|

===============

===============

============

============
غفار حسينی
============
بيژن کارگر مقدم
================

================ |

از مجموعهء «جمعه گردی ها»>>>
حاکميت ملت و معمای نوع حکومت
22
ارديبهشت 1391
در
موقعيت کنونی صلاح کشور ما بطور کلی، و اپوزيسيون حکومت اسلامی
بطور اخص، در آن است که بپذيرد در آيندهء ايران هر که در «رأس» می
نشيند ـ چه شاه باشد و چه رئيس جمهور ـ صرفاً جنبه ای نمادين داشته
و اين دو نوع حکومت قابل جابجائی هستند. چرا که اگر پادشاهی خواهان
و جمهوری طلبان بر اين اصل توافق کنند که «در حکومت آيندهء ايران،
چه جمهوری باشد و چه پادشاهی، رياست کشور منصبی تشريفاتی و فاقد
مسئوليت خواهد بود و قدرت واقعی در دست نمايندگان مردم و مسئولان
قوای سه گانه قرار خواهد داشت» آنگاه راه برای ايجاد ائتلاف وسيعی
از مخالفان انحلال طلب حکومت اسلامی باز می شود.>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»>>>
کوششی برای خروج از بن بست ائتلاف
15
ارديبهشت 1391
می توانيم کار خود را
با اين پرسش آغاز کنيم که «آيا اصولاً اختلافات بر سر موضوعاتی
همچون نوع حکومت و دولت و مديريت در "خارج کشور" قابل حل و فصل
است؟ آيا اگر نيروهای جمهوری خواه و پادشاهی خواه سال ها در خارج
کشور در برابر هم صف آرائی کرده و از هم انتقاد نمايند حاصلی به
دست خواهد آمد؟ آيا حتی اگر يکی از طرفين موفق شود طرف ديگر را
مجاب کند که گزينهء او بهتر و منطقی تر است کار را بايد تمام شده
تلقی کرد؟ آيا توافق خارج کشوری ها بر سر اينکه، مثلاً، حکومت
آيندهء ايران پادشاهی باشد می تواند راه پادشاهی را در فردای
فروپاشی حکومت اسلامی همواره کند؟ از نظر من، پاسخ همهء اين پرسش
ها بی گمان منفی است. توافق هائی از اين دست در خارج کشور هيچگونه
تضمين اجرائی در فردای فروپاشی حکومت اسلامی ندارند. >>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»>>>
در آداب گفتگو با حريفان
8
ارديبهشت 1391
واکنشی که در دو هفتهء گذشته نسبت به شرکت برخی از انحلال طلبان
(از جمله خود من) در کنفرانسی که اصلاح طلبان نيز در ايجاد آن هم
سهم و هم شرکت داشتند (کنفرانس مهرداد مشايخی در واشنگتن، هفتم و
هشتم ماه آوريل)، نشان از آن داشت که بسياری از ما هنوز از سنت های
متعلق به دوران های ماقبل عصر ارتباطات بر نگذشته ايم و گروهائی از
اپوزيسيون ما تفاوت بين دو اردوگاه عمدهء سياسی اصلاح طلب و انحلال
طلب را همچون تفاوت مذهبی ِ «دارالاسلام» و «دارالکفر» (و يا حتی
«دارالحرب») می بينند، هرگونه گفتگوی بين اردوگاه های متخالف سياسی
را «گناه کبيره» تلقی می کنند، آن را نوعی سازش و وادادگی و حتی
خيانت تلقی کرده و در ريشه های «واقعه» همواره به کار يافتن توطئه
مشغول اند.>>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»>>>
ترسی بدتر از مرگ
1 ارديبهشت 1391
شرکت نيمدلانه در
کنفرانس زنده ياد مهرداد مشايخی در واشنگتن از يکسو، و خواندن
مطلبی از عباس عبدی، اصلاح طلب مقيم تهران، از سوی ديگر، چشم انداز
جديدی را بروی من باز کرد و، در دو سوی ساده لوحی و محاسبهء غلط،
يا حتی سوء نيت و غرض ورزی و توطئه، اعماق ترسی را در رابطه با
آيندهء ديوانسالاری کشور و نيز داستان حقوق اقوام (يا مليت ها، يا
هر عنوان قراردادی ديگر) نشانم داد که انقلابيون سابق آن را در
ميان مردم می پراکنند و خودشان هم، تحت تأثير آن، به محافظه کارانی
فلج تبدیل شده اند. همين ترس محافظه کاران سنتی را نيز به ترسی
بدتر از مرگ کشانده و واژه های براندازی و سرنگونی ـ و حتی انحلال
طلبی ـ را در قاموس بخش بزرگی از اپوزيسيون حکومت اسلامی مکروه و
مردود کرده است. >>>

