ناسيوناليسم سرو کار دارد و نه با سياست های عصر
پهلوی برای تحميل يک فرهنگ شبه ناسيوناليستی
ِ
از تصفيه گذشته. گوهر تجربهء نسل جوان ما را
روياروئی با حکومتی بوجود آورده است که در گفتار و
کردار و انديشهء خود «ضد ملی» است، و چون چنين است
نه به منافع ملت اعتنا دارد و نه به جان و مال و
آسايش آنها می انديشد و ـ در سودای ابلهانهء
برقراری حکومتی بی مرز و جهانی برای امامی نشسته
در اعماق يک چاه ـ هستی ايرانيان را به باد می
دهد.>>>

برنامهء تلويزيونی ـ دورهء جديد ـ برنامهء شمارهء هفت
10 شهريور 1389
بخش اول ـ راهی برای جلوگيری از جنگ
شکوه ميرزادگی>>>
بخش
دوم ـ
تنها
بديل حکومت مذهبی حکومتی سکولار است
اسماعيل نوری علا>>>
همراه با فايل کوچک صدا
برای دانلود

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
ملاحظاتی
در باب روند آلترناتيوسازی
5
شهريور
1389
در قلمرو آلترناتيوسازی و آفرينش تشکيلاتی سکولار ـ دموکرات (که در
استراتژی خود انحلال حکومت فعلی را ضروری و گريز ناپذير می داند)،
برای رسيدگی به همهء پيشنهادات و تاکتيک ها و نظرات، وجود يک
«دستگاه رهبری آلترناتيوساز و انحلال طلب» حکم واجب قطعی را دارد و
بدون آن تفکيک استراتژی از تاکتيک، و اهداف بلند مدت از ميان و
کوتاه مدت، و نبردها از جنگ ممکن نيست. و از آنجا که يک چنين رهبری
ويژه ای از دل همبسگی و اتحادی ملی بر می خيزد، ناگزير خواهيم بود
که به مبانی و شرايط اين همبستگی نگريسته و دو خواستهء «انحلال
طلبی» و «آلترناتيوسازی» را همچون «تنها شرايط» اين همايش تلقی
کنيم... >>>

برنامهء تلويزيونی ـ دورهء جديد ـ برنامهء شمارهء شش
3 شهريور 1389
بخش اول ـ سالگرد کميتهء نجات و تخريب مداوم ميراث فرهنگی
شکوه ميرزادگی>>>
بخش
دوم ـ
بی
ارتباطی ناسيوناليسم با نژادپرستی
اسماعيل نوری علا>>>
همراه با فايل کوچک صدا
برای دانلود

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
راهی برای خروج از بن بست «آلترناتیو»
29
امرداد 1389
در پی انتخابات سال پيش و پيدايش جنبش سبز، با
نشانه های روشن سکولارش، و خاموشی دردناک و سريع
شهاب ثاقب وارش،
حکومت اسلامی شده است همان هيکل سليمان نبی، که
مدتها ـ ايستاده و تکيه داده به عصا ـ مرده بود
اما کسی پيدا نمی شد که جلو برود، نفس اش را
امتحان کند، نبضش را بگيرد و خبر مرگش را اعلام
کند. تا اينکه موريانه ها به خوردن عصايش مشغول
شدند و چون عصا از درونه تهی شد فروشکست و «هيکل»
نيز همراه آن نقش زمين شد. و آيا هيچ فکر کرده ايد
که معنای نمادين اين داستان، و بخصوص عصا و
موريانه، چيست؟>>>

برنامهء تلويزيونی ـ
دورهء جديد ـ برنامهء شمارهء پنج
27
امرداد 1389
بخش اول ـ پاشنهء آشيل حکومت اسلامی
شکوه ميرزادگی>>>
بخش
دوم ـ
چرا بجای مذهب می
توانيم بگوئيم «نهاد دين»
اسماعيل نوری علا>>>
همراه با فايل کوچک صدا
برای دانلود

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
لنگ کردن از خارج گود؟
22
امرداد 1389
می گويند شما خارج گود نشسته ايد و دستور «لنگش
کن!» صادر می کنيد. ما می گوئيم که شما اگر در اين
کار اولويت و حق سبق داريد کی جلوتان را گرفته
است؟ مگر نه اينکه اگر نيمی تان در داخل کشور به
فلج دائم دچار آمده نيم ديگر و پر غوغاترتان که در
خارج تشريف دارد ـ اتفاقاً نشسته در کنار ما و در
خارج از گود ـ ظاهراً مشغول تماشای «گود» است و در
واقع دائماً دستورات روزانه و هفتگی و ماهانه صادر
می کند؟ اين چگونه يک بام و دو هوائی است؟ آن هم
با اين همه تفاوت در امکانات. ما هنوز يک سالن
برای گرد هم آمدن در اختيار نداريم اما شما مرتب
اتاق فکر راه می اندازید و در سالن های عریض و
طویل در حال تشکیل کنفرانس و کنگره و جلسه هستید،
شما برنامه های رسانه های بين المللی را با وساطت
یا کمک لابی های جمهوری اسلامی تصرف کرده، و
تلويزيون تان را هم، به قول خودتان، به مبارکی ِ
ماه رمضان در همين «خارج گود» براه انداخته ايد...>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
اپوزيسيون زير يک سقف؟
15
امرداد 1389
شايد نخستين فکری که به ذهن آدم رزمنده در صفوف
اپوزيسيون می رسد آن باشد که بايد وسيله ای فراهم
کنيم تا چهره ها و شخصيت های شناخته شدهء سياسی
اپوزيسيون زير يک سقف جمع شده، اختلافات و تشابهات
شان را با يکديگر در ميان گذاشته و، از دل اين
«گفتگوی ملی» به وفاقی سراسری برسيم که از خاک
حاصلخيز آن نيروئی که بتواند تا حد ممکن و مقدور
خود را بصورت يک جانشين عملی در انظار بين المللی
مطرح کند بوجود آيد. اما گفتهء شاعر بزرگ کشورمان
ياد باد که «عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل
ها..!»>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
ترازنامهء سکولار
8
مرداد 1389
«ترازنامهء سکولار» کوششی است از جانب صاحب اين قلم برای ارائهء
نگاهی بر آنچه در مسير ايجاد تفرقه در اردوگاه سکولارها می گذرد؛ و
بررسی سود و زيان اين اتفاقات است، با در نظر گرفتن اينکه گويا،
قاعدتاً، هدف کار سياسی اپوزيسيون سکولار ايران خلاص کردن ملت ضجر
کشيدهء ما از چنگال حاکمان بی صفتی است که به نام خدا کشوری را به
ويرانی و ملتی را به بدبختی کشيده اند.>>>