از مجموعهء «جمعه گردی ها»>>>
در حاشيهء کنفرانس
مهرداد مشايخی در واشنگتن
25
فروردين 1391
در
اين کنفرانس من توضيح دادم که از نظر ما انحلال طلبان «گذار به
دموکراسی» نام ديگری جز برانداختن حکومت اسلامی بهر صورت ممکن،
انحلال ساختار آن و لغو قانون اساسی اش ندارد و در مسير مبارزه
برای اين هدف ما همهء اصلاح طلبان و اقمارشان را تخته سنگی فرو
افتاده در راه خود می دانيم و ناچاريم که بخشی از مبارزه را نيز به
درافتادن با آنها اختصاص دهيم. اعتراض من به حضور آقای آرش غفوری
(از دستياران و برنامه ريزان ستاد انتخاباتی خاتمی و موسوی) آن بود
که طرح ايشان را بايد «طرح بازگشت به جهنم دوران طلائی» می خواندند
و نه طرحی برای گذار به دموکراسی. >>>
\
نوروز عيوضی
1
فروردين 1391
هر
سال، نوروز که از راه می رسد، در ذهن من، و در ميان خاطره های
اکنون انبوه ِ اين همه سال ِ دود شده و به هوا رفته، هميشه جائی هم
برای داستان «عيوض آقا» هست؛ داستانی که، در آغازگاهان نه سالگی
ام، یعنی نوروز 1330، مرا با مفهوم «بيمه» در «جامعه های بی در و
پيکر» آشنا کرد!>>>

از مجموعهء «در پيشگاه فرهنگ»>>>
چهارشنبه 2 فروردين 1391
1391،
سال بزرگداشت فرهنگ ايران و...
شکوه ميرزادگی >>>
هدف
و وسيله در بحث آلترناتيوسازی
اسماعيل نوری علا>>>
همراه با فايل کوچک صوتی>>>

ازمجموعهء «ياد بعضی نفرات...»
ده سال با سيمين دانشور
19 اسفند
1390
آل
احمد در طول راه از سفر امريکای من پرس و جو می کرد و از ديدن طاق
نصرت ها حرص می خورد. بعد گفت که «من، برای کاری، دو سه خط شعری را
از انگليسی ترجمه کرده ام اما سيمين می گويد که مطلب را درست
نفهميده ام. بد نيست حالا که زحمت کشيده ای قدمی بيائی خانهء ما و
تو هم نظر بدهی». من سيمين خانم دانشور، نويسندهء سرشناش و استاد
مشهور هنرشناس و تاريخ دانشکدهء ادبيات را تا آن روز نديده بودم و
از اين دعوت خوشحال شدم، هرچند که می دانستم سيمين خانم تحصيل
کردهء امريکا است و انگليسی را هم حتماً بسيار بهتر از من می داند؛
اما شوق ديدار او بمن اجازه نداد که بگويم «تيمم باطل است آنجا که
آب است».>>>

|

چهارشنبه ها، تلويزيون انديشه

9 صبح بوقت لوس آنجلس
======
شنبه ها، در راديوی پرشين

7 بعدازظهر بوقت لوس آنجلس
======
جمعه ها تلويزيون ميهن

===============

===============
================

پيوند دانلود رايگان>>>
پيوند خريد نسخهء چاپی>>>
============
|