گفتگوی اسماعيل نوری علا با ستارهء درخشش در
صدای آمريکا
پيرامون سکولاريسم، حقوق بشر و سالگرد قتل عام 67>>>
پيوند برای دانلود فايل کوچک صدا>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
نيروی
جانشين کجاست؟
1 مرداد
1389
به ما می گويند که «کنار گود نشسته ايد و به
پهلوان در مخمصه افتاده در گود سفارش لنگ کردن
حريف را می دهيد و از آنها توقع ناممکن داريد. آخر
چگونه می توان در زير آتش مرگبار سرکوب حکومت از
اين رهبران انتظار انجام چيزی بيش از اين داشت که
انجام می دهند؟» اما ديده ام که اغلب گويندگان
همين سخنان، در عين حال، بشدت در مقابل اين پرسش
نيز ايستادگی می کنند که: «اگر وضع چنين است که
شما می گوئيد آيا نبايد نتيجه گرفت که رهبری جنبش
بايد در خارج از ايران شکل بگيرد؟»>>>

از مجموعهء «ياد بعضی نفرات...»
از قله ای که سيمين بر آن ايستاده
است
شعر سيمين شعری اکنونی ـ تاريخی می شود؛ يعنی به
زمانه می پردازد اما اسير زمانه نمی شود و به
تاريخ می پيوندد، حال آنکه شعر جوان ايران رو به
پوچ گرائی می کند و به ناماندگاری هيچ سرائی می
رسد. علت
آشکار است: برای شعر اکنونی ـ تاريخی نوع سيمين،
علاوه بر استعداد و سواد و زبان دانی و تخيل، يک
جزء ديگر هم لازم است، جزئی که شهامت و از جان
گذشتگی نام دارد. اين نادره ای است که در کمتر
آدمی يافت می شود و بخصوص اهل هنر و ادب معمولاً
کمترين بهره را از آن می برند و دل نازک شان طاقت
تهور کردن ندارد. سيمين اما تازه پس از روياروئی
با خصم خونريز فرهنگی خود بود که در پيلهء عطرآگين
شعرش شمشير آن شهامت تاريخی را يافت و آنچنان
نترسيد که روئين تن شد.>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
چهار شب سکولار در شمال کاليفرنيا
25
تير
1389
مجلس که آغاز می شود، و در پی آنچه که من می گويم، دستی از ميان
جمعيت به نشان پرسشی بر می خيزد و چهره ای ناشناس در اجزاء و آشنا
در ترکيب می پرسد که «آيا شما را بايد جزو "موسوی ستيزان" دانست؟»
می پرسم که چرا بايد با «اشخاص» ستيزه کرد وقتی که مشکل در اختلاف
در «مقصد» است؟ مقصد من ـ و هر آدم سکولار ديگر ـ همان «مقصد اعلام
شده» ی مهندس موسوی نيست.>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»
18 تير 1378،
آغازگاه جنبش سکولار ايران
18
تير
1389
انتشار جمعه گردی های اين هفته مصادف شده است با
سالگرد واقعهء 18 تير که رفته رفته خاطرهء 16 آذر،
بعنوان روز دانشجوی ماقبل انقلاب، را کمرنگ کرده و
خود جانشين آن می شود. اين جانشين شدن را می توان
از ديدگاه های مختلفی بررسی کرد اما، برای من که
دغدغه ای جز گسترش روند تبديل شدن خواستاری حکومت
غير مذهبی (و نه ضد مذهبی) به گفتمان ملی ايرانيان
ندارم، واقعهء 18 تير معنائی بسا فراتر، گسترده تر
و عميق تر از جنبش دانشجوئی دارد، هرچند که فوران
آن در دانشگاه صورت گرفته و بيش ترين هزينه را هم
دانشجويان شجاع و شريف ما پرداخته اند. >>>

از مجموعهء «ياد بعضی نفرات...»
مردی
با کمان و مرز موسيقی
دربارهء اسفنديار منفردزاده
 |